قارچBipolaris sorokiniana

قارچBipolaris sorokiniana كه تلئومورف آن  Cochliobulus sativus میباشدعامل پوسیدگی معمولی ریشه، لكه قهوه ای برگ، سوختگی خوشه و سیاه شدن دانه های گندم و جو میباشد. این قارچ در مناطقی گرم و مرطوب از تهدیدات جدی گندم و جو است. قارچ با ترشح توكسین و آنزیم هایی باعث مرگ سلو لهای میربان بعد از تغذیه از آنها می شود زیرا یك قارچ نیمه زیوا پرور می باشد. میتوان از توكسین ها  Prehelminthosporium و از آنزیم ها هیدرولیز كننده های گلوكز و سلولز را نام برد.

نژاد های مختلف قارچ قدرت بیماری زایی متفاوتی داشته و با توجه به ارقام گیاهان میربان و مقاومت آنها علائم یكسانی را با شدت وضعف نشان می دهند. لكه های بیضوی تا كشیده قهوه ای روشن تا تیره در سطح برگ  ،پوسیدگی و قهوه ای شدن خوشه ، پوسیدگی ریشه ، زردی گیاهچه و كامل نشدن دانه از جمله علائم این قارچ بر روی گیاهان میزبان میباشند. ایجا د زخم ها روی برگ از علائم تیپیك بیماری است كه با توجه به رقم میزبان، اندازه آنها متفاوت بوده و از این طریق می توان رقم مقاوم تر را تشخیص داد.

این قارچ با تولید آپرسوریوم و میخ های نفوذی در سلول های گیاه نفوذ  می كند و مواد غذایی خود را به دست می آورد. فرم جنسی قارچ به ندرت در طبیعت دیده شده و زمستان گذرانی اكثرا به صورت كنیدی ها و میسلیوم می باشد. لازم به ذكر می باشد بین آلودگی ریشه و آلودگی برگ ارتباطی وجود ندارد و مقاومت هر كدام به بیماری نیز با ژن های متفاوتی كنترل میشود.

عوامل بیرونی مانند حرارت و رطوبت هوا و خاك و عوامل درونی قارچ مانند میزان توكسین و آنزیم های تولید شده از فاكتورهای بیماری زایی می باشند كه در شدت و ضعف بیماری نقش دارند.

 برای ایجا مقاومت به بیماری در گیاه ژن های 1sو5sدخالت دارند . اخیرا از ژن جهش یافته Mlo برای افزایش مقاومت استفاده شده و نتایج خوبی به دست آمده است  ژن جهش یافته، باعث تجمع پر اكسید هیدروژن در سلول میزبان شده كه این تركیب با كشتن سلولهای میزبان مانع از گسترش قارچ در گیاه میشود. ژن Mlo  را از جو های وحشی مقاوم به بیماری به دست آورده اند. این روش در كنار كنترل بیولوژیك میتواند یكی از را ه های كنترل بیولوژیك به حساب آید.استرین های بعضی باكتری ها و جدایه ها تعدادی از قارچ ها نیز در كنترل بیولوژیك استفاده میشود. از دیگر راه های كنترل می توان به كنترل زراعی ( ارقام مقاوم،  از بین بردن بقایا ، مدیریت خاك و تناوب ) و كنترل شیمیایی ( ایپردیون ، مانكوزب، كلروتالونیل و ....... ) اشاره كرد.

قارچ عامل Blast

در مورد تاكسونومی و اسامی عامل بیماری به مطالعات وسیعی در مورد حل این مسئله نیاز است. دو نام برای جنس قارچ بكار رفته، به نام‌های pyricularia و Dactylaria كه در 1880 بوسیله ساكار دو گونه p.grisea (cooke) Saccardo به جای چند گونه قارچ منتشر شد. نام‌های pyricularia grisea و Dactylaria grisea و p. oryzae و D. oryzae در مواقع مختلف بوسیله محققین بكار رفته است.Asuyama در سال 1965 مشخص نمود كه قارچ عامل بلاست روی برنج و علفهای پنجه زن، مربوط به جنس pyricularia می‌باشد. Hughes در 1958 در منابع اولیه، نام قارچ را با تلفظ piricularia تغییر داده است. نامگذاری گونه p. oryzae در 1892 به Briosi & cavara نسبت داده شده ولی در اغلب منابع به cavara نسبت می‌دهند cavara گونه‌های جدید دیگری مانند p. grisea را روی علف‌های رونده شرح داده است كه مولفین از لحاظ مرفولوژی، كنیدیها و كنیدیوفورها و میزبان، تفاوتهایی در مورد این دو گونه ملاحظه كرده‌اند.

          شبه گونه p. oryzae از شبه رده قارچهای ناقص Adelomycetes و گروه Radulous porae می‌باشد. كنیدیوفورهای این قارچ، معمولا در سطح برگ بصورت منفرد یا مجتمع از هر روزنه برگ خارج می‌شود.

           كنیدیوفورها استوانه‌ای شكل و به طول 60 تا 120 میكرومتر هستند كه در قسمت قاعده كمی ضخیم می‌باشند. تعداد 2 تا 4 دیواره عرضی در طول آنها وجود دارد كه در قسمت قاعده به خوبی مشخص می‌شود ولی در قسمت‌های بالایی نامشخص است.

          كنیدیها گلابی شكل كشیده می‌باشند كه در قسمت نوك باریك هستند و در قاعده به یك پایه یا زایده كوتاهی ختم می‌شوند. كنیدیها سه حجره‌ای و نیمه شفاف و كمی تیره‌اند و اندازه آنها بسته به شرایط محیط 12-10 × 22-20 میكرومتر می‌باشد تعداد 1 تا 20 كنیدی روی هر كنیدیوفور ایجاد می‌شود. كنیدیهای ثانوی در انتهای شاخه‌هایی كه در زیر محل اتصال كنیدیهای قبلی روی كنیدیوفورها رشد كرده تولید می‌شود. به عقیدهYaegashi  فرم جنسی قارچ p.oryzae شناخته نشده ولی فرم جنسی گونه p.grisea را Hebert روی گیاه Diyitaria sanguinalis crab grass (L. Scop) و محیط كشت sachs مخلوط با كاه برنج بصورت پریتسیومهایی مشاهده نمود و آن ceratos phaeria grisea Hebert این دو گونه قارچ از لحاظ مرفولوژیكی شبیه بوده، فقط از لحاظ بیماریزایی متفاوت‌اند. Kato, 1977 در اثر تلقیح بین قارچ از گیاه، finger millet (Eleusine coracona (L.) Gaernit یا Ragi و برنج موفق به تولید پریتسیومهایی شد كه شباهت زیادی به پریتسیومهای c.grisea داشت. آسكها یك لایه و آسكوسپورها، دوكی شكل چهار حجره‌ای هستند. نامبرده اظهار نمود، ایزوله‌های قارچ از روی برنج قدرت حمله به Ragi را ندارد و علی‌رغم این اختلاف در میزبان، هر نژاد باروری خود را با تركیب سایر نژادها حفظ كرده است. تفاوت بیماریزائی در میزبان هنوز مورد بحث است و بستر و گونل (Webster & Gunnell, 1992) این دو گونه را مترادف دانسته و نام p.grisea را جهت بلاست برنج صحیح دانسته‌اند و ادعا كرده‌اند كه فرم جنسی هر دو یكسان می‌باشد.

         این فرم جنسی به نام (T.T.Hebert) Yaegastli & udagawa Magnapor the grisea بوده كه در طبیعت یافت نشده است. این قارچ یك Ascomycete از خانواده physosporelleaceae بوده كه آسكوسپورهای شفاف، دوكی شكل، سه حجره‌ای درآسكهای یك لایه تولیدمی‌كنند. و هتروتالیك می‌باشند. تقریبا كلیه جدا شده‌ نمونه های قارچ در مزرعه روی برنج، گامت نر بوده و قدرت باروری یكدیگر را ندارد. در حالیكه بسیاری از جدا شده‌های سایر علفها هرمافرودیت هستند استرین‌های هرمافرودیت، قادر به تلقیح قارچ‌ روی برنج می‌باشند.

کنترل قارچ گونه های Penicillium spp و: Botrytis spp

برای کنترل گونه های مختلفی از قارچ های Penicillium و Botrytis که پوسیدگی نرم و پوسیدگی قهوه ای در مرکبات ایجاد می کنند از قارچ Candida Olephila به عنوان عامل کنترل بیولوژیک استفاده می گردد.
این قارچ با نام تجاری Aspire در آمریکا و کشورهای اروپایی به صورت پودر قابل تعلیق در آب موجود است. معمولا از این فرمولاسیون به صورت اسپری بعد از برداشت بر روی مرکبات استفاده می گردد تا بیماری های پوسیدگی ناشی از پنیسیلیوم و بوتری تیس کنترل شوند. طبیعتا توسعه استفاده از قارچهای کنترل بیولوژیک برای کنترل قارچهای فوق الذکر که بسیار گشترده بوده و خسارت عمده ای به خصوص به محصولات وارد می کنند بسیار ارزنده و مفید خواهد بود.
کنترل زنگ گندم Puccinia graminis: قارچ Aphanocladium album بر روی تاول های یوردیال بر روی گندم که توسط Puccinia graminis f.sp tritici بوجود می آید، کنترل می شود.
قارچ Sphaerellopsis filum به عنوان بیمارگر قارچ (مایکوپارازیت) روی قارچهای عامل زنگ مخصوصا قارچهای Puccinia spp, uromyces spp از جمله زنگ برگ گندم P.recondita فعالیت می کند.
بیماری پاخوره گندم Take-all Disease: این بیماری گسترش جهانی دارد و در اغلب مناطق در مورد کشت گندم در دنیا یافت می شود و خسارت عمده ای به گیاه گندم وارد می نماید.
پاخوره گندم یک بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه گیاه گندم و سایر خانواده غلات می باشد و توسط قارچی به نام Gaeumannomyces graminis که متعلق به رده آسکومایستها است، ایجاد می شود این بیماری به خصوص در کشتهای هر ساله و مداوم یک محصول شیوع بیشتری داشته و خسارت زیادی را در مزارع ایجاد می کند. در اثر این بیماری بوته آلوده می میرد(Take-all) و گیاه نابود می شود و محصول تولید نخواهد شد. در مراتع و چمن زارها نیز آلودگی به صورت منطقه ای یا کچلی (Patch) مشاهده می شود. این قارچ با افزایش قارچ Phialophora graminicola که یک بیمارگر ضعیف در خانواده غلات است تا حدودی کنترل می شود. در حقیقت افزایش قارچ Ph. graminicola موجب کاهش جمعیت G.graminis گشته و بیماری پاخوره به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. دلیل این امر یا افزایش مقاومت گیاه میزبان به بیماری پاخوره و یا رقابت Ph. graminicola با قارچ عامل بیماری می باشد که برای استقرار، رشد و گسترش آن ممانعت ایجاد می کند. پارازیت ضعیف دیگری در امر کنترل بیماری پاخوره در چمن زارها G.graminis var.graminis می باشد. استرالیا و سایر کشورها با آب و هوای معتدل دو قارچ و دو آنتی بیوتیک پایرون (Pyrone) به طور موثری پاخوره را کنترل می کنند. این قارچ عامل کنترل بیولژیک با نامهای Contans WG و Intercept WG در کشورهای مختلف خصوصا آلمان به صورت گرانول های قابل تعلیق در آب اسپری می شود.

تغذیه ی قارچها

 

با وجود تنوع در اندازه، شكل وساختمان، تمامی قارچها فاقد كلروفیل بوده ودر نتیجه قادر به ساختن مواد غذایی مورد نیاز خود نمیباشند و اجبارا" به مواد آلی ساخته شده توسط دیگر موجودات متكی هستند. بنابراین قارچها بر خلاف جلبكها یا گیاهان دیگر جزء موجودات هتروتروف Heterotroph میباشند. بسیاری از قارچها در آزمایشگاهها برروی محیطهای كشت مصنوعی و بطور خالص كشت داده میشوند، این محیطهای كشت معمولا" دارای عناصر معدنی و مواد غذایی لازم بوده و با این مواد مایسیلیم قارچ میتواند پروتئینهای مورد نیاز خود را بسازد. عناصر مورد نیاز قارچها عبارتند از مس CU، مولیبدون MO ، منگنز MN، منیزیم MG، آهن FE، روی ZN ، گوگرد S ، پتاسیم K، فسفر P، نیتروژن N، اكسیژن O، هیدروژن H، كربن C واحتمالا" كلسیم CA. این مواد بایستی بصورتی در محیط كشت باشند كه قارچ بتواند از آنها استفاده نماید. بطور كلی گلوكز بهترین منبع برای تامین كربن بوده و با وجود این مالتوز، ساكارزونشاسته ی قابل حل، توسط تعدادی از قارچها بعنوان منبع كربن مورد استفاده قرار میگیرند. بهترین منابع تولید نیتروژن تركیبات آمونیم یا آمینواسیدها هستند ولی ممكن است تعدادی از قارچها نیتراتها را تهیه و مورد استفاده قرار دهند، همچنین تعدادی از قارچها قادرند ویتامینهای مورد نیاز خودرا بسازند اما تعداد كمی از قارچها ممكن است به ویتامینهای تیامین یا بیوتین ویا هردو نیاز داشته باشند. قارچهای مختلف احتیاجات غذایی متفاوتی دارند، تعدادی از آنها مثل Penicillium یا Aspergillus میتوانند روی هرماده ای كه در ساختمان آن مواد آلی بكاررفته باشد رشد نمایند. ازسوی دیگر قارچهایی وجود دارند كه به مواد غذایی خاصی نیازدارند، مثلا" بعضی از قارچها میتوانند یك گونه، یك واریته ویا یك نژاد بخصوص ازیك میزبان را مورد حمله قرار داده واز این طریق مواد غذایی مورد نیازخودرا تامین كنند. قارچها انزایمهایی به داخل یا خارج سلولهای خود ترشح میكنند كه انزایمهای داخل یا خارج سلولی نامیده میشوند.انزایمهای خارج سلولی Extracellular مواد غذایی پیچیده Complex را به اشكال ساده تر تجزیه میكنند و این مواد معمولا" در نهایت توسط قارچ و از طریق سطح هیف جذب میگردند. انزایمهای درون سلولی Intracellular در داخل سلول عمل كرده و انرژی لازم جهت جذب مواد غذایی از سلول میزبان را تامین مینمایند.

براساس نوع تغذیه قارچها به سه گروه تقسیم میشوند:

Saprophytes .1

Parasite .2

Symbionts .3

منبع : http://tu-myco.mihanblog.com

کنترل بیولوژیک آفات

کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.

کنترل بیولوژیک

- طبیعی؛
- کاربردی.

کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.
کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:

۱) انواع موجودات آفت هدف؛
۲) انواع دشمنان طبیعی؛
۳) روش‌های بکارگیری دشمنان طبیعی
۱) انواع موجودات آفت هدف

الف) بطور کلی حشرات مهم‌ترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بوده‌اند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترل‌شان ایجاد کرده‌اند.
اما مهم‌ترین راسته‌ای که تعدادی از گونه‌های آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفته‌اند راسته (Hemiptera) می‌باشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گیرنده شته‌ها، شپشک‌ها، سفیدبالک‌ها و پسیل‌ها می‌باشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب می‌شوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونه‌های راسته (Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولات کشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آن‌ها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشک‌ها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آن‌ها فراهم است.

ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامه‌های کنترل بیولوژیک کنه‌ها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهم‌ترین کنه‌های گیاهخوار هستند که بر علیه آن‌ها کنترل بیولوژیک انجام شده است.

ج) دسته دیگر این حشرات، حلزون‌ها و راب‌ها هستند که به آن‌ها لیسَک نیز گفته می‌شود. برای کنترل بیولوژیک حلزون‌ها و راب‌ها کوشش‌هایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.

د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علف‌های هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علف‌های هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامه‌های کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بوده‌اند که ۵۰ درصد آن‌ها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.

ذ) علاوه بر این‌ها، بیماری‌های گیاهی و مهره‌داران هم می‌توانند از اهداف برنامه‌های کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان می‌تواند در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.

۲) انواع دشمنان طبیعی

مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار می‌گیرند.

الف) حشرات پارازیتوئید از عمومی‌ترین دشمنان طبیعی آفات به شمار می‌آیند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به روش‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. برنامه‌های کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر درباره‌ی دو راسته (Hymenoptera) یا بال‌غشائیان و زنبورها یا (Diptera) می‌باشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونه‌های زیر خانواده‌ی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشک‌ها هستند و در برنامه‌های کنترل بیولوژیک آفات گلخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند.

از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانواده‌های (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوق‌العاده حائز اهمیت هستند.

ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونه‌های گیاهخوار تغذیه می‌کنند. مهم‌ترین شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آن‌ها کفشدوزک‌ها اطلاق می‌شود و تعدادی دیگر از خانواده‌ها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بال‌توری‌ها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بال‌توری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانواده‌های(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

ج) گروه دیگر از عوامل بیماری‌زا، بندپایان هستند. مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای بندپایان مربوط به ویروس‌ها، نماتدها، تک سلولی‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌ها هستند.
در بین باکتری‌ها، باکتری‌های گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتری‌هایی هستند که برای کنترل گروه‌های مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در گروه ویروس‌ها، شانزده خانواده از ویروس‌ها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اما دلیل اینکه ویروس‌ها مانند باکتری‌ها براحتی تولید نمی‌شوند چیست؟

ویروس‌ها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آن‌ها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا می‌کنند در حالیکه باکتری‌ها براحتی بر روی مخمرها تکثیر می‌شوند. به همین دلیل استفاده از باکتری‌ها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.

د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچ‌ها هستند بخصوص قارچ‌های خانواده (Entomophthoraceae) و زیر گروه‌های (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که برای کنترل حشرات و گیاهان زینتی مخصوصاً گونه‌ای به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ذ) دسته دیگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلولی‌ها هستند، شاخه‌های (Apicomplexa) و (Microspora) از مهم‌ترین تک سلولی‌ها هستند که بر روی حشرات ایجاد بیماری می‌کنند. مخصوصاً تک سلولی‌های جنس (Nosema) از اهمیت بیشتری برخوردارند. تعدادی از گونه‌های این جنس بصورت تجارتی تولید شده‌اند و برای کنترل ملخ‌ها و آبدزدک‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ر) گروه دیگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بیولوژیک، حشراتی هستند که از علف‌های هرز تغذیه می‌کنند. در این بین خانواده‌های (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهمیت زیادی برخوردارند.

کنترل بیولوژیک شپشک‌ها

کنترل بیولوژیک شپشک‌های نرم تن

شپشک‌های نرم تن متعلق به خانواده(Coccidae) می‌باشند. تعدادی از مهم‌ترین گونه‌های این خانواده که در روی محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی ایجاد خسارت می کنند عبارتند از :

۱) hesperidum Coccus
۲) Saissetia oleae
۳) Saissetia coffeae
مهم‌ترین پارازیتوئیدهای شپشک‌های نرم تن متعلق به خانواده(Aphelinidae) و(Encyrtidae) هستند.

از خانواده (Encyrtidae) مهم‌ترین گونه متعلق به جنس (Metaphycus) و (Encyrtus) هستند. جنس helvolus) (Metaphycus در کشور ایران وجود دارد و به عنوان یکی از عوامل کنترل بیولوژیک تکثیر و در گلخانه‌ها و در روی گیاهان زینتی رهاسازی می‌شود که می‌تواند شپشک‌های نرم تن را تحت کنترل در بیاورد.
گونه دیگری که در کنترل بیولوژیک مورد استفاده هستند زنبورهایی به طول ۲ میلی‌متر می‌باشند که مراحل مختلف پورگی شپشک‌های نرم تن را پارازیته می‌کنند. در این گونه، حشرات ماده زرد رنگ و حشرات نر تا حدودی تیره تر هستند.
هر حشره ماده در طول روز ۵ شپشک ماده را پارازیته می‌کند و چندین برابر این تعداد را از طریق تغذیه از بین می‌برد. در حقیقت زنبورها هم شکارگر هستند و هم پارازیتوئید.
رشد کامل حشرات در ۳۰ درجه سانتی‌گراد حدود ۱۱ روز و ۱۸ درجه سانتی‌گراد حدود ۳۳ روز به طول می‌انجامد.
از خانواده (Encyrtus) به گونه‌ای بنام (Encyrtus lecaniorum) وجود دارد که نوعی زنبور پارازیتوئید است و برای کنترل شپشک‌های نرم تن در گلخانه‌ها رهاسازی می‌شود. در خانواده (Aphelinidae) مهم‌ترین شپشک‌های نرم تن پارازیتوئید متعلق به گونه (Coccophogus) هستند. از این گونه(Coccophagus lycimnia) گونه‌ای است که در ایران نیز وجود دارد. این گونه تقریباً در تمام نقاط دنیا پراکنده می‌باشد، و برای کنترل بیولوژیک بعضی شپشک‌های نرم تن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آیا هر یک از این زنبورهای ذکر شده بر علیه نوع خاصی از شپشک‌ها کاربرد دارد؟
خیر، از آنجا که هیچکدام از این زنبورها مونوفاژ (Monophage) نیستند، و صرفاً از گونه‌ای خاص از شپشک‌ها تغذیه می‌کنند در محیط‌های گلخانه‌ای که تعداد آفات مشخص است تمرکز پیدا می‌کنند.

گروه دیگر از شپشک‌هایی که بر روی گیاهان زینتی و گلخانه‌ای فعال هستند، شپشک‌های آردآلود می‌باشند. این گروه متعلق به خانواده (Pseudococcidae) هستند. تعدادی از مهم‌ترین شپشک‌های این خانواده بر روی گیاهان زینتی عبارتند از :
۱) Pseudococcus citri
۲) adonidum Pseudococcus
۳) Pseudococcus obscorus
مهم‌ترین دشمنان طبیعی این شپشک‌ها، کفشدوزک‌های خانواده (Coccinellidae) مخصوصاً گونه‌ای بنام (Cryptolaemus montrouzieri) است که این گونه درایران بصورت تجارتی تولید می‌شود و برای کنترل شپشک‌های نرم تن، بخصوص در شمال کشور کاربرد دارد. طول این کفشدوزک در حدود چهار تا پنج میلی ‌متر استو بدنی قهوه‌ای و سری نارنجی رنگ دارد. این حشرات بعد از پنج روز از آغاز جفت‌گیری، شروع به تخم‌گذاری می‌کنند. کفشدوزکهای ماده تخم خود را در داخل جوانه های گیاهان مخصوصا در داخل توده های تخم شپشک های آرد آلود قرار می دهند و در مدت عمر خود قادر هستند حدود ۵۰۰ تخم شپشک های آرد آلود را مورد تغذیه قرار بدهند. لارو و حشرات کامل کفشدوزکها از مراحل مختلف شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند. اما حشرات کامل برای تغذیه ترجیحا از تخم و لاروهای سنین اولیه و لاروهایی که به رشد کامل رسیده اند و همچنین مراحل مختلف رشدی شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند.

کفشدوزک‌های (Cryptolaemus montrouzieri) گونه‌ای پلی‌فاژ(Polyphage) هستند، علاوه بر شپشک‌های آردآلود از شپشک‌های نرم تن (Coccidae) نیز تغذیه می‌کنند.
در دمای ۲۱ درجه سانتی‌گراد هر لارو این حشرات حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ پوره سنی ۳-۲ شپشک‌های آردآلود را مورد تغذیه قرار می‌دهند تا به رشد کامل برسند.
درجه حرارت تاثیر فوق‌العاده زیادی بر سیکل زندگی و دوره رشدی این کفشدوزک‌ها دارد. به عنوان مثال در ۳۰ درجه سانتی‌گراد، مدت زمان لازم برای رشد کامل این حشرات حدود ۲۵ روز می‌باشد اما در ۱۸ درجه سانتی‌گراد این مدت به ۷۲ روز افزایش می‌یابد.
حداکثر کارآیی این کفشدوزک‌ها در چه شرایطی می‌باشد؟ در دمای بالای ۳۲ درجه سانتی‌گراد و زیر ۱۶ درجه سانتی‌گراد این حشرات فاقد توانایی تولید مثل (غیرفعال) هستند. بهترین دما برای فعالیت این کفشدوزک‌ها ۲۸ درجه سانتی‌گراد می‌باشد.
گروه دیگر از دشمنان طبیعی شپشک‌های آردآلود زنبورهای پارازیتوئید، مخصوصاًً خانواده (Encyrtidae) می‌باشند.

گونه‌ای از این خانواده زنبورهایی با نام (Leptomastix dactylopii) هستند که طول بدن آن‌ها ۲ میلی‌متر است و تخم‌شان را در داخل بدن پوره‌های سنین مختلف شپشک‌ها قرار می‌دهند. این زنبورها در واقع یک پارازیتوئید داخلی یا(Endoparasitoid) هستند. تخم این حشرات پس از قرار گرفتن در داخل بدن شپشک‌های آردآلود تفریغ می‌شوند و لارو آن‌ها محتویات بدن شپشک آردآلود را مورد تغذیه قرار می‌دهد و نهایتا ًً در داخل بدن شپشک تبدیل به شفیره می‌گردند. شفیره این حشرات پس از مدتی تبدیل به حشره کامل گشته و حشره کامل از طریق سوراخی که در پوسته شپشک آردآلود ایجاد می‌کند از آن خارج می‌گردد.
زنبور دیگری که برای کنترل بیولوژیک شپشک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، زنبوری بنام (Anagyrus pseudcocci) از خانواده (Leptomastix dactylopii) است. طول دوره‌ی زندگی این زنبور کوتاه است.

زنبورهای ماده این گونه به رنگ قهوه‌ای و شاخک آن‌ها سفید است. این زنبورها به طور انبوه تکثیر می‌شوند و در محیط‌های گلخانه‌ای رهاسازی می‌شوند و بخوبی می‌توانند آفات را تحت کنترل درآورند.
کنترل بیولوژیک آفات در گلخانه، نسبت به کنترل بیولوژیک آن‌ها در محیط‌های طبیعی کاملاًً قابل دسترسی می‌باشد. بنابراین استفاده از سموم در محیط‌های گلخانه‌ای و بر روی گیاهان زینتی لازم نیست، بلکه با استفاده از دشمنان طبیعی در محیط‌های گلخانه‌ای مبارزه با آفات انجام می‌گیرد.

کنترل بیولوژیک شته ها

شته ها

شته ها متعلق به خانواده آفیدیده (Aphididae) هستند و تعدادی از آن‌ها از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانه‌ای محسوب میشوند. مهم‌ترین دشمنان طبیعی شتهها زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی دیئیده(Aphidiidae) هستند که در برخی از منابع بعنوان زیر خانوادهها آفیدئینه (Aphidiinae) از خانواده براکونیده (Braconidae) ذکر میشود. در این خانوادهها تعدادی از گونهها از جنسهای مختلف مانند زنبورهای جنس پروان(Proan) ، لایزیفلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و تری‌اکسیس (Trioxys) وجود دارند که صرفاً پارازیتوئید گونههای مختلف شتهها هستند.

بطور کلی زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفیدیده به طول حدود ۲ تا ۳ میلیمتر و عموماً به رنگ سیاه هستند. این زنبورها بعد از جفت گیری تخم‌شان را در داخل بدن شتهها قرار میدهند و بصورت ایندو پارازیتوئید یا پارازیتوئید داخلی لاروهایشان در داخل بدن شتهها رشد و نمو میکنند تا اینکه به مرحله حشره کامل برسند. بعد از رشد و نمو کامل لارو در داخل بدن شتهو تبدیل به شفیره، بدن شته بصورت مومیایی و به رنگ زرد تا قهوه­ای بنظر میرسد. درحالیکه بدن شتههای دیگر پارازیته شده توسط برخی از زنبورهای پارازیتوئید به رنگ سیاه درمی‌آید. همچنین زنبور کامل همانند زنبورهای پارازیتوئید شپشک­ها بعد از رشد و نمو کامل لارو با ایجاد یک سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج می­شود. بطور کلی در شرایط معمولی و دمای حدود ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد، مرحله زندگی این زنبورها حدود ۱۵ تا ۲۰ روز به طول می‌انجامد.

خانواده آفلینیده (Aphelinidae) از دیگر زنبورهای پارازیتوئید شتهها هستند که از نظر اندازه کوچک‌تر از زنبورهای خانواده آفیدئیده هستند و طول بدن‌شان عموماً حدود یک میلی‌متر است. در این خانواده گونههای آفلینوس (Aphelinus) و آفلینوس آسیکیس (Aphelinus asychis) از پارازیتوئیدهای شتهها محسوب میشوند و از نظر بیولوژیک بسیار شبیه به زنبورهای خانواده آفیدئیده میباشند. با این تفاوت که بعضی از گونههای زنبورهای خانواده آفیلینیده (Aphelinidae) اِکتوپارازیتوئید هستند یعنی تخم‌شان را روی بدن شتهها قرار میدهند تا لاروشان بصورت خارجی از بدن شتهها تغذیه ­­کنند.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود ۲ میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود ۲ میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.

طول بدن لارو سن اول در حدود ۳/۰ میلی‌متر و لاروهای کامل حدود دو تا سه میلی‌متر هستند. لاروهای اولیه از پورهسنین اول شتهها و لاروهای کامل از کلیه مراحل مختلف شتهها تغذیه میکنند. مرحله جنینی آن‌ها حدود ۲ تا ۳ روز طول میکشد و بطور کلی این پشهها حدود ۶۰ گونه از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند، به عبارت دیگر پلی‌فاژ(Polyphage)هستند.

از دیگر شکارگرها که برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرند بال‌توریهای خانواده کرایزوپیده (Chrysopidae) مخصوصاً گونهای بنام کرایزوپرلاکارنئا(Chrysoperla carnea) است. این گونه تخمهایش را که دارای ساقهای بوده، در زیر یا روی سطح برگ گیاهان قرار میدهد و بعد از آنکه لاروها خارج شدند با قطعات دهانی مکنده خودشان به تغذیه از شتهها می‌پردازند. (بر خلاف کفشدوزکها که تمام بدن شته را مورد تغذیه قرار میدهند این بال‌توریها با قطعات دهانی مکنده خودشان محتویات بدن شته ها را مورد تغذیه قرار میدهند و پوست یا جسد آ‌ن‌ها را استفاده نمی‌کنند.)

سپس در زیر برگ گیاهان در داخل یک پیله ابریشمی تبدیل به شفیره میشوند که بعد از سپری شدن مرحله شفیرگی که ممکن است حدود یک تا دو هفته طول بکشد حشرات کامل ظاهر میشوند.

از دیگر دشمنان طبیعی شته ها، سنهای خانواده آنتوکوریده (Anthocoridae)هستند. سن­ها از راسته همی‌پترا مخصوصاً گونههایی از جنس اوریوس (Orius) مانند اوریوس ایندی­سیوس(Orius indisiosus) از شتهها در گلخانهها و روی گیاهان زینتی تغذیه میکنند.
این سنها هم مانند بال‌توریها دارای قطعات دهانی زننده مکنده هستند و خرطوم و استایلِت­های مربوط به آروارههای بالا و پایین خود را داخل بدن شتهها فرو میکنند و محتویات و مایع بدن شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند.

از دیگر دشمنان طبیعی شته ها که احتمالاً اکثر مردم آن‌ها را در طبیعت مشاهده کردهاند کفشدوزکها هستند. گونههایی از کفشدوزکها مانند کفشدوزک هفت نقطهای ککسینلا سپتمپونکتاتا (Coccinella septempunctata) و هیپودامیا وریه‌گاتا (Hyppodamia variegata) هم در مرحله لاروی و هم در مرحله حشره کامل از شتهها تغذیه میکنند و از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شتهها هستند.

عموماً کفشدوزکها طیف وسیعی از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند و از یک گونه خاص از شتهها تغذیه نمی‌کنند. اگر در محیط گلخانه‌ای فقط ۲ یا ۳ نوع کفشدوزک رها شود تمام شته‌ها را از بین می‌برند. بطوریکه کفشدوزک ۷ نقطه‌ای حدود ۵۰ نوع شته را تغذیه می‌کند یا به عبارت دیگر پلی‌فاژ است.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، قارچ‌ها هستند. قارچ ورتی‌سیلیوم لیکانی(Verticilium lecanii) به عنوان یکی از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شته ها بصورت تجارتی تکثیر میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. اسپورهای این قارچ در محیطهای گلخانهای می‌باشند و بعد از اینکه اسپورها در محیط مرطوب جوانه میزنند مسیلیومهایشان وارد بدن شته ها شده که باعث از بین رفتن آن‌ها میشود.

کنترل بیولوژیک سفید با لکها و کنه ها

سفید بالکها متعلق به خانواده آلیرودیده (Aleyrodidae) میباشند که حداقل سه گونه از آن‌ها در کشور ما از اهمیت فوقالعاده زیادی برخوردارند و عبارتند از:
۱) سفید بالک گلخانه (Trialeurodes vaporariorum)
۲) بِمی‌سیا تاباسی (Bemisia tabaci)
۳) بِمی‌سیا اورجنتی‌فولی (Bemisia orgentifolii)

دو گونه اخیر عمدتاً در شرایط مزرعهای و صحرایی از آفات مهم گیاهان بویژه پنبه هستند ولی بدلیل وسیع بودن طیف میزبانی آن‌ها در روی گیاهان زینتی و محصولات گلخانهای نیز فعالیت میکنند. سفید بالک گلخانه با شرایط گلخانهای تکامل و سازش پیدا کرده و یکی از آفات مهم و کلیدی محصولات گلخانه‌ای است.
این آفات تخمهایشان را از طریق ساقه بسیار کوتاهی داخل بافت گیاهان قرار میدهند. بعد از اینکه تخم تفریغ شد و لاروها خارج شدند، با قطعات دهانی زننده مکنده خود شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و باعث زرد شدن و در جمعیتهای بالا باعث ریزش و خشک شدن برگ گیاهان می‌شوند.

از مهم‌ترین پارازیتوئید آفات محصولات گلخانهای، میتوان به زنبورهای خانواده آفلینیده (Aphelinidae) اشاره کرد. در این خانواده گونههای مختلف جنس اِنکارسیا (Encarsia) از دشمنان طبیعی و مهم این آفات هستند. در بین گونههای جنس اِنکارسیا گونهای به نام انکارسیا فورمازا (Encarsia formosa)انتشار جهانی دارد و به عنوان یک فرآورده بیولوژیک و دشمن طبیعی تکثیر شده، و برای کنترل سفیدبالکها در شرایط گلخانهای رها سازی میشود.

طول بدن این زنبور حدود یک میلیمتر بوده و قسمت قفسه سینه آن سیاه رنگ و شکمش زرد رنگ است، تخم خود را در داخل بدن پورههای سنین مختلف (Trialeurodes) قرار میدهد و بجز حشره کامل بقیه مراحل رشدی آن در داخل بدن میزبان سپری می­شود. بعد از کامل شده حشره، زنبور بالغ از طریق جویدن پوسته بدن میزبان از آن خارج میشود.

زنبور انکارسیا فورمازا را بر روی میزبان طبیعی یعنی سفید بالک گلخانهای و بر روی گیاه توتون بصورت انبوه تکثیر کردهاند. گاهی بر روی یک برگ توتون میتوان هزار عدد از این زنبور را تکثیر و در گلخانهرها سازی کرد، تولید نتاج نر در این زنبور بسیار نادر و کم است.
در تعدادی از زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفلینیده (Aphelinidae) مخصوصاً گونههای جنس انکارسیا (Encarsia) مانند انکارسیا فورموزا و انکارسیا لوتهآ (Encarsia lutea) تولید نتایج نر از طریق هیپر پارازیتیسم (Hyper parasitism) یا اتو پارازیتسم (Auto parasitism) است . هیپر پارازیتیسم به پدیده‌ای گفته میشود که یک پارازیتوئید، پارازیتوئید دیگر را پارازیته می‌کند، در اتو پارازیتیسم یک پارازیتوئید نتاج خودش را پارازیته میکند.

در تعدادی از زنبورهای خانواده آفلینیده، پدیده اتو پارازیتیسم دیده میشود یعنی تولید نتاج نر از طریق پارازیته کردن نتایج ماده‌ی گونه خودش بوجود میآید.
در شرایط گلخانهای طول عمر زنبورهای ماده در دمای ۱۸ تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد حدود ۲۷ الی ۳۰ روز است، بنابراین طول عمر زنبورهای کامل بشدت تحت تأثیر دما است.
تعداد تخمهایی که هر حشره ماده میگذارد. بین ۵۰ تا ۳۵۰ عدد متغیر است و عوامل مختلفی از جمله ساختمان سطح برگ گیاهان در میزان کارآیی این زنبورها فوقالعاده مؤثر است. این زنبورها بر روی گیاهانی که سطح برگهایشان کرکدار است از کارآیی خوبی برخوردار نیستند. در کشورهای اروپایی و آمریکایی این زنبورها به فراوانی تکثیر می‌شوند و برای کنترل بیولوژیک مگسهای سفید یا سفید بالک‌ها مورد استفاده قرار میگیرند. در سال ۱۹۹۴ در سطحی حدود چهار هزار هکتار در کشورهای آمریکایی و اروپایی از این زنبورها برای کنترل بیولوژیک سفید بالکها استفاده شد.

از دیگر عوامل کنترل سفید بالکها قارچهای ورتیسیلیوم لکانئی (Verticilium lecanii) و آشرسونیا آلیرودیس (Aschersonia aleyrodis) هستند. بعضی از فرآورده‌های قارچ ورتیسیلیوم لکانئی مثل ورتالک (Vertalec) برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرد و فرآوردههای دیگر آن مانند مایکوتال (Mycotal) برای کنترل سفید بالکها بکار میرود.
قارچ آشرسونیا آلیرودیس در روی حشرات کامل و تخم‌های بمیسیا تاباسی (Bemisia tabaci) و تریالئورودیس وپاراریوروم (Trialeurodes vaporariorum) عموماً ایجاد خسارت نمیکند بلکه فقط مراحل پورگی این آفات را مورد حمله قرار میدهد. و در محیطهایی که تخم این قارچ پاشیده نشده است، نمی‌تواند گسترش پیدا کند. برخلاف قارچ ورتیسیلیوم لکانئی که میتواند در سطح برگ گیاهان گسترش یابد این گونه نمیتواند پراکنش خودش را افزایش بدهد.

از دیگر دشمنان طبیعی سفید بالکها میتوان به کفشدوزکها اشاره نمود که بعضی از گونه­های آن‌ها برای کنترل این آفات مورد استفاده قرار گرفتهاند . از جمله گونه این کفشدوزک­ها دلفاستوس پوسیلوس (Delphastus pusilus) است که از دشمنان طبیعی مهم این آفات بشمار میرود.

مبحث کنترل بیولوژیک کنههای تارتن

از کنههای تارتن متعلق به خانواده تترانیکیده (Tetranychidae) گونه تترانیکوس اورتیکه (Tetranychus urticae) از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانهای است که تخمهایش را در سطح گیاهان قرار میدهد و بعد از اینکه تخم‌ها تفریغ و پورهها خارج میشوند با کلیسرهایشان شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و در نتیجه به گیاه خسارت وارد می­کنند.
یکی از مهم‌ترین دشمنان طبیعی این کنهها فیتوزئولوس پرسیمیلیس (Phytoseiulus persimilis) است که پرداتور (Predator) یا شکارگر بوده و برای کنترل بیولوژیک کنههای تارتن در بسیاری از نقاط دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. در سال ۱۹۶۰ این کنه را از روی یک محموله گل ارکیده که از شیلی به آلمان وارد شده بود شناسایی کردند. سپس به روشهای تکثیر انبوه آن مبادرت ورزیدند و سرانجام در سال ۱۹۹۴ در سطحی معادل حدود هشت هزار هکتار از این کنه پرداتور برای کنترل کنههای تارتن استفاده کردند. این شکارگرها را میتوان براحتی بر روی کنه تارتن و روی لوبیا پرورش داد.

کنترل بیولوژیک مگس های مینور و پروانه‌ها

مگس‌های مینوز

مگس‌های مینوز از جمله آفات مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهای زینتی هستند. مگس‌ها متعلق به خانواده آگرومایزید (Agromyzidae) هستند.
تعدادی از مهم‌ترین گونه‌های (Agromyzidae) عبارتند از :
۱)Liriomyza trifolii
۲)Liriomyza sativae
۳)Liriomyza bryoniae
در ایران این گونه‌ها جزء آفات مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی هستند. این مگس‌ به طول حدود ۲ تا ۳ میلی متر به رنگ سیاه و دارای لکه‌های زرد رنگ در روی بدن‌شان هستند. حشرات کامل با فرو کردن تخم‌ریز خود به داخل بافت گیاه از ترشحات گیاهی تغذیه می کنند. محل فرو کردن تخم‌ریز عموماً بصورت لکه‌های زرد رنگی در سطح برگ گیاهان دیده می‌شود.
بعد از قرار گرفتن تخم در بافت گیاهی، لارو خارج شده از بافت ایجاد گالری‌ها یا تونل‌هایی مارپیچ در سطح برگ گیاهان می‌کند. ضخامت این گالری‌ها با افزایش اندازه لارو افزایش پیدا می‌کند.
از مهم‌ترین دشمنان طبیعی این آفات، زنبورهای پارازیتوئید هستند که بصورت پارازیتوئید داخلی یا ایندوپارازیتوئید و پارازیتوئید خارجی یا اِگزوپارازیتوئید از لاروهای این آفات تغذیه می‌کنند.

از مهم‌ترین پارازیتوئیدها می‌توان به گونه‌هایی مثل اپیوس پالیدوسOpius pallidus) ) و داکنوزا سیبریکا (Dacnusa sibrica) که پارازیتوئید داخلی هستند و گونه دیگری بنام دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) که پارازیتوئید خارجی است اشاره کرد.

پارازیتوئیدهای داخلی تخم‌شان را در داخل بدن لارو میزبان قرار می‌دهند و حشرات کامل از داخل شفیره میزبان خارج می شوند. بدین صورت که مراحل رشد و نمو لارو پارازیتوئید در داخل بدن لارو میزبان طی می‌شود و وقتی که آفت به مرحله شفیرگی رسید میزبان را می‌کشد و از داخل شفیره میزبان خارج می‌شود.
پارازیتوئیدهای خارجی تخم‌شان را در مجاورت لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار می‌دهند. ولی قبل از تخم‌گذاری تخم‌ریزشان را به داخل بدن لارو میزبان فرو می‌کنند و باعث فلج شدن او می‌شوند، سپس تخم‌شان را در کنار بدن لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار می‌دهند. بعد از مدت حدود ۲ روز لارو خارج می‌شود و چون لارو میزبان فلج است، نمی‌تواند از محل تخم میزبان دور شود و لارو پارازیتوئید بعد از خروج از تخم شروع به تغذیه از لارو آفت می‌کند.
زنبورهای واکتورایسبریکا وOpius pallidus) ) از خانواده براکونیده پارازیتوئید خارجی هستند. این زنبورها تخم‌هایشان را در داخل بدن لارو میزبان که در داخل بافت گیاهی است قرار می‌دهند.

با توجه با اینکه این لاروها در داخل برگ هستند زنبورها چطور آن‌ها را پیدا می کنند؟

زنبورهای پارازیتوئید بوسیله‌ی اندام‌های حسی (شاخک‌ها و تخم‌ریز) میزبان را پیدا می‌کنند. تعدادی از طریق تخم‌ریز، و تعدادی از پارازیتوئیدها از طریق شاخک میزبان را پیدا می‌کنند. این زنبورها از طریق شاخک که همانند رادار عمل می‌کند در سطح برگ گیاهان جستجو می‌کنند و بافتی را که دارای لارو است را مشخص کرده و سپس لارو میزبان‌شان را پارازیته می‌کنند.

طول عمر حشرات کامل حدود دو هفته است و حدود ۹۰ تخم را در طی این مدت در داخل بدن لاروهای میزبان قرار می‌دهند.
نبور دیگری که بعنوان دشمن طبیعی مهم این گروه از آفات مطرح است دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) است که یک پارازیتوئید خارجی می‌باشد که تخم خودش را در مجاورت لارو میزبان قرار می‌دهد. بعد از حدود دو روز تخم تفریغ می‌شود و در مدت حدود ۶ روز مراحل لاروی این زنبور کامل می‌شود و دوره شفیرگی آن حدود ۹ روز طول می‌کشد، سپس برگ گیاه را سوراخ کرده و از آن خارج می‌شود.

بطور کلی در سال‌های اخیر توجه زیادی به کنترل بیولوژیک مگس‌های مینوز خانواده‌های آگرومایزیده Agromyzidae)) شده است. مخصوصاً در کشورهای اروپایی که آفات محصولات گلخانه‌ای را با فرآورده‌های بیولوژیک کنترل می‌کنند. این آفات را در سال‌های اخیر بوسیله دشمنان طبیعی تحت کنترل در آورده‌اند. البته تولید دشمنان طبیعی این گروه از آفات نسبتاً مشکل است و هزینه بیشتری در مقایسه با تولید دشمنان طبیعی، آفاتی مثل کنه دو نقطه‌ای و سفید بالک‌ها دارد.

پروانه‌ها

گروه دیگری از آفاتی که گاهی بعنوان آفات مهم در گلخانه‌ها و بر روی محصولات زینتی جلوه‌گر می‌شوند پروانه‌ها هستند. مخصوصاً تعدادی از گونه‌های پروانه‌های خانواده نوکتوئیده (Noctuidae). از گونه‌های مهم این خانواده می‌توان به گونه‌هایی مثل مامسترا براسیکه (Mamestra braccicae)، اوتوگرافا گاما (Autographa gamma)، نوکتوا پرونوبا (Noctua pronuba) و گونه‌های دیگری مثل اسپودوپترا لیترالیس Spodoptera lituralis)) و هلییونتیس آرمیژرا (Helionthis armigera) اشاره کرد. این پروانه‌ها مثل بسیاری دیگر از پروانه‌ها، تخم‌شان را روی برگ گیاهان قرار می‌دهند، و بعد از اینکه لارو خارج می‌شود بوسیله قطعات دهانی سائیده شروع به تغذیه از برگ و سایر قسمت‌های گیاه می‌کنند. بعد از تکمیل دوره لاروی در داخل خاک تبدیل به شفیره می‌شوند.
برای کنترل بیولوژیک پروانه‌ها عموماً از باکتری‌ها استفاده می‌شود. در این بین باکتری باسیلوس تورنژنسیس (Bacillus thuringiensis) مهم‌ترین نقش را در کنترل بیولوژیک پروانه‌ها دارد.

فرآورده‌های مختلفی از این باکتری تولید شده که هر یک بر روی گروه‌های مختلفی از حشرات مؤثر واقع شده‌اند. حشرات و از جمله لارو پروانه‌ها وقتی که توکسین‌های این باکتری را مورد تغذیه قرار می‌دهند قطعات دهانی و نیز دستگاه گوارش آن‌ها را فلج می‌کنند و باکتری در مدت حدود ۴۸ ساعت میزبانش (پروانه‌) را از بین می‌برد.
هم‌چنین گروه‌های دیگری از این باکتری وجود دارند که برای کنترل گروه‌های دیگری از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.

تولید این باکتری‌ها به چه صورت انجام می‌شود؟

باکتری‌ها عموماً براحتی در محیط‌های کشت تخمیری پرورش داده می‌شوند و در جمعیت‌های انبوه برای کنترل آفات مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند.
اگر خود باکتری برای کنترل بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد بعنوان یک خطر بالقوه محسوب می‌شود زیرا می‌تواند انواع حشرات اعم از حشرات مضر یا مفید را از بین ببرد.
تکثیر و رها سازی دشمنان طبیعی
مراحل تکثیر و رهاسازی دشمنان طبیعی در مواردی انجام می‌شود که

- دشمن طبیعی وجود نداشته باشد؛
- جمعیت آن‌ها کم باشد؛
- ظهور آن‌ها با تاخیر صورت گیرد.

تکثیر و رها سازی دشمنان طبیعی در شرایطی انجام می‌شود که استقرار دائمی دشمن طبیعی امکان‌پذیر نیست و بهترین شاخص این موضوع شرایط گلخانه‌ای است. در گلخانه‌ها بعد از برداشت محصول، گیاه به همراه آفت و دشمنان طبیعی خود، از گلخانه خارج می شود. در فصل بعد که گیاه دیگری کشت می‌شود نیازمند رهاسازی دوباره دشمنان طبیعی است.

پرورش و تکثیر دشمنان طبیعی

پرورش و تکثیر دشمنان طبیعی شامل مراحل مختلفی است:
انتخاب دشمن طبیعی؛ دشمنان طبیعی از نظر توانایی کنترل با هم متفاوتند که این تفاوت به دلیل اختلاف در خصوصیات زیستی آن‌ها است. از جمله این خصوصیات می‌توان به قدرت باروری، قدرت جستجو و فاکتورهای دیگر نیز اشاره کرد.

۱) کیفیت دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی مورد استفاده برای تکثیر و رهاسازی باید عاری از بیماری و هیپرپارازیتوئیدها باشند. دشمن طبیعی انتخاب شده برای تکثیر باید دارای کیفیت مناسب باشد. جمعیت موسس انتخاب شده، برای برنامه تکثیر باید یک جمعیت سالم و قوی باشد هم‌چنین حفظ کیفیت دشمنان طبیعی در طی سالیان متمادی نیز از اهمیت فوق‌العاده زیادی برخوردار است. زیرا ورود دشمنان طبیعی به محیط بسته در واقع جمعیت آن‌ها را از یک جمعیت باز به یک جمعیت بسته تبدیل می‌کند که با گذشت چند سال احتمال کاهش تنوع ژنتیکی و هم چنین زوال ژنتیکی وجود دارد. به همین دلیل القا ژن به داخل جمعیت بصورت مرتب ضروری می‌نماید.
چگونگی القا ژن: معمولاً در برنامه‌های تکثیر بطور مرتب از جمعیت‌های وحشی گونه، به جمعیت‌های پرورشی اضافه می‌شود تا از کاهش تنوع ژنتیکی جلوگیری شود.

۲) هزینه پرورش دشمنان طبیعی؛ برای موفقیت و توسعه کنترل بیولوژیک باید دشمنان طبیعی پرورش داده شده قدرت رقابت اقتصادی با سایر روش‌های کنترل آفات بویژه مبارزه شیمیایی را داشته باشند.


تعدادی از دشمنان طبیعی براحتی بر روی میزبان طبیعی خود پرورش داده می‌شوند. برای مثال کنه فیتوزیولوس پرسیمیلس (Phytoseiulus persimilis) براحتی بر روی تترا نیکوسلتیکه و گیاه لوبیا پرورش داده می‌شود. نمونه دیگر انکارسیا فورموزا (Encarsia formosa) است که بر روی (Trialearodes vaporariorum) به سادگی تکثیر می‌یابد.
ولی در مورد بعضی از دشمنان طبیعی سیستم‌های طبیعی خیلی پر هزینه هستند. در سال‌های اخیر توجه زیادی به پرورش دشمنان طبیعی آفات گلخانه‌ای بر روی میزبان‌های مصنوعی انجام گرفته است. البته زمانی خواهد رسید که مبارزه بیولوژیک با مبارزه شیمیایی رقابت کند. کنترل بیولوژیک سه نوع مختلف دارد. در کنترل بیولوژیک کلاسیک یک دشمن طبیعی را در منطقه‌ای رهاسازی می‌کنند که برای همیشه مستقر می‌شود و جمعیت آفت را تحت کنترل در می‌آورد .در این مورد هزینه خیلی ناچیز است اما سود بالایی دارد. به این صورت که هزینه روش‌های کنترل بیولوژیک حدود یک پنجاهم مبارزه شیمیایی درمی‌آید.

۳) ذخیره سازی و حمل و نقل دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی فقط در چند ماه از سال خریدار دارند. در حالیکه در طول سال باید جریان تولید دشمنان طبیعی حفظ شود. زمانی که تقاضا برای دشمن طبیعی وجود ندارد باید دشمن طبیعی را ذخیره نمود.
در مورد بعضی از دشمنان طبیعی بررسی‌هایی تاکنون انجام شده. مثلاً در مورد پشه آفیدولتوس آفیدومیزا (Aphidoletes aphidomyza) ثابت شده است که در دمای حدود یک درجه سانتی‌گراد تا مدت دو ماه حفظ می‌شود. هم‌چنین بال توری معمولی کریزوپرلا کارنئا (Chrysoperla carnea)، که برای کنترل بیولوژیک شته‌ها مورد استفاده قرار می گیرد، را می‌توان حدود ۳۱ هفته ذخیره سازی کرد.

۴) روش‌های کاربرد دشمنان طبیعی؛ زمان و نحوه‌ی رهاسازی دشمنان طبیعی در کارآیی و موفقیت آن‌ها بسیار موثر است.
روش‌های کاربرد در مورد گونه‌های مختلف دشمنان طبیعی بسیار متفاوت است. بعنوان مثال زنبور انکار سیافورموزا را بر روی کارت‌هایی می‌چسبانند. بر روی هر کارت تعداد زیادی از شفیره‌های آفت وجود دارد که پارازتیه است و داخل گلخانه‌ها به نهال‌ها و گیاهان زینتی آویزان می‌کنند. زنبورهای پارازیتوئید که خارج می‌شوند شروع به پارازتیه کردن میزبان خودشان می‌کنند. در صورتیکه بعضی از دشمنان طبیعی بوسیله هواپیما رهاسازی می‌شوند.

۵) ارزیابی فرآورده بیولوژیک یا دشمنان طبیعی؛ برای اطمینان از کاهش جمعیت آفت به پایین‌تر از سطح زیان اقتصادی ارزیابی دشمنان طبیعی ضروری است. این ارزیابی می‌تواند از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم در شرایطی که دشمن طبیعی را رهاسازی کردیم، با شرایطی که دشمن طبیعی وجود ندارد، انجام شود. از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم می‌توان میزان کارآیی دشمن طبیعی را سنجید. هم‌چنین از طریق شمارش تعداد آفات در یک واحد سطح معین، در محلی که دشمن طبیعی استفاده شده و در محلی که دشمن طبیعی وجود ندارد نیز این کار میسر می‌شود.
بی‌خطر بودن دشمنان طبیعی، دشمنان طبیعی رهاسازی شده باید سایر موجودات مفید را مورد حمله قرار ندهند.

آفات گندم

مقدمه :
گندم عمده ترین محصول زراعی کشوراست. سطح زیرکشت گندم آبی ودیم کشوردرسال 1380 به ترتیب 2/27 و3/51 میلیون هکتارومتوسط عملکردآن درشرایط آبی ودیم تبه ترتیب 3 و0/7 تن درهکتاربوده است. نرخ خودکفایی گندم درسال های مختلف بین 60-80 درصدنوسان داشته است.
مهم ترین عوامل تاثیرگذاردرکاهش عملکردگندم کشوربه شرخ زیرمی باشند:
1- پایین بودن آگاهی ودانش علمی وعملی کشاورزان
2- نارسایی درتامین وتوزیع به موقع نهاده هایی کشاورزی ( بذر، کودوسم)
3- بالابودن میزان ضایعات درمراحل مختلف تولید
4- محدودبودن منابع آب ویاعدم وجودنظام صحیح آبیاری دراغلب مناطق کشور
5- خسارت آفات، بیماریهایی گیاهی، علف هرزوعدم مدیریت صحیح کنترل آن
6- عدم مصرف صحیح وبهینه کودهای شیمیایی ویاکمبودوعدم توزیع به موقع آنها
7- کاربردغیراصولی ونامنظم ماشین آلات وادوات کشاورزی
8- عدم توسعه مکانیزاسیون کشاروزی دربسیاری ازنظام های بهره برداری
9- کمبودوسایل، ابزارواعتباردرزمینه های مختلف تحقیق ، ترویج وآموزش کشاورزی
10- کمبودسرمایه گزاری درتولیدمحصولات کشاوزی
11- نارسایی سیاست هاوبرنامه های کشوربرای تولیدمحصولات کشاورزی
12- آفات گندم واهمیت اقتصادی آنها
دراکوسیستم های زارعی کشورکه گندم وجوبسترزیست راتشکیل می دهند، عوامل زنده وغیرزنده ای درتولیدمحصول تاثیرگذارهستندکه انسان برای بدست آوردن محصول بیشترمدام آنهاراتغییرمی دهد. شناخت این عوامل وروابط متقابل بین آنهادرحفظ تعادل کمی وکیفی وگونه های تشکیل دهنده یک اکوسیستم اهمیت بسیارزیادی دارد. درایران بیش از70 گونه حشره گیاره خوارشناسایی شده اندکه به عنوان مصرف کنندگان اولیه ازگندم وجوتغذیه می کنند. این حشرات گیاه خوار، خودموردتغذیه حشره خواران ( حشرات انگل، انگل های بالقوه وشکارگران) که مصرف کنندگان ثانویه هستند، قرارمی گیرند. اتلاق واژه آفت به گونه هایی که زیان اقتصادی ندارندجایزنیست وتلاش برای حذف این گونه ها، نابودی دشمنان طبیعی آنها، طغیان احتمالی آفات بالقوه وکاهش تنوع زیستی دراکوسیستم های زارعی رابه همراه خواهدداشت.
گشترش وطغیان سن گندم دراثرتخریب مراتع به عنوان زیستگاه های دائمی این حشره وتبدیل آنهابه اراضی دیم کرده وفراهم آوردن بسترزیست مناسب تربرای تغذیه وتولیدمثل آن، مثال خوبی برای نشان دادن چگونگی ایجادیک آفت دراثرتغییراکوسیستم توسط انسان است.
محدودبودن دامنه میزبانی آفات غلات ومکان زمستان گذرانی تعدادزیادی ارآنهاکه درخاک وبقایای محصول صورت می گیرد، موجب می شودکه جمعیت اکثراین آفات ، باتناوب زارعی وانجام عملیات زارعی پس ازبرداشت، به مقدارقابل توجهی کاهش یابند.


علیرغم این مسئله ، حدود15 گونه ازحشرات زیان آورگندم وجورامی توان نام بردکه به عنوان آفات درجه اول ودوم ، زیان اقتصادی قابل توجهی به این محصولات واردمی کنند.
خسارت ناشی ازآفات، بیماریهاوعلف های هرزدرکشورماحدود30-35 درصدبرآوردگردیده است که 10-12 درصدآن به حشرات زیان آوراختصاص دارد. بدین معنی که بامدیریت کنترل انی عوامل، می توان 10-12 درصدعملکردواقعی گندم راافزایش دادوآن رابه حداکثرعملکردقابل دسترس که درشرایط دیم وآبی به ترتیب 4 و14 تن درهکتارذکرشده استف نزدیک ترساخت راهکارهایی توصیه شده برای مدیریت منطقی کنترل آفات درمزارع گندم وجوکشور، مبتنی براستفاده ازروش های غیرشیمیایی است. کنترل شیمیایی سن گندم به عنوان مهم ترین حشره زیان آورمزارع گندم وجوکشورکه ب هتفصیل به آن درسطحی معادل 22-25 درصدکل اراضی گندم کشور، برای کنترل حشرات زیان آورمبارزه شیمیایی صورت می گیرد(1200000 هکتاربرای کنترل سن گندم وحدود75000 هکتاربرای کنترل حشرات زیان آورگندم). میانگین مصرف آفت کش هادراین محصول حدود0/4- 0/5 کیلوگرم درهکتاراست که 0/2-0/25 کیلوگرم آن به حشره کش هااختصاص داردواین میزان درمقایسه بامیانگین مصرف آفت کش هادردرختان میوه (9/5 لیتردرهکتار)، برنج (18/7 لیتردرهکتار)، پنبه (9 لیتردرهکتار) وچغندرقند(8/1 لیتردرهکتار) مقدارقابل توجهی نیست( سازمان حفظ نباتات 1378) .
علیرغم این مسئله سیاست جاری وزارت جهادکشاورزی ودیگرسیاست گزاران تولیدگندم کشور، رسیدن به کشاورزی پایدار( تولیدبهینه ومستمرمحصولات کشاورزی باحفظ ویاحداقل زیان وارده به محیط زیست) است وخودکفایی درتولیدگندم وکاهش سطوح مبارزه شیمیایی باآفات گندم، ازمهم ترین برنامه های بخش کشاورزی وزیربخش تابع آن ( سازمان حفظ نباتات وموسسه تحقیقات آفات وبیماریهای گیاهی) می باشد.
دراین مجموعه نکات مهم وکلیدی دررابطه بامناطق انتشار، خسارت ، زیست شناسی ومدیریت کنترل آفات مهم گندم وجوکشور، به اختصاربیان شده است :
راست بالان زیان آورگندم:
تاکنون چندین گونه ملخ که میزبان آنها گندم ذکرگردیده است، جمع آوری وشناسایی شده اند. دربین ملخ هاگون هایی زیرحائزاهمیت می باشند
ملخ مراکشی Dociostaurus maroccanus ( Thunb.)
(Acrididae,Orthoptera)
مناطق زیست این ملخ درایران، دامنه های کوه های البرزوزاگرس درشمال غربی ، شمال شرقی، غرب، جنوب وجنوب غربی کشورمی باشدودرمناطق مرکزی ایران دیده می شود. گیاهان زارعی مختلف خصوصاً غلات به عنوان میزبان آن ذکرشده است وبیشترازسایرملخ های بومی ایران که میزبان گندم وجوذکرشده است، خسارت زااست ( غزوی، 1379).
ملخ صحرائی Schistolerca gregaria :
کانون های دائمی این ملخ درافریقا، عربستان، هندوستان وپاکستان قرارداردوتحت شرایط خاصی ازفازانفرادی به فازگله ای تبدیل شده وبه مناطق دیگرازجمله ایران حمله می کنند. این ملخ دامنه میزبانی وسیعی داشته وگندم وجونیزازگیاهان میزبان آن به شمارمی آید.
این ملخ درسال هایی که حالت گله ای آن به ایران حمله کرده است تادونسل درسال ایجادکرده است. درسال های اخیرشاهدحمله دسته های مهاجراین ملخ به ایران نبوده ایم. فازانفرادی این آفت درسیستان وبلوچستان وحاشیه دریای عمان وخلیج فارس نیزوجودداردکه درصورت مساعدبودن شرایط محیطی افزایش جمعیت داده وبه زراعت های هم جوارمحل زیست خودخسارت واردمی سازند

ملخ آسیائی Locusta migratoria L. :
(Acrididae, Orthoptera)
فازانفرادی این ملخ دراکثرنقاط ایران وجودداردوگندم وجونیزبه عنوان میزبان های این ملخ چندمیزبانه ذکرشده است. اولین گزارش حمله آن به ایران درسال 1325 بوده که ازخاک روسیه به نواحی شمالی ایران حمله کرده است درسال های اخیراین ملخ خسارت های شدیدی به مزارع نیشکروبرنج خوزستان واردنموده است. زمستان گذرانی این ملخ به صورت تخم است ودرشرایط خوزستان تا3 نسل درسال ایجادمی کند.
برخی دیگرازملخ های بومی درایران وجوددارندکه گندم وجومیزبان آنهاذکرشده است ودربرخی سال هاخسارت هایی قابل توجهی به غلات واردمی کنند. اسامی علمی مهم ترین آنهابه شرح زیرمی باشد:
Dociostaurus crassiusculus (Pantel ) ( Acrididae, Orthoptera)
Dociostaurus hauensteini Bolivar ( Acrididae, Orthoptera)
Ramburiella turcomana (F.W.) ( Acrididae, Orthoptera)
Calliptamus barbarus Costa ( Acrididae, Orthoptera)
Calliptamus turanicus (L.) ( Acrididae, Orthoptera)
Oediapoda miniata (Pall) ( Acrididae, Orthoptera)
Ailopus talassinus ( Acrididae, Orthoptera)
Pyrgodera armata (F. W.) ( Acrididae, Orthoptera)
Tettigonia viridisssma (L. ) (Tettigonidae, Orthoptera)
Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)
شته های زیان آورگندم:
شته های زیان آورغلات ازآفات درجه دوم مزارع غلات به شمارمی آیند. دربعضی سال هاجمعیت وخسارت برخی ازگونه ها( خصوصاً شته روسی گندم) افزایش یافته وخسارات قابل توجهی به مزارع گندم وجوواردمی کنند. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطح مبارزه شیمیای باشته های غلات درسال 1379 حدود17000 هکتاربوده است که عمدتاً برای کنترل شته روسی گندم صورت گرفته است).
شته های زیان آورغلات راازنظرمحل فعالیت برروی گیاه به دوگروه تقسیم می شوند: الف) شته هایی که روی ریشه گندم وجوفعاغلیت می کنندواهمیت اقتصادی ندارند. ) ب ) شته هایی که روی اندام های هوای گیاه فعالیت می کنند واهمیت اقتصادی آنهابیشترازگروه اول است . این شته هاعلاوه برخسارت مستقیمی که دارند، ناقل برخی ازبیماریهای ویروسی گندم وجونیزبه شمارمی آیند. ازگروه اول 2 است . گونه کم اهیمت وازگروه دوم 6 گونه که دارای اهمیت بیشتری هستند، به شرح زیرمعرفی می شوند.
شته برگ آل Anoecie corni
(Anoecidae,Homoptera)
این شته بیشتردرشمال ایران، اطراف کرج وقزوین جمع آوری شده است وفاقداهمیت اقتصادی است. میزبان اصلی آن درخت ال (Cornus) است وروی برگ آن ایجادگال کرده وسپس به طرف ریشه گندمیان مهاجرت می کند. این شته درمناطقی که این درخت ( وجودنداشته باشدبه صورت پارتنوژنزدائم روی ریشه گندمیان زندگی وتولیدمثل میکنند).
شته گالی نارون Tetraneura ulmi
(Pemphigidae, Homoptera)
شته گالی نارون ازبیشترنقاط کشوربه ویژه مناطق شمالی جمع آوری شده است واهمیت اقتصادی ندارد. این شته روی میزبان اصلی آن که نارون است ایجادگال می کندوسپس روی شته گندمیان ازجمله گندم وجومی رود.
شته روسی گندمDiuraphis noxia (Mordvilko )
(Aphididae, homoptera)
این شته نیزدراکثرمناطق کشورازروی گندمیان جمع آوری شده است وگندم، جوویولاف ازمیزبان های مهم آن به شمارمی آیند. درمناطق شمالی کشورمغان جمعیت آن همیشه چشمگیراست. این شته معمولاً بادیگرگونه های مهم شته های غلات به غیرازشته روسی گندم همراه است واهمیت اقتصادی زیادی دارد. برخلاف شته روسی گندم بارندگی ورطوبت برای تکثیروافزایش جمعیت آ ن مناسب است.
شته سبزیولاف: abenae sitobiom
) homoptera (Aphididae,
این شته نیزدراکثرمناطق کشورازروی گندمیان جمع آوری شده است وگندم ، جوویولاف ازمیزبان های مهم آن بشمارمی آیددرمناطق شمالی کشورومغان جمعیت آن همیشه چشم گیراست. این شته معمولابادیگرگونه های مهم شته های غلات به غیرازشته روسی گندم همراه است واهمیت اقتصادی زیادی دارد. برخلاف شته روسی گندم بارندگی ورطوبت برای تکثیروافزایش جمعیت آن مناسب است.
شته گل سرخ Metopolophium diehodum (Walker)
(Aphididae, homoptera)
این شته دراکثرمناطق کشوروجوددارد. درشمال کشور، مغان واطراف تهران جمعیت آن بیشتراست . میزبان اصلی آن گلسرخ است وزمستان به صورت تخم روی آنهااست. دربهارپس ازگذراندن یک نسل به طرف گندمیان مختلف مهاجرت می نمایندودراوخرپائیزبه سمت گل سرخ بازمی گردند.
شته سبزگندم، شته سمی گند Schizaphis graminum (Rondani)
(Aphididae, homoptera)
این شته ازروی غلات ودیگرگندمیان دراکثرنقاط کشورجمع آوری گردیده است این شته پرجمعیت ترین گونه درمنطقه سیستان بوده است. درسال های اخیراین شته درمقایسه بادیگرشته های غلات ازاهمیت کمتری برخورداربوده است.
بال ریشک داران زیان آورگندم:
چندین گونه تربپس ازمزارع گندم وجوکشورگزارش شده اند. نام علمی برخی ازاین گونه ها به شرح زیراست :
Haplothrips tritici (Kurdjumov) (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips aculeatus (Fabricius) (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips reuteri Karny (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips flavitibia Williams (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips niger Osborn(Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips subtilissimus Haliday (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips tolerabilis Prisner (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Frankliniella intonsa (Trybom) (Thripidae, Thysanoptera)
فراوان ترین گونه هاروی غلات هستند. گونه اول اهمیت اقتصادی بیشتری دارد.
تریپس گندم(Haplothrips tritici (Kurdjumov)
(Phlaeothripidae, Thysanoptera)
تریپس گندم دراکثرمناطق کشورانتشاردارد. گندم، جو، چاودار، ذرت، برنج وبرخی گیاهان دیگربه عنوان میزبان آن ذکرشده اند. تغذیه این آفت باعث کوتاه ماندن وپیچیدگی سنبله اوکج ومعوج شدن ریشک هامی شود. خسارت تریپس گندم کاهش وزن دانه هارابه همراه داشته وکاهش محصول دراثرخسارت آن تا24 درصدنیزگزارش شده است. چنانچه تراکم پوره های آن 10 عدددرهرسنبله باشددرگندم آبی 0/8 درصدودرگندم دیم تا1 درصدوزن محصول دراثرخسارت این آفت کاهش می یابد. معمولاً تراکم این آفت درمزارع آبی بیشترازمزارع دیم است .
سخت بالپوشان زیان آورگندم:
بیش از10 گونه سوسک زیان آورازمزارع گندم وجوکشورجمع آوری وشناسایی شده اندکه درمرحله لاروی ، حشره کامل ویادرهردرومرحله خسارت زامی باشند. مهم ترین گونه های خسارت زابه شرح زیراند:
سوسک سیاه گندم Zabrus tenebrioides Goeze :
(Carabidae, Coleoptera)
سوسک سیاه گندم از بیشتر مناطق کشور گزارش گردیده است، اما آلودگی آن دراستان های گلستان، خراسان، فارس، کرمانشاه، خوزستان وایلام بیشتراست. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطوح مبارزه شیمیایی بااین آفت درسال 79-1378 حدود45000 هکتاربوده است. این آفت علاوه برگندم روی جو وچاودارنیزخسارت زااست وخسارت اصلی مربوط به لاورآن می باشدکه درپائیز وزمستان به بوته های گندم حمله کرده وباجویدن برگ هاوباقی گذاشتن رگبرگ های اصل خسارت می زند. لاروهابه هنگام فعالیت سوراخ هایی درخاک ایجادمی کنندوبرگ ها رابه داخل این سوراخ هابرده وموردتغذیه قرارمی دهند. هرلاروطی دوران زندگی خود20-30 بوته راازبین می برد. درمنطقه گنبدآلودگی به این آفت شدیدبوده ودربعضی ازسال هاتراکم لاروها50-100 عدددرمترمربع وخسارت آن تا70 درصدهم گزارش شده است. حشرات کامل آن ازاوایل تااواخرخرداد خارج می شوند وروی سنبله هاازدانه های خمیری شده تغذیه می کنند، اماخسارت آنهاچندان قابل توجه نیست.
سوسکهای قهوه ای گندم ( کرم های سفیدریشه غلات):
سوسک قهوه ای گندم به چندگونه سوسک زیان آوراتلاق می شود. لاروهای این آفت به ریشه گندم های پائیزه خسارت می زنندوحشره کامل آنهادرخرداد ازسنبله های گندم درمراحل خمیری شدن تغذیه می کنند. درسال اخیرگونه زیان آوری گزارش گردیده است که بیشترین خسارت وارده به گندم وجودرکرمانشاه مربوط به این گونه بوده است. چون حشرات کامل این گونه خسارتی مشابه سوسک های قهوه ای گندم ندارند، بنابراین اتلاق نام سوسک قهوه ای گندم به تمام گونه های فوق منطقی به نظرنمی رسدوکرم های سفیدریشه غلات عنوان بهتری برای معرفی آنهااست. نام گونه های مهم این سوسک هابه شرح زیرند:
Anisoplia Austria
Anisoplia Leucaspis
Anisoplia Lata Er.
Amphimallon caulasicus
بال پولکداران زیان آورغلات:
بیش از10 گونه بال پولک داران جمع آوری وشناسایی شده اندکه درمرحله لاروی به گندم وجوخسارت می زنند. مهم ترین این گونه هابه شرح زیرمی باشند:
مینوز برگ غلات Syringopais temperatella (Led.)
(Scythrididae, Lepidopotera)
این آفت بانام برگ خوارغلات معرفی شده است اماتوجه به نحوه خسارت لاروآن، نام مینوز برگ غلات برای آن مناسب تراست. این آفت تاکنون ازاستان های خوزستان ، فارس، بوشهر، ایلام، لرستان، چهارمحال وبختیاری، کرمانشاه، خراسان، گلستان ، گیلان، ومازندران گزارش شده است. تراکم وشدت خسارت این آفت درمناطق گرمسیری بیشترازمناطق سردومعتدل است ودرمناطق آلوده ای که مزارع دیم جایگزین مراتع تخریب شده گردیده اند، شدت آلودگی بسیارزیاداست ومی توان گفت که تخریب مراتع درافزایش جمعیت این آفت موثربوده است. گندم، جو، یولاف، بسیاری ازعلف های هرزخانواده گندمیان ولگومینوزوبسیاری دیگرازودیگرخانواده های گیاهی به عنوان میزبان آن معرفی شده اند.
کرم ساقه خوارگندم Ochsenheimeria vacculella
(Ochsenheimeridae, Lepidoptera)
کرم ساقه خوارگندم یابیدساقه خوارگندم نامیده شده است این آفت نخستین باردرسال 1346 ازاصفهان گزارش شده است وپس ازآن درکرج وبرخی دیگرازمناطق کشوردیده شده است.
لاروهای این آفت ساقه خواراست وعلاوه برگندم وجوبه چاودارودیگرگندمیان نیزخسارت می زند. خسارت آن روی گندم باعث سفیدشدن وخشک شدن سنبله هامی شود.




کرم ساقه خواراروپائی ذرت Ostrinia nubilalis (Hub.)
(Pyralidae, Lepidoptera)
گندم وجووگندمیان دیگربه عنوان میزبان های کرم ساقه خواراروپایی نیزمعرفی شده اند.این کرم ساقه خواردرگرگان ، مازندران ، گیلان وآذربایجان شرقی به گندم وجونیزخسارت واردمی کند.
کرم ساقه خوارذرت Sesamia cratica (Led.)
(Noctuidae, Lepidoptera)
گندم وجونیزبه عنوان میزبان کرم ساقه خوارذرت ذکرشده اند. خسارت این آفت روی گندم اهیمت اقتصادی ندارد.
کرم ساقه خوارنیشکر:spsamia nonagrioides
(Noctuidae, Lepidoptera)
ازآفات مهم نیشکروذرت درخوزستان وفارس است وگندم وجونیزبه عنوان میزبان های آن ذکرگردیده است.
کرم طوقه بر( اگروتیس) Scotia spp. .
(Noctuidae, Lepidoptera)
اگروتیس یاکرم طوقه برگونه های مختلفی داردواین گونه هادراکثرنقاط کشورماوجوددارند. گندم وجونیزازمیزبان های این گونه های چندمیزبانه به شمارمی آیند.
پروانه خوشه خوارگندم Hadena basilinea
(Noctuidae, Lepidoptera)
این آفت ازآذربایجان شرقی وغربی وچهارمحال بختیاری وبعضی دیگراز مناطق غرب کشورگزارش شده است. لارونه آن ازدانه های نارس ورسیده سنبله های گندم تغذیه می کندوازمیزان خسارت آن اطلاعی دردست نیست.
پروانه خوشه خوارگندم Cnephasia pascuana Hb.
(Tortricidae, Lepidoptera)
لاوراین آفت تاسن پنجم ازبرگ های غلات تغذیه نموده ودرسنین بعدی به ساقه وسنبله گندم حمله می کند. این آفت شش سن لاروی داشته ویک نسلی است وزیان آن اقتصادی نیست.
دوبالان زیان آورگندم:
بیش از10 گونه ازدوبالان زیان آور( مگس هاوپشه ها) به عنوان آفت گندم وجودرکشورشناخته شده اند، امامناطق انتشار، میزان خسارت وزیست شناسی آنهادرکشوردقیقاً مطالعه نشده است. این گونه های زیان آوربه شرح می باشند:

مگس های گندم 1-Oscinella frit L.
(Chloropidae, Diptera)
ازورامین جمع آوری شده واحتمالاً درسایرمناطق کشوروجوددارد. میزبان های آن گندم، جو، یولاف، ذرت وچاودارذکرگردیده است. لاروهای آن ازجونه های مرکزی تغذیه می کندوباعث خشکیدگی وفسادجوانه مرکزی می شود.
2-Oscinella pusilla Mg.
(Chloropidae,Diptera)
ازساوه، گرگان، زنجان ومراغه جمع آوری شده است. لاوراین مگس ابتدا درداخل جوانه مرکزی وبعددرداخل ساقه های گیاه فعالیت دارد. حشرات کامل آن دردودوره زمانی درطول دوره رشدگندم ظاهرمی شوند.
3-Oscinella nitidissima (Meg.)
(Chloropidae,Diptera)
لاروهای آن اززنجان روی گندم دیم وازقروه کردستان روی ساقۀ جوجمع آوری شده است. دانه های جوحاصل ازگیاهان موردحمله چروکیده شده بودند.


مگس های ساقه گندم 1- Meromyza saltatrix
(Chloropidae,Diptera)
ازمناطق انتشاراین گونه وزیست شناسی آن اطلاع زیادی دردست نیست. لارو آن ازجوانه مرکزی واحتمالا درنسل های بعدازدانه های نرم سنبله هاتغذیه می کند.
2- Meromyza facialis Fedossva
(Chloropidae,Diptera)
ازکرج جمع آوری شده است.
مگس زردساقه گندم Chlorops pumilionis Bjerk.
(Chloropidae,Diptera)
ازمنطقه کرج وورامین جمع آوری شده است وخسارت آن شبیه گونه های قبلی است.
اسامی علمی سایردوبالان زیان آوری که ازمزارع گندم وجوجمع آوری شده اندبه شرح زیرمی باشند:
Contarinia tritici Kirby (Cecidomyiidae, Diptera)
Lasiosina cinctipes Meg. (Chloropidae, , Diptera)
Thaumatomya notata Meg. (Chloropidae, , Diptera)
Lasiosina cinctipes Meg. (Chloropidae, , Diptera)
Opomyza florum L. (Opomyzidae, Diptera)
Domomyza ambigua Fall. (Agromyzidae, Diptera)
Cerodontha denticorivis (Panzer) (Agromyzidae, Diptera)
Phobia penicilifera Jermy (Anthomyiidae, Diptera)

بال غشائیان زیان آورغلات :
زنبورساقه خوارگندم: Lephus pygmaeus
(Cephidae,Hymenoptera)
زنبورساقه خوارگندم ابتدادراستان های تهران ومرکزی دیده شدواکنون درتمام مناطق کشوروجوددارد. این آفت علاوه برگندم وجوبه چاودارنیزحمله می کندوازآفات درجه دوم غلات محسوب می شود. خسارت این زنبورمربوط به لاروهای آن است که بافت داخلی ساقه رابه سمت پائین موردتغذیه قرارمی دهد. ساقه های آلوده سنبله های سفیدودانه های لاغری راتولیدمی کنندبه طوری که درصدکاهش وزن دانه هادرساقه های آلوده تا15 درصدهم می رسد. ساقه های آلوده باوزش بامی شکنند. درصدآلودگی مزارع به لاروهای این زنبوربین 5تا20 درصدگزارش شده است.
Trachelus tabidus (Fabr.)
(Cephidae,Hymenoptera)
تاکنون ازاستانهای تهران ومرکزی جمع آوری شده است. لارواین زنبورنیزساقه خواربوده وبه گندم، جووچاودارخسارت می زندخسارت وزیست شناسی آن مشابه C.pygmaeus است.
زنبوربرگ خوارغلات Dolerus near puncticollis Thoms.
(Tenthredinidae, Hymenoptera)
لاروهای آن ازبرگ هاتغذیه می کنند وخسارت آنهااقتصادی نیست.
کنه های زیان آورگندم:
درخصوص کنه های زیان آورگندم وجوخصوصاً کنه هایی که درمزرعه به غلات خسارت وارد می کنند، تحقیقات چندانی درکشورصورت نگرفته است وتنها خسارت کنه قهوای گندم دربرخی نقاط کشورگزارش شده است.
کنه قهوه ای گندم Petrobia lateens (Muller)
(Tetranychidae,Acari)
این کنه به طورپراکنده ازبسیاری مناطق کشورگزارش شده است. مطالعاتی درخصوص بیولوژی وتغییرات جمعیت این کنه درچهارمحال وبختیاری صورت گرفته است. زمستان گذرانی این به صورت تخم است ودرمنطقه چهارمحال وبختیاری 5 نسل درسال دارد. خاک های سنگین رسی، بارش باران، وزش بادشدیدوتناوب زارعی ازعوامل موثردرکاهش جمعیت این کنه ذکرشده است.
مدیریت تلفیقی آفات گندم:
یک سیستم تصمیم گیری برای کنترل آفات است که بادرنظرداشتن اصول ( Integrated Pest Management) مدیریت تلفیقی آفات اکولوژیک، اصول اقتصادی وعلایق تولیدکنندگان، تلفیقی ازروش های مختلف کنترل ( بیولوژیکی، زراعی، مکانیکی، فیزیکی، رفتاری، شیمیایی و...) رابه گونه ای به کارمی بردکه سوددهی اقتصادی حداکثروزیان وارده به محیط زیست به حداقل ممکن برسد. مدیریت تلفیقی آفات متکی به عوامل طبیعی کننرل کننده است وسموم شیمیایی رابه عنوان آخرین راه حل توصیه می کند. برنامه اجرایی مدیریت تلفیقی آفات گندم وجودارای مراحل زیراست:
الف) بررسی های اکولوژیکی:
- شناسایی آفات ودشمنان طبیعی آنها، مناطق انتشاروتهیه بانک اطلاعتی برای آنها
- مشخص نمودن آفات کلیدی وآفات درجه دوم وسوم
- تعیین روش هاوتکنیک های مناسب برای نمونه برداری ازجمعیت آفات
- مطالعه بیواکولوژی آفات کلیدی وآفات درجه دوم وتهیه جدول زندگی آنها
- توسعه سیستم های پیش آگاهی ومراقبت برای آفات کلیدی
ب) بررسی های اقتصادی
- ارزیابی میزان خسارت آفات کلیدی وآفات درجه دوم
- تعیین سلح زیان اقتصادی آفات کلیدی ودرجه دوم
- بررسی های اقتصادی واجتماعی مدیریت کنترل آفات
(ج) مدیریت تلفیقی ( تلفیق روش ها)
- توسعه روش های به زراعی وبه کارگیری عوامل مختلف برای تولیدمحصول بهتر
- اتخاذ شیوه های مناسب برای افزایش تاثیرعوامل زنده وغیره زنده کنترل کننده جمعیت آفات
- تلفیق روش های کنترل ( بیولوژیکی، زارعی، شیمیایی و...) برای کاهش جمعیت آفات کلیدی وآفات درجه دوم براساس زیست شناسی ومراحل حساس زندگی آنها
د) اجرا، ارزیابی ، ترویج وتوسعه
- اجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات درمزارع نمونه وارزیابی آن
- آموزش وجلب مشارکت کشاوزان واجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات به کمک آنان
- ترویج وتوسعه روش هاوارزیابی نتایج آنها
نیزقابل اجرااست واساساً بخشی ازآن به (ICM) درقالب برنامه مدیریت محصول (IPM) توسعه واجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات شمارمی آید. لازمه اجرای یک برنامه گسترده برای مدیریت محصول درگندم زارهای کشور، همدلی، همراهی وهماهنگی بهره برداران، مصرف کنندگان ومتخصصان کشاورزی ( آب وخاک، زراعت واصلاح نبات، ماشین آلات، گیاه پزشکی، اقتصاد، ترویج وآموزش، مدیریت وتعاون و...) درتمام مراحل تولیدومصرف است. چنین برنامه هایی می بایست براساس شیوه های مشارکتی اجراشوند. درشیوه های مشارکتی ،پروژه هاوطرح هابرمبناهای نیازهای واقعی بهره برداران شکل می گیردومسئولیت اجرای برنامه نیزبه عهده آنان است ودولت تنهانقش تسهیل گر، حمایت کننده وپشتیبان رابه عهده خواهدداشت.

سن گندم خطرناکترین آفت گندم:
پای سوابق تاریخی ونیزازمنظراهمیت اقتصادی دوآفت ملخ وسن گندم درمملکت ماهمیشه مطرح بوده وقدیمی ترین نوشته هاازخسارت های جدی این دوکه گاه درمناطقی درحدقحطی میرسیده دردست است.
خشکیده بادبال وپرسن که هیچگاه درملک فارس کس نشنیدی گدای کاه
این شعرکه منسوب به محمدرفیع مرودشتی درحدودیکصدسال پیش می باشدنشان ازخسارت سن درمزارع گندم می دهدبه نحوی که حتی کاه نیزبرداشت نشده است.
بدیهی است که قبل ازرواج سمپاشی برعلیه سن گندم خسارت افت غالبادرمناطق اصلی فعالیت آفت به صورت طغیانهای دوره ای وتقریبامنظم صورت می گرفته که دراین رابطه به نظرمی رسدعامل غذانقش اصلی تری بازی می کرده است.
رادرایران میتوان مثال خوبی برای گشترش وطغیان سن گندم Eurygaster integriceps گسترش وطغیان حشرات دراثردخالت انسان درمحیط طبیعی ذکرکرد. درگذشته های دورمحیط اصلی ومحل دائمی زندگی سن گندم های نواحی کوهستانی بوده وپوشش گیاهی این مناطق راگرامینه های وحشی تشکیل می داده که میزبان اصلی این حشره به شمارمی رفته است.
علاوه براین گیاهان چندساله مثل گون Astragalus ودرمنه Artemisia وبرگهای خزان کرده درختانی مثل بلوط پناهگاههای زمستانه این آفت راتشکیل می دهند.
درسالهای اخیردخالت های انسان درمحیط طبیعی نظیره چرای بی رویه دام ومصرف گیاهان چندساله ومصرف درختان ودرختچه های جنگلی به عنوان سوخت وتخریب مراتع وکشت گندم دراین مناطق باعث به هم خوردن تعادل زیستی محیط وگسترش مناطق انتشاروافزایش جمعیت این آفت گردیده است.
حشره کامل 8/12-8 وعرض آن 8-5 میلیمتراست وعلت اصلی دامنه نسبتاوسیع تغییرات دراندازه حشره کامل شیوه زندکی آفت است که براساس بررسیهاومشاهدات درسراسرمناطق سن خیزکشوراین حشره 2 شیوه زندگی دارد که این خودمنجربه تغییراتی دراندازه آفت شده است.
جمعیتی ازاین حشره که درزیستگاههای طبیعی واقع درارتفاعات زندگی می کنند وضمن تغذیه ازگیاهان غیره زارعی به خصوص گندمیان وبدون آنکه پروازهای قابل توجهی انجام دهند، به زادولدمی پردازند، افراداین گروه کوچک وطول وعرض آنهابه ترتیب 5/10-8 و 8/6-5 میلیمتراست درحالی که گروه دوم ازاین حشره که ازگندم وجوتغذیه می کنندبه خصوص آنهایی که به مزارع آبی حمله ورمی شوندجثه ای بزرگترداردوطول وعرض آنهابه ترتیب 8/12-8/9 و6/8-2/6 میلیمترمی باشد.
رنگ حشره کامل بسیارمتغیربوده ورنگ عمومی آنهاقهوه ای وزرد خاکی که این نیزازروش تاتیره تغییرمی کند. به علاوه نمونه هایی به رنگ سیاه، قرمز، مسی وزردکهربایی نیزدیده می شود.
سطح پشتی حشره کامل ممکن است عاری ازهرگونه لکه مشخص ویادارای لکه های تیره باابعادوشکلهای مختلف به خصوص روی سپردیده می شود. درروی سپرودرحدفاصل آن باپیش گرده 2لکه روشن کوچک به چشم می خورد. سرحشره مثلثی است ونوک آن به جلوامتداددارد. نزدیک خط فاصل بین سروسینه دوچشم ساده ودرگوشه جانبی سردوچشم مرکب دیده می شود.
شاخک 5 بندی است که بندپنجم آن بلندترین بندمی باشدوپس ازآن بنددوم بلندترازبقیه است وبندسوم کوچکترین وبنداول وچهارم مساوی می باشد. پیش گرده شش ضلعی است وپاهارنگ کلی بدن رادارند. وهرپنجه 3 بنددارد. سپربسیاربزرگ ورشدکرده است وبه استثنای قسمت کوچکی ازکوریوم ، بالهای رویی ودوحاشیه جانبی شکم، وهمه پشت حشره رامی پوشاند. درحاشیه جانبی شکم که اززیرسپربیرون می ماند5 لکه تیره رنگ دیده میشود که مشخص کننده موقعیت 5 بندشکمی است.
تنهااختلاف درشکل ظاهری حشرات کامل نروماده مربوط به قطعات بیرونی دستگاه تناسل آنهاست که درانتهای قسمت زیرین شکم واقع است. این قطعه درحشرات نرساده است وهیچ گونه تقسیم بندی درآن دیده نمی شوددرحالی که درحشرات ماده به 6 قسمت بزرگ ودو(2 ) قسمت کوچک تقسیم می شود.
تخم حشره کروی قطرآن یک میلیمتراست. زنگ تخم تازه سبزروشن است وروی تخم سوراخهای تنفسی واقع است. رنگ پوره های اول بلافاصله بعدازخروج ازتخم سبزبسیارروشن است که (Micropyle) واقع است. پس ازچندساعت متمایل به سیاه می شود.
ازسن دوم به بعدرنگ اصلی پوره هانمایان می شود. وجه تمایز پوره به خصوص پوره های سنین 4و5 بسیاربارزاست بدین معنی که بال ازسن چهارم پورگی جوانه می زندودرسن پنجم مشخصترمی شود.
مناطق انتشارسن گندم درحال حاضرازطرف باختربه مرزهای ایران باعراق وترکیه وازطرف خاوربه مرزهای کشورباافغانستان وپاکستان می رسد، به عبارت دریگرازمرزهای غربی تاشرقی بجزکویرهای مرکزی فلات ایران زیرپوشش این حشره قراردارد. درشمال کشوراین حشره به جزدرنوارساحلی دریای خزر دربقیه مناطق فعالیت خودراگسترش داده است وتامرزهای ترکمنستان ، آذربایجان وارمنستان پیش رفته است درجنوب کشورنیزفقط نوارساحلی دریای عمان وخلیج فارس وقسمتی ازجلگه خوزستان ازحملات این آفت مصون مانده است.

انتشارسن گندم درایران به 3 عامل اصلی زیربستگی دارد:
1- وجودمنابع غذایی
2- وجوداماکن مناسب جهت دوره طولانی دیاپوز
3- وجودشرایط اقلیمی مناسب جهت فعالیت آفت
گیاهان میزبان سن گندم
سن گندم عمدتاازگرامینه هاتغذیه می کنند، بخصوص ازگندم وجووچاوداروذرت ونازک برگان وگیاهان وحشی دیگرمثل شاهدانه وعلف های پهن برگ به عنوان میزبان دوم که عمدتاشامل شترمی باشدونیزبعضی درختان خزان کننده مثل درخت بلوط.
درطول دوره زیستی سن گندم فقط 1 تا5/2 ماه رابه عنوان یک حشره کامل برروی گیاه سبزبه سرمی بردوبقیه سال رابه حالت استراحت درزیرپوشش گیاهی دامنه تپه هامی گذرانند. این دوره استراحت شامل 2 فازاست
1-تابستان گذرانی درطول ماههای گرم وخشک آخرتابستان وپائیز
2- زمستان گذرانی درطول ماههای خیلی سردوزمستان
جمعیت آفت درمحلهای استراحت یازمستانگذرانی اغلب خیلی کپه ای ومجتمع هستند، باتراکم 10 تا60 سن درهرمترمربع کوهستانی مخصوص زمستانگذرانی آفت معمولادرحدود10 تا20 کیلومترازمزارع گندم فاصله دارند. اگرچه حشره می تواندتامسافت 150 کیلومتری دورترنیزپروازکندودربهارسن های بالغ زمستانگذران به پایین به سمت مزارع مهاجرت می کنند.
مهاجرت می تواندمتناوب صورت گیردوحداکثردرطول یک ماه کامل شود. بعدازتغذیه جفت گیری صورت می گیردوسپس تخمریزی انجام می شود، باتکمیل سن پورگی ودرنهایت ظهورحشره کامل نسل جدید یک نسل کامل تشکیل می شود
قابل ذکراست که اولین پیشتازهادراولین فرودهامعمولاً حشرات نرهستند.طبق مشاهدات درمزارع حومه شیرازحمله به مزارع از15 اسفندماه ( درمناطق گرمتر) تا20 فرودین ماه (درمناطق سردتر) ادامه یابد.
سیکل زندگی:
تخم هادردسته های کوچک، معمولاً 14 تایی روی برگهای گیاه درمناطق آلوده گذاشته می شود. که باتوجه به شرایط محیطی درمزارع حومه شیرازتا5 بارتخم گذاری مشاهده شده است.
دوره رشدونمووتخم دردمای 20 درجه سانتی گرادحدودا9 تا10 روزطول می کشد. بعدازتفرخ تخمهاپوره هاقبل ازآنکه به سمت خوشه هاپراکنده شوندبه صورت دسته جمعی دراطراف پوسته های تخمشان باقی می مانند. قبل ازتبدیل شدن به حشرع کامل پوره ها5 بارپوست اندازی می کنندو 4 سن پورگی هرکدام حدود4 روزطول می کشدودرحالیکه آخرین مرحله رشدطولانی تربوده ودرحدود10 تا11 روزبه طول می انجامد. مراحل رشدونموازتخم تاحشره کامل حداقل 35 تا37 روزوحداکثر50 تا60 روزبوده که بستگی به 2 فاکتوردارد:
1- دسترسی به غذا
2- شرایط آب وهوایی
درسال زارعی جاری ( فروردین 87) اولین تخم ریزی درتاریخ 15 فروردین ظهوراولین پوره هادرتاریخ 22 فروردین مشاهده شد.
تغذیه حشره:
پوره هابیشترعمرشان راروی ساقه وخوشه غلات سپری می کنند ودرصورت گرمی هواقادرندتغذیه خودرادرطول شب انجام دهند. بااین وجوددرطول گرمای روزبیشترپوره هادرجستجوی پناهگاهی دربرگهای پایین ویادرخاک هستند. 5 مرحله پورگی وجودداردوسن های بالغ نسل جدید به بیشترین وزن نیازدارندکه بقای آنهادرآینده بستگی به ذخایرچربی داردکه انباشته اند.
دسنین آخرپوره هاتحرک کمتری دارنداغلب به مدت چندساعت بی حرکت باقی می ماننددراین مرحله اگرگندم هازودبرداشت شده باشند، این حشرات قادرنخواهندبودکه به میزان کافی ذخیره چربی دربدنشان بسازندواین مسئله دربقاء آنهادرآینده تاثیرزیادی دارد.
تغییرات جمعیت:
جمعیت سن گندم بوسیله :
الف) عوامل زنده: شامل شکارچی هاوپارازیتها
ب) عوامل غیرزنده : شامل عوامل اقلیمی ، عملیات کشاورزی، وکاربردآفتکش هاتنظیم می شود.
عوامل زنده:
سن های غلات اگرچه موردحمله تعدادکثیری قرارمی گیرندولی دراین میان شکارچیان بندپامانندعنکبوتهاکلیدی ترهستند.
حشرات شکارچی دیگری مثل مگسهای tachinidae وسوسکهای carabidae ، بالتوری ها، زنبورها وسن های شکارگرمی توانندتحت شرایط خاصی مهم باشند. سن های گندم همچنین موردحمله پارازیتهای اختصاصی ترقرارمی گیرندکه مهمترین آنهااززنبورها( Hymenoptera) بوده وتخم سن راپارازیته می کنندوعوامل دیگری شامل نماته ها ومیکروارگانیسم هاکه درموردآنهامطالعات وشواهدکمتری وجوددارد.
عوامل غیرزنده درکنترل جمعیت سن گندم:
به عوامل مختلفی مثل دردست بودن یانبودن غذا، شرایط اقلیمی ، کاربرد حشره کش هاوغیره به عنوان عوامل غیره زنده موثربردینامیسم جمعیت افت اشاره کرده اند.
الف- غذا:
ناکافی بودن غذااغلب می تواندعامل اصلی مرگ ومیرباشد. این رخداد درطول طغیانهای بزرگ ویابعدازآن روی می دهد. یعنی وقتی که سن های مادرمزارع گندم راقبل ازآن که گندم به خوشه بنشیندازبین می برند. بنابراین پوره هاقبل ازبلوغ به دلیل عدم وجودغذاویاعدم توانایی درذخیره کردن چربی کامل درمراحل زمستانگذرانی می میرند.


ب- شرایط اقلیمی :
دربهارشرایط اقلیمی بسیارمهم است چراکه اگرهواسردومرطوب باشدمانعی جدی برای تولیدمثل وبقای پوره های جوان محسوب می شود.
اگرغذای فراوان وجودداشته باشدوهوامطلوب باشداین حشرات می توانندذخایرچربی موردنیازخودرادرطول 10روزیاکمی بیشترانباشته نمایند، بااین وجودبارانهای سنگین می تواندتغذیه راکم کندیامانع آن شود.این ذخایرچربی است که تعیین می کندچه مسافتی راحشره می تواندبه نواحی زمستانگزرانی مناسبتری مهاجرت کندویاچه مدت می توانددراماکن تابستان گذران زنده بماند. گفتنی است که سن گندم یک حشره گرماوآفتاب دوست است وتمام مراحل زیستی ازقبیل مهاجرت بهاره ، بلوغ جنسی، تغذیه، تخمریزی، تفرخ تخمهاورشدونموپورگی و ... اگرهوای گرم ومرطوب وبادهای شدیدوجودنداشته باشدباموفقیت بیشتری روی می دهد. هوای نمناک وبادهای شدید اثرنامطلوب بررشدونموجمعیت ودرنتیجه بقای آنهادارد.
ج) دما: مطالعات درموردواکنش سن گندم به درجه حرارت نشان داده است که بسته به حالت فیزیولوژیکی حشره ازدرجه حرارت 6 تا25 درجه سیلیسیوس بصورت افزایشی فعال می شوندوبین 25 تا37 درجه فعالیتشان کاهش می یابدواین درحالی است که درفاصله 37 تا48 درجه افزایش فعالیت مجدد وجودداردکه به این مقطع فعالیت بیماریزایی یا(pathologic activity) گویند.
بعدازاین مرحله ودردرجه حرارت حدود58/49 درجه سیلیسوس حشره می میرد. درنواحی ایران سن گندم حداکثردمای 30 درجه وحداقل دمای 5/2- تا3- درجه سانتی گراد رامی تواندتحمل کند.
د- آب ، باران ورطوبت نسبی:
حشره کامل نسل جدید می تواندبرروی گندم خشک تغذیه کرده وآب موردنیازخودرابه صورت آب آزادیاازطریق شیره گیاهی تامین کند. درصورت وجودغذاوعدم وجودآب حشره 9تا10 روزبعدمی میرد.گفتنی است که بارانهای سنگین مرگ ومیرتخم ها وپوره هاراافزایش می دهد.
ه – باد:
وقتی سن های بالغ برای پروازآماده شدندودرعین حال شرایط درمزارع مناسب باشدآنهاشروع به پرواز مهاجرتی می کنند باید توجه کرد که اکثریت سن ها شروع به پرواز در جهت باد می کنند و اگر این جهت آنها را به نواحی مساعد ببرد کوهستانها در مهاجرت تایستانی و دشت های زیر کشت در بهار پرواز موفقیت آمیز خواهد بود. در غیر این صورت مرگ و میر زیادی در نتیجه این پروازها حادث می شود که دلیلی است بر ضرورت مهاجرت آفت .
پیشگیری و کنترل:
به منظور پیشگیری و کنترل سن گندم از کاربرد مدام آفت ها در بلند مدت می بایست خودداری کرد. در اغلب آفت مثل حشرلات کنه ها نماتتدها و بیماری ها و علفهای هرز ثابت شده است که یک مدیریت تلفیقی شامل بکارگیری عملیات زراعی و کنترل بیولوزیکی می باشد. آفت کش ها فقط زمانی به کار گرفته می شوند که سایر روشهای کنترل نتواند جمعیت آفت را به زیر سطح زیان اقتصادی پایین بیاورید. بهترین روش برای کنترل آفت روشی است که بتواند بر مبنای محاسبات اقتصادی قابل دوام و بی خطر برای محیط زیست باشد.
کنترل زراعی:
این روش ها شامل مجموعه اقداماتی است که می تواند از طغیانهای جدی سن گندم بودن نیاز به کاربرد آفت کش جلوگیری کند و غالبا نقش پیشگیری دارند.
الف- برداشت زود هنگام
ب- زود کاشتن و یا کاشت واریته های مقاومتر
ج- وجین کردن کامل علفهای هرز در تمام طول فصل
د- تناسب کشت با محصولاتی غیر از غلات
ه- به زراعی در کشت غلات که باعث می شود گیاه بهترین رشد و نمو را داشته و در نتیجه زودتر برداشت شود.
ح- کنترل بیولوژیکی
به دلیل اثرات فوری و آشکار بسیاری از آفت کش های در دسترس استراژی مبارزه بیولوزیک در مقاسیه با مزایای روش های شیمیایی مورد غفلت قرار گرفته است.
در شرایط آب و هوائی و محیطی شیراز زنبورهای جنسهای تریکوگر اما و تلنموس که پارازیتوئید تخم سن می باشند برای مبارزه با سن گندم مناسب تشخیص داده شده که هنوز به بررسی ها و اقدامات فراوانی دیگری نیاز است. از پرندگان نیز کپک تا حدودی می تواند در کنترل آفت نقش داشته باشد که تغذیه آن از حشره کامل سن مشاهده گردید.
3- کنترل شیمیایی:
به صورت کلی همه آفت کش ها اثر مرگ و میر لازم روی سن گندم را دارند ولی کاربرد آفت کشها همیشه باعث کاهش جمعیت سن گندم نمی شود. از سم هایی که برای کنترل این آفت استفاده می شود پیرتروئیدهای مصنوعی مانند دلتامترین دسیس- دلتامترذین و دلتارین به دلیل سمیت کم برای پستانداران به کار گرفته می شود و نیز آفت کش های متداول دیگر می توان هیدروکربنهای کلره و ارگانوفسفاتها مرگ و میر بالا برای سن گندم دارند.
باید دقت شود که اگر کاربرد سموم در زمان مناسب از نظر شرایط آب و هوایی صورت نگیرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشی باید تکرار شود.
به طور کلی حشرات کوچکتر خیلی راحتر توسط یک حشره کش کشته می شوند بهترین زمان سم پاشی در سن های غلات به خصوص سن گندم وقتی است که پوره های جوان شروع به تفرخ می کنند باید توجه کرد که سن های بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراکم بالا باید قبل از جفت گیری کنترل شوند.
منبع : http://pest-wheat.blogspot.com/

كرم ساقه خوار برنج Chilo suppressalis



(Lep.: pyralidae)







معرفي آفت

در تمام مناطق برنج كاري استان هاي گيلان، مازندران، گرگان و همچنين اصفهان وجود دارد. علائم خسارت آفت به دو صورت مي باشد: 1-اگر گياه جوان مورد حمله قرار گيرد ابتدا برگ مياني آن زرد شده و كم كم خشك مي شود كه اصطلاحاً به آن Dead heart گويند. 2-در صورتي كه حمله آفت مصادف با زمان خوشه كردن و گل دادن باشد، دانه در خوشه تشكيل نشده و منجر به خشكي خوشه مي گردد كه به آن اصطلاحاً White head گويند. مرحله اول خسارت را نسل اول آفت بوجود مي آورد. در اين مرحله با رشد ساقه هاي جانبي گياه در مقابل آفت عكس العمل نشان داده و حتي المقدور از كاهش محصول جلوگيري مي شود. در مرحله دوم خسارت گياه تقريباً در پايان مرحله رويش است و امكان ترميم خسارت از طريق رشد ساقه هاي جانبي ديگر وجود ندارد. ساقه هاي آلوده به آفت در اين موقع در اثر وزش باد شكسته و باعث خراب شدن و از بين رفتن ساقه هاي مجاور مي گردند.

علاوه بر برنج در موقع برداشت محصول و هنگامي كه ساقه هاي برنج كاملاً خشك مي شود بسياري از لاروهاي آفت از اين ساقه هاي خشك به طرف علفهاي هرز حاشيه مزرعه مهاجرت نموده و از آنها تغذيه مي نمايند.

زيست شناسي:

زمستان را به صورد لارو كامل در داخل ساقه هاي خشك برنج و يا علفهاي هرز اطراف مزرعه به سر مي برد. در شرايط مساعد وقتي كه درجه حرارت به 10 درجه سانتي گراد مي رسد لاروهاي سن آخر تبديل به سفيره مي شوند. اولين شفيره هاي حاصل از لاروهاي زمستاني در دهة اول ارديبهشت ماه مشاهده شده اند. دورة شفيرگي 10-6 روز سپس حشرات كامل خارج مي شوند. اولين پروانه هاي آفت در شرايط گيلان از حدود 20 ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند و اوج پرواز آنها در دهة دوم خرداد صورت مي گيرد. فعاليت آنها در شب بوده و روزها در سايه و روي برگ و ساقه برنج و علفهاي هرز به استراحت مي پردازند. پروانه هاي نر و ماده 24 ساعت پس از خروج جفت گيري و حشره ماده تخمهاي خود را به صورت دسته اي روي ساقه و برگ قرار مي دهد طول دورة جنيني حدود 11-5 روز مي باشد. لاروسن اول پس از تفريخ ابتدا از پارانشيم برگ تغذيه كرده و سپس با ايجاد سوراخي از محل غلاف برگ وارد ساقه مي شود. لاروها پس از مدت 37-21 روز كه در داخل ساقه برنج تغذيه نمودند سوراخ بزرگي جهت خروج پروانه در ساقه ايجاد مي نمايند و سپس به شفيره تبديل مي شوند و هفت روز بعد پروانه هاي نسل دوم (بهاره) خارج مي گردند كه اين زمان در گيلان مصادف با اواسط تيرماه مي باشد. اگر پروانه هاي اين نسل قبل از پايان تيرماه تخم ريزي كرده باشند مي توانند نسل ديگري را در شهريور ماه بوجود آورند در غير اينصورت كليه لاروهائي كه در اوايل مرداد به بعد بوجود مي آيند پس از كامل شدن به دياپوز رفته و زمستان را بدين صورت مي گذرانند. بنابراين 3-2 نسل در سال دارند.

کنترل:

الف- کنترل زراعي پائيزه و زمستانه:

1-دو محصول برنج بايد حتي المقدور از پائين و نزديك طوقه گياه صورت گيرد تا هر چه ممكن است لارو كمتري در مزرعه باقي بماند.

2-خوشه هاي بريده شده را به مدت چند روزي روي زمين در همان مزرعه نگه دارند تا خشك شده و سپس با خرمن كوبهايي كه كلش را كاملاً خرد مي كنند به صورت كاه گندم در آورند تا هر چه لارو در داخل ساقه مانده له شده و از بين برود.

3-كاه و كلش باقي مانده در مزرعه را با دقت كامل بسوزانند چون محل زمستان گذراني حشره است. در اين رابطه كشت دوباره مزارع برنج با شبدر برسيم مفيد گزارش شده است.

4-زمين شخم زده را با آب تخت نمايند، اين عمل مدتها براز زارعين در زمستان اجباري بود ولي اخيراً پافشاري نمي شود.

5-علفهاي هرز حاشيه مزارع قبل از شال تسبيح، ني، اويار سلام. قياق، سوروف، خرواش، بندواش، قميش و… را كه پناهگاه لارو در زمستان مي باشند كنده و بسوزانند.

6-از خزانه هاي برنج همه روزه بازديد كرده تا چنانچه پروانه تخم ريزي كرده باشند برگهاي آلوده را چيده و از بين ببرند.

7-جلوگيري از انتقال نشاء هاي آلوده به زمين اصلي و همچنين رعايت تناوب زراعي.

ب- رعايت مقررات قرنطينه داخلي، خودداري از حمل و نقل كاه و كلش و نشاء از مناطق آلوده به مناطق غير آلوده.

ج- كشت واريته هاي مقاوم به كرم ساقه خوار، در كشور ما واريتة چنپا در مقايسه با آمل ها، خيلي كمتر از اين آفت صدمه مي بيند. اصولاً واريته هاي دیررَس مانند آمل بيشتر خسارت مي بينند.

د-دشمنان طبيعي:

1-زنبور پرازيتوئيد تخم از خانوادة Trichogrammatidae:

*

Trichogramma maidis
*

Trichogramma pintoi
*

Trichogramma rhenana

امروزه زنبورهاي پارازيتوئيد تخم از جنس تريكوگراما را روز ميزبانهاي واسط نظير تخم پروانه بيد آرد و تخم پروانه بيد غلات در انسكتاريم ها پرورش داده و به تعداد زياد بر عليه تخم ساقه خوار برنج رها مي كنند.

2- زنبور پارازيتوئيد لارو Apanteles از خانواده Braconidae.

3- قارچ Beauveria bassiana روي لاروها و شفيره هاي آفت فعاليت مي نمايد.

4- سن Andrallus spinidens نيز بطور طبيعي از لاروهاي كرم ساقه خوار و برگخوار برنج تغذيه مي نمايد

مبارزه شیمیایی :

1- لیندین WP25% و50 گرم در 100 متر مربع(خزانه) ، فقط 1 نوبت

2- دیازینون G 10%و،15 کیلوگرم در هکتار

3-دیازینون G 5% و 30 کیلوگرم در هکتار

4- کارتاپ G 4% و 30 کیلوگرم در هکتار

5- فیپرونیل G 0.2%و 20 کیلوگرم در هکتار

6- فنیتریتیون EC50%و1.5 لیتر در هکتار

7- دیازینون EC60%و 1 لیتر در هکتار
 

گُل جالیز یا گلک (Orobanche)

سرده‌ای از گیاهان گلدار است که در حدود ۱۵۰ گونه دارد.

این جنس در ایران ۳۶ گونه دارد که همگی انگل دیگر گیاهانند.                                                

پرونده:Blauwe bremraap 20-06-2005 18.59.22.JPG

گل جالیز انگل مطلق ریشه گیاهان دولپه بوده و به دلیل فقدان برگ و سبزینه با جذب آب و مواد غذایی از گیاه میزبان سبب کاهش رشد و عملکرد، ایجاد پژمردگی و در نهایت مرگ آن می‌شود.

کاهش عملکرد بسته به شدت حمله فرق می‌کند در برخی موارد زارعان به دلیل شدت آلودگی زمین کشت شده را رها می‌کنند.

گل جالیز انگل مطلق ریشه گیاهان دولپه بوده و به دلیل فقدان برگ و سبزینه با جذب آب و مواد غذایی از گیاه میزبان سبب کاهش رشد و عملکرد، ایجاد پژمردگی و در نهایت مرگ آن می‌شود.

کاهش عملکرد بسته به شدت حمله فرق می‌کند در برخی موارد زارعان به دلیل شدت آلودگی زمین

کشت شده را رها می‌کنند.                                                                                                                                                                           گستره میزبانی                          

دامنه میزبانی این انگل در بین گیاهان دو لپه وسیع بوده که در این خصوص می‌توان به گیاهانی چون آفتاب‌گردان، گلرنگ، بادمجان، گوجه فرنگی، توتون، عدس، باقلا، نخود، کلزا، هویج و برخی درختان میوه همچون بادام، زردآلو و غیره اشاره نمود.

نحوه گسترش و سیکل زندگی

گل جالیز در مرحله‌ای روی سطح خاک مشاهده می‌شود که خسارت عمده‌ای به گیاهان میزبان وارد نموده و علاوه بر این ارتباط مستحکم بین انگل و میزبان سبب شده که روشهای کنترل این انگل مشکل شود.

چرخه زندگی گل جالیز با بذر شروع می‌شود. بذر از طریق تحریک مواد مترشحه ریشه گیاه میزبان شروع به جوانه زدن می‌نماید و پس از اتصال به ریشه گیاه میزبان زندگی خود را ادامه می‌دهد. این انگل دارای بذرهای بسیار ریز بوده به نحوی که به طور تقریبی ۱۰۰ میلی‌گرم بذر گل جالیز حاوی تعداد ۲۰ هزار بذر است. هر بوته گل جالیز حدود ۲۵۰ هزار بذر تولید می‌کند. این بذرها توسط باد و آب آبیاری به راحتی جا به جا می‌شوند. اغلب بذرهای گل جالیز دارای خواب اولیه هستند و دامنه زمانی این خواب بین یک تا دو سال است. حداکثر فاصله بذر از ریشه میزبان برای تأثیرپذیری از مواد محرک جوانه زنی دو سانتیمتر و مدت زمان لازم برای تأثیرپذیری گل جالیز از مواد محرک ریشه میزبان پس از آماده سازی آن بین ۴۸ـ۲۴ ساعت است. بذرهای گل جالیز می‌توانند قابلیت حیات خود را در شرایط آزمایشگاهی به مدت ۱۳ سال و در شرایط مزرعه‌ای به مدت ۱۲ سال حفظ کنند.

اتصال به میزبان

پس از جوانه زدن بذر گل جالیز رشته اولیه از درون پوسته بذر خارج می‌شود و اطراف ریشه گیاه میزبان استقرار می‌یابد. نفوذ به داخل ریشه میزبان از طریق ترشح آنزیم‌ها و همچنین فشار مکانیکی سلولهای مکینه صورت می‌گیرد که موجب جدا شدن سلولها از یکدیگر می‌شوند.

سرانجام بافت مکینه سیستم آوندی ریشه میزبان را احاطه کرده و در نهایت سبب برقرار شدن ارتباط محکم می‌شود و حرکت مواد آوندی گیاه را برای انگل سوق می‌دهد که با ادامه این عمل گیاه میزبان به تدریج ضعیف شده و در صورت ادامه یافتن به مرگ میزان منجر خواهد شد.

کنترل

براین اساس روشهای عملی مبارزه با گل جالیز به شرح زیر می‌باشند:

الف ـ تاریخ کاشت: تاریخ کاشت با تأثیری که از طریق عامل محیطی، درجه حرارت، بر جوانه زدن بذر گل جالیز می‌گذارد؛ می‌تواند در کنترل آن موثر باشد یعنی با زود کاشتن محصول و پیش رس نمودن آن می‌توان گیاه را از خسارت آن فراری داد.

ب ـ تناوب زراعی: تناوب وقتی موثرتر خواهد بود که گیاهان موجود در تناوب، بذر گل جالیز را وادار به جوانه زنی کنند ولی خود میزبان نباشد. این گونه محصولات را گیاهان تله می‌نامند، از جمله این گیاهان می‌توان به سورگوم، ذرت، یونجه و... اشاره کرد و در برنامه کاشت مزرعه قرار داد.

ج ـ تغذیه مناسب: کاهش حاصلخیزی، بالا بودن PH خاک که در نتیجه منجر به عدم جذب عناصر غذایی از طرف گیاه خواهد شد، باعث تشدید حضور گل جالیز در مزرعه می‌شود. بنابراین تغذیه مناسب گیاه قبل از کاشت و در طول مرحله داشت می‌تواند تا حدودی میزان خسارت را کاهش دهد.

د ـ وجین دستی: از بین بردن و حذف گل جالیز به محض سر برآوردن از خاک با وسایل تیز و برنده می‌تواند در جلوگیری از میزان خسارت و جلوگیری از تولید بذر آن موثر باشد.

ه ـ آفتاب دهی خاک: پهن کردن پوشش پلاستیکی در سطح خاک و رعایت یک سری اصول فنی در طول فصل گرم سال می‌تواند در کاهش جمعیت این انگل موثر باشد.

و ـ مبارزه بیولوژیک

ی ـ مبارزه شیمیایی: علف کشی نظیر رانداپ به میزان ۵۰ سی‌سی در هکتار برای سه نوبت در زمان ۳۰، ۴۰ و ۵۰ روز پس از کشت نشاء می‌توان در مزرعه استفاده نمود.

                                                                                              منبع : http://fa.wikipedia.org