فيلودي گوجه فرنگي Tomato Big Bud

 

اين بيماري در آمريكا،استراليا و ايران وجود دارد. در بوته‌هاي گوجه‌فرنگي توليد برگهاي ريز در انتهاي بوته مي‌كند كه زرد مي‌باشند، برگهاي پائيني لوله شده، ساقه ضخيم مي‌شود. گلها بجاي آنكه آويزان باشند عمودي روي بوته قرار مي‌گيرند. كاسبرگها بيش از معمول رشد مي‌كنند و جسم كيسه‌ مانندي را تشكيل مي‌دهند و جوانه‌ها متورم مي‌شود. گلبرگي ديده نمي‌شود و تمام اجزاگل سبز رنگ مي‌شوند. عامل بيماري phytoplasma مي‌باشد. زنجره چغندر قند N.haematocopes بعنوان ناقل آن در ايران گزارش شده است.
__________________

بیماری های فیزیو لوژیک گوجه فرنگی


پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی : Blossom End Rot
علائم اولیه پوسیدگی گلگاه شامل لكه های آب سوخته روی گلگاه میوه های رسیده یا در نزدیكی آن است . این لكه ها به سرعت رشد می كنند و ممكن است به هم بپیوندند و نواحی آسیب دیده وسیعی را بوجود بیاورند. به علت خشك و چروك شدن بافت ، سطح زخمها چروكیده و چرمی و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آید. قسمتهای آسیب دیده معمولا مورد حمله پاتوژنهای ثانویه قرار می گیرند كه باعث پوسیدگی نرم و فساد میوه می گردند. در برخی مواقع بافتهای داخلی بیرنگ شده و متلاشی می گردند بی آنكه علائم قابل مشاهده ای در سطح میوه وجود داشته باشد.
پوسیدگی گلگاه عارضه ای است كه با كمبود موقتی كلسیم موجود در گیاه مرتبط است و با تغییرات رطوبتی خاك تشدید می شود . اگر میزان آب محدود باشد، رشد گیاه كند می شود و متعاقبا جذب مواد غذایی نیز كاهش می یابد. این موضوع باعث كاهش غلظت كلسیم در گیاه می گردد زیرا كلسیم توسط جریان آب در گیاه جابجا می شود. به همین دلیل بخشهایی از گیاه كه سریع تر تعرق می كنند، بیشترین میزان كلسیم را دریافت می نمایند.این نواحی معمولا برگهای بزرگ هستند كه به خاطر اندازه شان تعرق زیادتری دارند. به این ترتیب میوه های در حال رشد، كمترین میزان كلسیم مورد نیاز خود را دریافت می كنند. استرس های رطوبتی ای كه حتی در نتیجه پژمردگی های جزئی گیاه بوجود می آید، برای ایجاد كمبود كلسیم كافی است. زمانی كه رطوبت به حد مناسب می رسد، گیاه رشد طبیعی خود را از سر می گیرد. ولی جذب كلسیم هنوز كند است و گیاهی كه به سرعت در حال بزرگ شدن است، كلسیم كافی برای رشد خود دریافت نمی كند. كاربرد كودهای نیتروژنه به صورت آمونیوم نیز مستقیما بر جذب كلسیم در گیاه گوجه فرنگی تاثیر می گذارد و باعث كاهش جذب كلسیم و تجمع آن در بافتهای برگ گوجه فرنگی می گردد. در ضمن قطع شدن ریشه ها نیز باعث این عارضه می شود.
میزان انتشار عارضه پوسیدگی گلگاه را می توان با فراهم كردن رطوبت یكنواخت در مزرعه ( مثلا با استفاده از مالچ كه هم باعث كنترل علفهای هرز می شود و هم مزرعه نیازی به كلتیواتور زدن پیدا نمی كند كه ریشه ها در اثر آن آسیب ببینند ) و عدم مصرف زیاده از حد كودهای ازته كاهش داد. البته واریته های مختلف گوجه فرنگی از نظر حساسیت با هم بسیار تفاوت دارند. هیچكدام از واریته های حاضر تحمل كافی نسبت به این عارضه ندارند تا بتوان از آنها به عنوان یك راه كنترلی استفاده كرد. در ضمن گزارش شده است كه اسپری به موقع میوه و شاخ وبرگ گوجه فرنگی با محلول رقیق شده كلرید كلسیم و تكرار آن، مانع از پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی می شود.

آفتاب سوختگی : Sunscald
علائم آفتا ب سوختگی ابتدا روی گوجه فرنگی های كال دیده می شود. این علائم به صورت بروز نواحی سفید یا برنزه روشن روی میوه هایی است كه در معرض آفتاب قرار گرفته اند. نواحی تغیییر رنگ یافته چروك خورده و فرورفته اند و اغلب با یك هاله زرد رنگ احاطه شده اند. این نواحی معمولا در قسمت بالای میوه ، جایی كه بیشتر در معرض آفتاب قرار می گیرد، دیده می شوند. عارضه آفتاب سوختگی در بوته هایی كه برگهای پایینی آنها دراثر Septoria یا Early Blight . از بین رفته اند، و میوه ها به شدت در معرض نور خورشید قرار گرفته اند، دیده می شود. بخشهای آسیب دیده میوه ممكن است توسط پاتوژن های ثانویه مورد حمله قرار گیرند.
كنترل : مراقب باشید كه در موقع برداشت یا هرس كردن، میوه ها در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند. داربست ها را طوری بببندید كه میوه ها در معرض خورشید نباشند. استفاده از قارچكش ها و مبارزه با بیماری های برگی از نابود شدن برگها جلوگیری می كند. از كلتیوار هایی استفاده كنید كه پوشش برگی مناسبی دارند.

Catfacing :
علائم این عارضه به صورت نواحی فرو رفته و دندانه دار در قسمت گلگاه میوه است. گاهی خود میوه نیز بدشكل شده و به صورت قلوه ای شكل یا اشكال دیگر در می آید. این عارضه وقتی به وجود می آید كه دمای هوا در طول گلدهی و تشکیل میوه كمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد شود. این دما باعث می شو د كه گرده افشانی كامل صورت نگیرد. در برخی مواقع گرمای زیاده از حد، آسیبهای ناشی ازبرخی علف كشها مثل D ـ ۴و۲
و تغییرات رطوبت خاك باعث catfacing می شود. در ضمن نیتروژن زیاد نیز باعث تشدید این عارضه می گردد. بروز catfacing به نوع كلتیوار گوجه فرنگی نیز بستگی دارد و در كلتیوارهای قدیمی بیشتر است. در ضمن كلتیوارهایی كه میوه درشت تری دارند، حساس ترند.

ترك های رشد: Growth Cracks
در گیاه گوجه فرنگی دو نوع ترك رشدی دیده می شود : متحدالمركز و شعاعی . تركهای رشدی متحدالمركز باعث بوجود آمدن تركهای دایره ای شكل در انتهای میوه می شوند ولی تركهای شعاعی از انتها به طرف خارج گسترش می یابند. این عارضه هنگام رسیدن میوه ظاهر میشود. این تركها غالبا وقتی بوجود می آیند كه شرایط مختلفی مثل نوسانات زیاد دما و رطوبت باعث تغییر شدید سرعت رشد می گردد. باران های شدیدی كه پس از آب و هوایی خشك به وقوع می پیوندند، باعث بوجود آمدن تركهای شعاعی در اكثر كلتیوارهای گوجه فرنگی می شوند. توانایی تحمل كلتیوارهای گوجه فرنگی نسبت به ترك خوردن متفاوت است و بستگی به استحكام و قابلیت انبساط ( strechability) پوست میوه دارد. كلتیوارهای بسیار حساس موقعی كه میوه هنوز سبز است، ترك می خورند و كلتیوارهایی كه تا حدودی مقاومند غالبا تا مراحل بعدی ترك نمی خورند. هر چه میوه زودتر ترك بخورد، تركهای عمیق تر ی در آن بوجود می آید. نیتروژن زیاد و پتاسیم كم در ترك خوردن میوه ها نقش دارند و بنابراین فراهم كردن مواد غذایی مناسب، آبیاری منظم و كافی باعث كاهش احتمال ترك خوردن میوه ها می گردد.

Puffiness :
میوه هایی كه دچار این عارضه می شوند، تا حدودی پف كرده و زاویه دارند. حفرات داخل میوه، در صورت وجود، فاقد ماده ژلاتینی به میزان طبیعی اند و میوه بافت متراكمی ندارد. این عارضه در نتیجه گرده افشانی ناقص، كوددهی ضعیف و یا عدم تشكیل دانه به طور كامل بوجود می آید كه غالبا ناشی از دمای پایین است. مشابه عارضه قبلی، نیتروژن زیاد و كمبود پتاسیم نیز باعث این مشكل می شوند. برخی از كلتیوارها نسبت به این عارضه حساس تراز بقیه هستند.

رسیدن لكه دار : Blotchy Ripening
در این عارضه بخشی از میوه به علت عدم تلقیح مناسب به خوبی نمی رسد. آب و هوای سرد باعث شیوع این عارضه می شود و كمبود آب یا مقدار زیاده از حد آن نیز باعث تشدید ان می گردد. علائم به شكل لكه های زرد رنگ یا سفیدی است كه بافت زیر آن سخت باقی می ماند. نواحی آسیب دیده هم معمولا در بخش بالائی میوه ( Stem End ) هستند. این عارضه ممكن است با علائم ناشی از ویروس موزائیك توتون اشتباه شود. این بیماری در كلتیوارهای قدیمی شایع تر است.

پیچیدگی برگ: Leaf Roll
پیچیدگی برگ نوعی عارضه فیزیو لوژیك است كه در اثر آب و هوای سرد و بارانی ایجاد می شود. این عارضه باعث پیچ خوردن برگهای پایینی به سمت بالا وضخیم و چرمی شدن آنها می گردد. پیچیدگی برگ اثری روی رشد گیاه و میزان محصول نمی گذارد و نیازی به مبارزه با آن نیست.

عوارض ناشی از علف كشها :
علف كشها می توانند باعث بد شكل شدن شاخ و برگ گوجه فرنگی شوند. بوته های گوجه فرنگی به ویژه به D ـ ۴و۲ حساس هستند . علف كشهاباعث خم شدن برگها به سمت پایین، فنجانی و ضخیم شدن آنها می شوند. برگهای تازه باریك و پیچ خورده اند و به طور كامل توسعه نمی یابند. میوه ها ممكن است دچار catfacing شوند و نرسند. در ضمن در اثر بادبردگی ( drift ) هم ممكن است علف كشهایی كه برای کنترل علفهای هرز چمنی به كار می روند، روی گیاه زراعی رفته و عوارض آشكار گردند. بخارات ناشی از علف كشها هم ممكن است گیاه را تا چند روز پس از كاربرد علف كشها تحت تاثیر قرار دهند. علف های چیده شده ای كه قبلا علف كش روی آنها استفاده شده نیز نباید به عنوان مالچ درمزارع گوجه فرنگی به كار روند. اگر آسیب های وارد شده جزئی باشند، گیاه قادر به رشد و ترمیم خود خواهد بود. در ضمن گیاهان آسیب دیده باید به طور مرتب و كامل آبیاری شوند.
__________________


لهيدگي باكتريائي پياز Onion bacterial mushy rot



غده هاي پياز در انبار مورد حمله چندين گونه باكتري قرار مي گيرند و اين پوسيدگي ممكن است در مزرعه نيز اتفاق بيفتد .

نشانه هاي بيماري

باكتري Pectobacterium carotovorum pv. carotovorum بيشتر در انبار خسارت وارد مي كند و از طريق گردن پياز هنگامي كه رشد گياه كامل مي گردد وارد شده و يك يا چند فلس از پياز آلوده مي شود در اين مرحله بافتهاي مورد حمله آب سوخته به نظر مي رسند و رنگ زرد يا قهوه اي روشن دارند به تدريج پوسيدگي پيشرفت مي كند و فلس ها نرم مي گردند پيازهاي آلوده اگر فشار داده شوند يك مايع آبكي با بوي بد از ناحيه گردن پياز به بيرون تراوش مي كند. اين باكتري فقط توسط زخم وارد مي شود .

مهمترين عامل بيماري Burkholderia cepacia شناخته شده است.

کنترل:

1- اندامهاي هوايي پياز بايد قبل از برداشت كاملاً رسيده باشند.

2- در هنگام برداشت و خرمن كردن بايد از زخمي شدن پياز جلوگيري شود.

3- انبار بايد خوب تهويه گردد تا رطوبت در سطح پياز جمع نشود.

اگر دماي انبار صفر درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 70% تنظيم گردد براي جلوگيري از گسترش بيماري مفيد است

لهيدگي باكتريائي پياز Onion bacterial mushy rot


غده هاي پياز در انبار مورد حمله چندين گونه باكتري قرار مي گيرند و اين پوسيدگي ممكن است در مزرعه نيز اتفاق بيفتد .

نشانه هاي بيماري

باكتري Pectobacterium carotovorum pv. carotovorum بيشتر در انبار خسارت وارد مي كند و از طريق گردن پياز هنگامي كه رشد گياه كامل مي گردد وارد شده و يك يا چند فلس از پياز آلوده مي شود در اين مرحله بافتهاي مورد حمله آب سوخته به نظر مي رسند و رنگ زرد يا قهوه اي روشن دارند به تدريج پوسيدگي پيشرفت مي كند و فلس ها نرم مي گردند پيازهاي آلوده اگر فشار داده شوند يك مايع آبكي با بوي بد از ناحيه گردن پياز به بيرون تراوش مي كند. اين باكتري فقط توسط زخم وارد مي شود .

مهمترين عامل بيماري Burkholderia cepacia شناخته شده است.

کنترل:

1- اندامهاي هوايي پياز بايد قبل از برداشت كاملاً رسيده باشند.

2- در هنگام برداشت و خرمن كردن بايد از زخمي شدن پياز جلوگيري شود.

3- انبار بايد خوب تهويه گردد تا رطوبت در سطح پياز جمع نشود.

اگر دماي انبار صفر درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 70% تنظيم گردد براي جلوگيري
از گسترش بيماري مفيد است

ويروس موزائيك خيار Cucumber mosaic Virus (CMV


)



اين ويروس داراي دامنه ميزبان وسيعي است و در تمام دنيا گسترش دارد . صدها گونه گياهي و تقريباً 50 خانواده بعنوان ميزبان آن گزارش شده اند . تمام كدوئيان به اين ويروس حساس مي‌باشند . مانند كدو ، هنئوانه ، طالبي ، خربزه ، انواع گياهان زينتي نيز مورد حمله اين ويروس واقع مي‌شوند.

اين ويروس در فارس ، ياسوج و ممسني در خيار بسيار مهم و خسارت زا است . در كل ايران نقشي درجه دوم در محصولات جاليزي دارا مي‌باشد .



مشخصات ويروس:

ويروسي است ايزومتريك به قطر nm 28 در محيط خارج كم ثبات است ، زيرا اجزاء Protein پوششي ويروس به هم نچسبیده و به راحتي آنزيمهاي ريبونوكلوئاز ‌قادرند نوكلئيك اسيد را تجزيه كنند . ژنوم آن RNA تك رشته‌اي و سه قسمتي است . انتقال مكانيكي آن به راحتي امكان پذير است . انتقال طبيعي آن با شته مانند :شته سبز هلو و شته سبز پنبه صورت مي‌گيرد. رابطه ويروس با شته به صورت ناپاياست . اين ويروس در كدوئيان بذر زاد نمي‌شود .

پايداري : پايداري اين ويروس در علفهاي هرز بسيار مهم است. در بدن شته ناقل نمي‌تواند پايداري كند زيرا رابطه آن با ويروس ناپاياست. گياهاني مانند چغندرقند كه در فصل زمستان در مزرعه
هستند مي‌توانند ويروس را انتقال دهند
.

فيلودي گوجه فرنگي Tomato Big Bud






اين بيماري در آمريكا،استراليا و ايران وجود دارد. در بوته‌هاي گوجه‌فرنگي توليد برگهاي ريز در انتهاي بوته مي‌كند كه زرد مي‌باشند، برگهاي پائيني لوله شده، ساقه ضخيم مي‌شود. گلها بجاي آنكه آويزان باشند عمودي روي بوته قرار مي‌گيرند. كاسبرگها بيش از معمول رشد مي‌كنند و جسم كيسه‌ مانندي را تشكيل مي‌دهند و جوانه‌ها متورم مي‌شود. گلبرگي ديده نمي‌شود و تمام اجزاگل سبز رنگ مي‌شوند. عامل بيماري phytoplasma مي‌باشد. زنجره چغندر قند N.haematocopes بعنوان ناقل آن در ايران گزارش شده است.
__________________

پوسيدگي ريشه و طبق پياز Onion basal & Root rot



عامل بيماري Fusarium oxysporum f.sp cepae در ايران در منطقه آذربايجان اين گونه مهمترين گونه است و بعد از آن F. Solani اهميت دارد. اين بيماري در ايران و جهان پراكنده است و همه سالهدر اثر اين بيماري خسارات عمده‌اي به محصول وارد مي‌شود .

علائم بيماري

در اوايل بهار نوك برگها زرد شده و بوته‌هاي آلوده پژمرده مي‌شوند زردي برگها توسعه يافته و به سمت پائين پيشروي نموده و زماني كه غده‌هاي پياز به درشتي فندق مي‌شوند در مزرعه بوته ميري به صورت لكه‌اي و يا گسترده مشاهده مي‌گردد. ريشه هاي گياه بيمار قهوه‌اي و يا خشكيده شده و به رنگ صورتي يا بنفش نمايان مي‌شود و از بين مي‌رود عوامل ثانويه هم ممكن است به پياز حمله نموده و موجب فساد آن شوند در انبار نيز اين بيماري مي‌تواند منجر به ايجاد خسارت شود . گونه F.O . f.s cepae موجب مرگ ناگهاني (Damping – off) پياز در مزارع مي‌گردد كه در اين رابطه نيز خسارت عمده‌اي به محصولات وارد مي‌شود . اين قارچ براي ورود به گياه نياز به زخم ندارد اما وجود زخم روي غده كمك مؤثري به شروع و پيشرفت بيماري مي‌كند . ميزبان اصلي پياز ، نوعي موسير و به ندرت سير مي‌باشد .

كنترل:

1- جلوگيري از كود دهي زياد

2- كنترل حشرات به منظور جلوگيري از ايجاد زخم

3- دقت در هنگام برداشت و انبار كردن (نگهداري در صفر درجه يا رطوبت 70-60%)

4- مبارزه بيولوژيكي با باكتري Burkholderia cpacia

بيماريهاي باكتريايي مبارزه با بيماريهاي باكترايي

تشخيص باكتريها

به طور كلي براي تشخيص باكتريها بر اساس خصوصيات جنسهاي آنها شناسايي مي كنند:

به عنوان مثال:

Agrobacterium : باكتريهاي ميله اي ، متحرك، 1تا 4 تاژك ، توليد لعاب پلي ساكاريدي در محيط قندي و كلني غير رنگي و صاف.

Clavibacter : ميله اي مستقيم يا با كمي انحنا، بي حركت، برخي داراي يك يا دو تاژك قطبي و متحرك هستند گاهي به صورت قطعات رنگي نا منظم  و يا ارائه و گرزي شكل متورم .

Erwinia : ميله اي مستقيم ، متحرك ، داراي چندين تاژك محيطي ، بي هوازي اختياري

Pseudomona : ميله اي مستقيم يا خميده متحرك ، داراي يك يا تعداد زيادي تاژك قطبي ، برخي  گونه هاي سودوموناس فلورسانت ناميده مي شوند زيرا در ميحط كشت مواد رنگينه اي فلورسانت سبز و زرد تراوش مي كنند. و برخي گونه هانيز پسودوموناس غير فلورسانت ناميده مي شوند.

Xanthomonas : ميله اي صاف ، متحرك ، داراي يك تاژك قطبي ، كند رشد و ايجاد كلني زرد.

Streptomyces : داراي هيفهاي باريك منشعب بدون ديواره عرضي، گونه هاي زيادي از آن توليد مواد رنگينه اي مي كنند علاوه بر آن اينها انواع زيادي از آنتي بيوتيك ها را نيز توليد كرده و يا بافتهاي توموري ايجاد مي كنند.

Xylella : ميله هاي صاف و منفرد ، غير متحرك ، بدون تاژك ، هوازي مطلق و بدون مواد رنگينه اي ، سخت كشت .

معمولا جنس استرپتومايسز به دليل داشتن ميسليوم كاملا توسعه يافته و شاخه شاخه و زنجيره هاي كنيدي به آساني از ديگر جنسهاي باكتريايي شناسايي مي شود.

علاوه بر اينها، روشهاي سرولوژيك، خصوصا آن روشهايي را كه آنتي باديهاي نشاندار شده با تركيبات فلورسانت بكار مي برند براي تشخيص سريع و نسبتا دقيق باكتريها استفاده مي شود. گاهي با استفاده از باكتريوفاژي (ويروس) كه آنها را آلوده كرده شناسايي مي شوند. اخيرا يك دسته از تركيبات به نام باكتريوسين مورد استفاده قرار گرفته تا بر اساس حساسي باكتريها به اين تركيبات و يا توان توليد اين تركيبات تيپها يا ايزوله هاي باكتريايي از هم تفكيك و شناسايي مي شوند. يك روش عالي براي جداسازي و تشخيص باكترياي به دست آمده استفاده از محيط كشتهاي انتخابي است.

علائم بيماري باكتريايي

باكتريها ايجاد لكه برگي و سوختگي برگ، پوسيدگي هاي نرم ميوه، ريشه و اندامهاي ذخيره اي، پژمردگيها رشد غير عادي، لكه سياه (اسكابي) شانكر و غيره را ميكنند.

مع هذا، گونه هاي Agrobacterium مي توانند تنها موجب رشد فوق العاده و بزرگي اندامها شوند .

مبارزه با بيماريهاي گياهي

غالبا براي مبارزه از تلفيق چندين روش استفاده مي شود.

تنظيم برخي عمليات زراعي از قبيل كود دادن و آبياري به نحوي يك گياهان در دوره مناسب براي آلودگي فوق العاده تر و آبدار نباشند. تناوب زراعي ، استفاده و از واريته هاي مقاوم ، استفاده از حرارت بخار آب يا حرارت الكتريكي و يا مواد شيميايي  در خاك بذرهايي كه  به طور سطحي آلوده باشند را با استفاده از محلول هيپوكلريت سديم يا اسيد كلريدريك يا خيساندن به مدت چند رو در اسيد استيك رقيق ضد عفوني مي كنند.

سم پاشي شاخ و برگها با تركيبات مسي ، مخلوط بر دو، تركيبات مسي تثبيت شده، و كاسيد، زنيب  براي مبارزه با بيماريهاي لكه برگي و بلايتهاي باكتريايي استفاده مي شود.

بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريها

گروه اول: لكه ها و سوختگي هاي باكتريايي

برخي بيمارياي باكتريايي به صورت لكه مردگي (نكروز) هاي سريعا در حال پيشرفت و ممتد روي اندامهاي مذكور ظاهر شده و در آن صورت سوختگي يا بلايت خوانده مي شوند.

تقريبا تمام لكه برگيها بر روي برگها و ساقه ها و ميوه ها به وسيله باكتريهايي از دو جنس نزديك به هم Xanthomonas و Pseudomonas به وجود مي آيند.

بيماريهايي كه پاتوواوهاي (Pr) گونه Pseudomonas syringae توليد مي كنند:

1ـ آشك توتون P.syringae Pv. Tabaci

2ـ لكه زاويه اي خيار Pr.Lachyrmans

3ـ بلايت هاله اي لوبيا Pr.Phaseolicola

4ـبلايت باكتريايي نخود فرنگي Pr.Pisi

 

بيماريهايي كه پاتووارهاي گونه X.campestris توليد مي كنند.

1ـ بلايت عادي لوبيا                                Pr.Phaseoli

2ـ لكه زاويه اي پنيه                               Pr.malvacearum

3ـ لكه باكتريايي گوجه فرنگي فلفل        Pr.resicatoria

4ـ لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار       Pr.Prani

آتشك وحشي توتون

انتشار جهاني دارد.اين بيماري مي تواند به گياهان ديگر نيز حمله كند اما از نظر اقتصادي مقدار توتون و سويا حائز اهميت است. در خزانه و در مزرعه هم خسارت وارد مي كند.

علائم: در حاشيه و نوك برگهاي گياهان جوان و كم رشد پوسيدگي آبدار در حال پيشرفتي بروز مي كند اين ناحيه پوسيده به وسيله ناحيه ابسوزخيس شده اي از بخش سالم مجزا مي شود مشخص ترين علائم عبارتند از لكه هاي سبز كمرنگ مايل به زرد. در ظرف يكي دو روز مركز لكه ها قهوه اي شده و اطراف آن را حاله هاي سبز مايل به زرد احاطه مي كند. به تدريج نواحي بزرگي ايجاد مي شود كه در هواي خشك اين بخشها خشكيد و بر جا مي ماند اما در هواي خيس از برگ جدا شده ، لكه ها به ندرت روي گلها ، كپسولهاي دانه، دمبرگها، ساقه ظاهر مي شوند.

 

بيمار گر : Pseudomonas syringae Pv. Tabaci

اين باكتري زهري ، قوي به نام تاب توكسين يا توكسين آتشك ايجاد كرده اين زهر قادر است در غياب باكتري بر روي يك برگ توليد هاله زرد كند.

ايجاد بيماري:

باكتري آتشك در بقاياي گياه و در خاك در برگهاي بيمار خشكيده و به عمل آمده بر روي بذرهاي حاصل از كپسولهاي آلوده، روي پوشش سطح خزانه و در ريشه هاي بسياري از عفونتهاي هرز زمستان گذراني مي كند. براي بروز آلودگي ها و پيدايش اپيدميها رطوبت بسيار بالا يا لايه اي از آب بر روي گياه ضورري است.

باكتري پس از ورود به بافت گياه ايجاد زهر توكسين مي كند به سرعت پخش مي شود اين هاله وسيع بوده و سلولهاي زيادي را در بر مي گيرد و عاري از باكتري بوده، در هواي رطوبتي توسعه بين سلولي باكتريها ادامه يافته و باعث از هم پاشي و مرگ سلولهاي پارانيشي شود.

مبارزه: استفاده از ارقام مقاوم ، استفاده از بذر سالم، ضد عفوني خاك خزانه اجتناب از مصرف طور اضافي خصوصا ازت.

سوختگي باكتريايي لوبيا

انتشار جهاني دارد، مردي برگها، غلافها ساقه ها و بذرها آسيب وارد مي شود.

علائم: لكه هاي كوچك آبسوخته در سطوح زيرين برگ، در بلايت ها براي ناحيه هاله مانند به رنگ سبز مايل به زرد در مي آيد برگها ظاهر زرد رنگي پيدا مي كنند.

علائم روي ساقه، به صورت لكه هاي آب سوخته و گاهي فرو رفته و قهوه اي رنگ و اغلب در سطح شكاف دار هستند. بيشتر در مجاورت  گروه اول ظاهر مي شوند زمستان گذراني به صورت قرار گرفتن در بذر آلوده و ساقه هاي آلوده لوبيا است.

بيمار گر: بلايت هاله اي لوبيا Pseudomonas syringae Pr.Phaseolicola بلايت معمولي X.campestris Pv.Phaseoli ، لكه قهوه اي باكتريايي P.syringae Pv.syringae

مبارزه :

1 از طريق مصرف بذر عاري از بيماري

2 تناوب زراعي سد ساله

3ـ سمپاشي با قارچ كشهاي مسي

لكه باكتريايي كوجه فرنگي و فلفل

پاتوژن : Xanthomonas campestris Pv.resicatoria

علائم:

روي برگها علائم به صورت لكه هاي كوچك نامنظم به رنگ خاكستري بنفش بر روي ميوه هاي سبز لكه هاي كوچك آبسوخته كه كمي برجسته بوده و داراي هاله هاي سفيد مايل سبز هستند.

ايجاد بيماري :

انتشار جهاني دارد. باكتريها بر روي بذري كه هنگام جداسازي از ميوه آلوده شده زمستان گذراني مي كنند و نيز در بقاياي گياهي آلوده در سطح خاك و روي علفهاي هرز و ساير ميزبانها به وسيله باد و باران و تماس منتشر مي شود.  و از طريق روزنه ها و زخمها به برگ و از طريق زخمها به ميوه رخنه ميكند.

مبارزه:

1ـ استفاده از بذرها و نشاء عاري از آلودگي ، ارقام مقاوم، تناوب زراعي و سمپاشي با تركيب از پيش مخلوط شده قارچكشهاي مانب مسي

لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار:

پاتوژن: X.campestris Pv.prauni

علائم: بر روي برگها به صورت لكه هاي كوچك مدور تا نامنظم آب خيس شده اي ظاهر مي شوند بيشتر لكه ها زاويه دار شده و بنفش تا قهوه اي مي گردند غالبا تركهايي در اطراف لكه ها به وجود مي آيد كه بخش آلوده را از نواحي سالم جدا كرده و بر برگها نماي غربالي مي دهد. برگهاي شديدا آسيب ديده زرد مي شوند.

نحوه ايجاد بيماري

در مناطقي كه درختان هسته داركشت مي شوند به وجود مي آيد. باكتريها در لكه هاي ساقه ها و در جوانه ها زمستانگذراني مي كنند  در بهار به صورت تراوشهايي خارج مي شوند و باقطرات باران و توسط حشرات به برگهاي جوان ميوه ها ساقه ها منتقل مي شوند و از طريق منافذ طبيعي ، محل قطع برگها، زخمها ايجاد آلوده مي كنند.

مبارزه: سمپاشي با مواد شيميايي اكنون ثمري نداشته اخيرا تزريق آنتي بيوتيكها به داخل درختان بعد از برداشت ميوه تاثيرات زيادي داشته.

گروه دوم: شانكرهاي باكتريايي

شامل 2 دسته بيماري هستند Pesudomonas syringae Pv.morsprahorum

1ـ شانكر باكتريايي درختان ميوه هسته دار

2ـ شانكر باكتريايي مركبات: Xanthomanas campestris Pr.citri

شانكر مركبات

يكي از وحشتناك ترين بيماريهاي مركبات بوده باعث بروز لكه هاي مرده روي ميوه، برگها و سرشاخه مي شود. بيماري بومي ژاپن و آسياب جنوب شرقي است. و از آنجا به ساير قاره ها انتشار يافته است.

بيمارگر: X.campestris Pr.citri

حداقل 3 نژاد از اين باكتري ايجاد بيماري مي كند نژاد A: بومي آسيا و به گريف فروت و ليموي عماني، پرتقال و ليمو حمله كرده نژاد B در آمريكاي جنوبي به ليمو عماني و ليمو حمله كرده نژاد C در برزيل فقط به ليمو عماني مي زند.

علائم: علائم بيماري شانكر به صورت مشابهي روي برگهاي جوان، سرشاخه ها و ميوه ظاهر مي شود لكه ها ابتدا كوچك، اندكي برجسته، و مدور و آب سوخته و تيره رنگتر از بافت سبز اطراف به نظر مي رسد. حاشيه لكه ها كاملا مشخص و اغلب با هالة مايل به زردي احاطه شده اند. آلودگي شديد باعث ضعيف شدن درختان و درميوه باعث بد نما شدن و تا حدودي نقص نرم ميوه مي شود.

ايجاد بيماري

زمستانگذراني در لكه هاي شانكري در حال رشد انجام مي گردد در هواي گرم، مرطوب و باراني باكتري از لكه ها بيرون تراوش كرده به وسيله باران به بافتهاي جوان مي رسد از طريق روزنه وارد مي شود رخنه و ايجاد آلودگي نيز از طريق زخم ها انجام مي شود.

مبارزه: 1ـ اقدامات قرنطينه اي 2ـ استفاده از شعله افكن براي سوزاندن درختان ضد عفوني تمام ابزار ، 6 يا 7 سم پاشي با تركيبات سمي، استفاده از بادشكنها هرس سرشاخه هاي تابستانه و بهاره

 

گروه سوم:

اسكابهاي باكتريائي

باكتريها به اندمهاي زير زميني گياهان خسارت وارد كرده و علائم آن به صورت لكه ها يا زخم هاي كم و بيش موضعي سياه و پوسته پوسته است.

اسكاب عادي سيب زميني Streptomyces scabies

پوسيدگي خاكي يا آبله سيب زميني شيرين S.ipomoeae

اسكاب عادي سيب زميني

انتشار جهاني دارد. بيشتر در خاكهاي خنثي تا كمي قليايي و با بافتي شني و سبك بروز نموده، بيماري با ايجاد زخم هايي عمدتا سطحي بر روي غده ها و ريشه ها بيشتر از ارزش محصول مي كاهد

پاتوژن : S.scabies

يك ساپروفيت سخت جان است. كه مي تواند به صورت ابدي به صورت نرم رويشي شبه ميلسيومي و يا به صورت اسپور در بيشتر خاكها به جز بعضي خاكهاي اسيدي زنده باقي بماند.

علائم: عمدتا روي غده ها ديده مي شود. ابتدا لكه هاي كوچك قهوهاي و اندكي برجسته هستند اما به تدريج چوب پنبه اي مي شوند گاهي لكه ها به صورت نواحي زنگاري ظاهر شده .

ايجاد بيماري:

بيمار گر از طريق آب خاك، خاك حمل شده با بار و روي غده هاي سيب زميني بذري منتشر مي شود رخنه پاتوژن به بافتها از طريق عدسكها، زخمها و روزنه ها صورت مي گيرد. بيمارگر بدين يا داخل چند لايه سلول رشد ميكند و ظاهرا ماده اي را ترشح مي كند كه باعث تحريك سلولهاي زنده اطراف زخم و تقسيم سريع شده و از بافت سالم جدا مي شود. شدت بيماري با افزايش PH 2/5 ـ 8 بيشتر شده و بالاتر از اين حدود كاهش مي يابد.

در دماي 20ـ 22 درجه سرعت افزايش بيماري به نهايت مي رسد.

كنترل و مبارزه: كاشت سيب زميني بذري عاري از آلودگي ، ضد عفوني بذر با پنتا كلرونيتروبنزن يا تركيب مانب، تناوب زراعي ، كاهش و حفظ PH  خاك تا حدود 3/5 با استفاده از گوگرد استفاده از ارقام مقاوم و آبياري حدود 6 هغته مراحل آغازين تشكيل غده ها.

 

گروه چهارم

بيماري هاي گياهي ناشي از باكتريهاي آوندي سخت رشد

باكتريهاي سخت كشت آوندي اغلب ميله اي شكل بوده به وسيله غشا سلولي و يك ديواره سلولي احاطه شده اند تاژك ندارند تقريبا تمامي اين باكتريها گرم منفي مي باشد

اين باكتريها به چندين آنتي بيوتيك از قبيل تتراسيكلينها و پني سيلين و همچنين گرماي زياد حساس مي باشند.

در بين مهم ترين بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريهاي گرم منفي سخت كشت محدود به آوندي چوبي بيماريهاي پيرس انگور، كوتولگي يونجه، بيماري فوني هلو، برگ سوختگي بادام و برگ سوختگي آلورا مي توان نام برد.

بيماري (پيرس) انگور

پاتوژن: Xylella fastidiosa  يك باكتري سخت كشت آوندي چوبي است و ديواره سلولي موجدار پپتيك دارد. بيمارگر ظاهرا يك يا چند زهر (فيتوتوكسين) توليد مي كند كه در ايجاد نكروز حاشيه برگ در ميزان نقشي داشته است.

علائم: در آغاز به صورت خشكيدن نابهنگام ظاهر مي گردد يعني بخشي يا تمامي حاشيه برگ مي سوزد در حالي كه برگ هنوز سبز است. اواخر فصل برگهاي آسيب ديده معمولا مي ريزند. در حالي كه رگبرگها به ساقه چسبيده اند لكه هاي قهوه اي پوست ساقه در وسط مناطقي از پوست كه سبز و نابالغ باقي مانده به وجود مي آيد. به دنبال زوال بالايي درخت سيستم ريشه نيز شروع به مردن ميكند در داخل آوندها صمغ توليد شده و تيلوز در آوندها تشكيل مي شود. صمغ و تيلوز هر دوانسداد آوندها را فراهم مي كنند.

ايجاد بيماري:

بيمار گر به وسيله پيوندهاي اسكنه اي و زنجره ها منتقل مي شود. زنجره هاي ناقل بعد از 2 ساعت تغذيه بر روي ميزبان آلوده بيمارگري را كسب مي كنند و ممكن است تا اواخر عمر به انتقال بيماري به گياهان ميزبان سالم ادامه دهند.

مبارزه و كنترل

هيچ گونه كنترل و مبارزه عملي بر عليه بيماري پيرس انگور و كوتولگي يونجه در مزرعه وجود ندارد كنترل حشره ناقل و كندن گياهان آلوده موثر نبوده و تمامي ارقام به بيماري حساس مي باشند ريختن 4 ليتر از محلول تتراسيكلين با غلظت 50 و 100 پي پي ام در خاك اطراف درخت به فاصله هاي هفته اي يك بار يا 2 بار از بروز علايم جلوگيري مي كند

ولي موثر ترين روش مقابله با بيماري دفاع با كشت گياه به دور از منبع طبيعي آلودگي بيمارگر حاصل مي شود.

منبع : سایت www.iran24h.com

 

 

بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريها

خصوصيات باكتريهاي بيماري زاي گياهي:

مرفولوژي، تكثير، اكولوژي و انتشار، تشخيص باكتريها، علائم بيماريهاي باكتريايي مبارزه با بيماريهاي باكترايي

تشخيص باكتريها

به طور كلي براي تشخيص باكتريها بر اساس خصوصيات جنسهاي آنها شناسايي مي كنند:

به عنوان مثال:

Agrobacterium : باكتريهاي ميله اي ، متحرك، 1تا 4 تاژك ، توليد لعاب پلي ساكاريدي در محيط قندي و كلني غير رنگي و صاف.

Clavibacter : ميله اي مستقيم يا با كمي انحنا، بي حركت، برخي داراي يك يا دو تاژك قطبي و متحرك هستند گاهي به صورت قطعات رنگي نا منظم  و يا ارائه و گرزي شكل متورم .

Erwinia : ميله اي مستقيم ، متحرك ، داراي چندين تاژك محيطي ، بي هوازي اختياري

Pseudomona : ميله اي مستقيم يا خميده متحرك ، داراي يك يا تعداد زيادي تاژك قطبي ، برخي  گونه هاي سودوموناس فلورسانت ناميده مي شوند زيرا در ميحط كشت مواد رنگينه اي فلورسانت سبز و زرد تراوش مي كنند. و برخي گونه هانيز پسودوموناس غير فلورسانت ناميده مي شوند.

Xanthomonas : ميله اي صاف ، متحرك ، داراي يك تاژك قطبي ، كند رشد و ايجاد كلني زرد.

Streptomyces : داراي هيفهاي باريك منشعب بدون ديواره عرضي، گونه هاي زيادي از آن توليد مواد رنگينه اي مي كنند علاوه بر آن اينها انواع زيادي از آنتي بيوتيك ها را نيز توليد كرده و يا بافتهاي توموري ايجاد مي كنند.

Xylella : ميله هاي صاف و منفرد ، غير متحرك ، بدون تاژك ، هوازي مطلق و بدون مواد رنگينه اي ، سخت كشت .

معمولا جنس استرپتومايسز به دليل داشتن ميسليوم كاملا توسعه يافته و شاخه شاخه و زنجيره هاي كنيدي به آساني از ديگر جنسهاي باكتريايي شناسايي مي شود.

علاوه بر اينها، روشهاي سرولوژيك، خصوصا آن روشهايي را كه آنتي باديهاي نشاندار شده با تركيبات فلورسانت بكار مي برند براي تشخيص سريع و نسبتا دقيق باكتريها استفاده مي شود. گاهي با استفاده از باكتريوفاژي (ويروس) كه آنها را آلوده كرده شناسايي مي شوند. اخيرا يك دسته از تركيبات به نام باكتريوسين مورد استفاده قرار گرفته تا بر اساس حساسي باكتريها به اين تركيبات و يا توان توليد اين تركيبات تيپها يا ايزوله هاي باكتريايي از هم تفكيك و شناسايي مي شوند. يك روش عالي براي جداسازي و تشخيص باكترياي به دست آمده استفاده از محيط كشتهاي انتخابي است.

علائم بيماري باكتريايي

باكتريها ايجاد لكه برگي و سوختگي برگ، پوسيدگي هاي نرم ميوه، ريشه و اندامهاي ذخيره اي، پژمردگيها رشد غير عادي، لكه سياه (اسكابي) شانكر و غيره را ميكنند.

مع هذا، گونه هاي Agrobacterium مي توانند تنها موجب رشد فوق العاده و بزرگي اندامها شوند .

مبارزه با بيماريهاي گياهي

غالبا براي مبارزه از تلفيق چندين روش استفاده مي شود.

تنظيم برخي عمليات زراعي از قبيل كود دادن و آبياري به نحوي يك گياهان در دوره مناسب براي آلودگي فوق العاده تر و آبدار نباشند. تناوب زراعي ، استفاده و از واريته هاي مقاوم ، استفاده از حرارت بخار آب يا حرارت الكتريكي و يا مواد شيميايي  در خاك بذرهايي كه  به طور سطحي آلوده باشند را با استفاده از محلول هيپوكلريت سديم يا اسيد كلريدريك يا خيساندن به مدت چند رو در اسيد استيك رقيق ضد عفوني مي كنند.

سم پاشي شاخ و برگها با تركيبات مسي ، مخلوط بر دو، تركيبات مسي تثبيت شده، و كاسيد، زنيب  براي مبارزه با بيماريهاي لكه برگي و بلايتهاي باكتريايي استفاده مي شود.

بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريها

گروه اول: لكه ها و سوختگي هاي باكتريايي

برخي بيمارياي باكتريايي به صورت لكه مردگي (نكروز) هاي سريعا در حال پيشرفت و ممتد روي اندامهاي مذكور ظاهر شده و در آن صورت سوختگي يا بلايت خوانده مي شوند.

تقريبا تمام لكه برگيها بر روي برگها و ساقه ها و ميوه ها به وسيله باكتريهايي از دو جنس نزديك به هم Xanthomonas و Pseudomonas به وجود مي آيند.

بيماريهايي كه پاتوواوهاي (Pr) گونه Pseudomonas syringae توليد مي كنند:

1ـ آشك توتون P.syringae Pv. Tabaci

2ـ لكه زاويه اي خيار Pr.Lachyrmans

3ـ بلايت هاله اي لوبيا Pr.Phaseolicola

4ـبلايت باكتريايي نخود فرنگي Pr.Pisi

 

بيماريهايي كه پاتووارهاي گونه X.campestris توليد مي كنند.

1ـ بلايت عادي لوبيا                                Pr.Phaseoli

2ـ لكه زاويه اي پنيه                               Pr.malvacearum

3ـ لكه باكتريايي گوجه فرنگي فلفل        Pr.resicatoria

4ـ لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار       Pr.Prani

آتشك وحشي توتون

انتشار جهاني دارد.اين بيماري مي تواند به گياهان ديگر نيز حمله كند اما از نظر اقتصادي مقدار توتون و سويا حائز اهميت است. در خزانه و در مزرعه هم خسارت وارد مي كند.

علائم: در حاشيه و نوك برگهاي گياهان جوان و كم رشد پوسيدگي آبدار در حال پيشرفتي بروز مي كند اين ناحيه پوسيده به وسيله ناحيه ابسوزخيس شده اي از بخش سالم مجزا مي شود مشخص ترين علائم عبارتند از لكه هاي سبز كمرنگ مايل به زرد. در ظرف يكي دو روز مركز لكه ها قهوه اي شده و اطراف آن را حاله هاي سبز مايل به زرد احاطه مي كند. به تدريج نواحي بزرگي ايجاد مي شود كه در هواي خشك اين بخشها خشكيد و بر جا مي ماند اما در هواي خيس از برگ جدا شده ، لكه ها به ندرت روي گلها ، كپسولهاي دانه، دمبرگها، ساقه ظاهر مي شوند.

 

بيمار گر : Pseudomonas syringae Pv. Tabaci

اين باكتري زهري ، قوي به نام تاب توكسين يا توكسين آتشك ايجاد كرده اين زهر قادر است در غياب باكتري بر روي يك برگ توليد هاله زرد كند.

ايجاد بيماري:

باكتري آتشك در بقاياي گياه و در خاك در برگهاي بيمار خشكيده و به عمل آمده بر روي بذرهاي حاصل از كپسولهاي آلوده، روي پوشش سطح خزانه و در ريشه هاي بسياري از عفونتهاي هرز زمستان گذراني مي كند. براي بروز آلودگي ها و پيدايش اپيدميها رطوبت بسيار بالا يا لايه اي از آب بر روي گياه ضورري است.

باكتري پس از ورود به بافت گياه ايجاد زهر توكسين مي كند به سرعت پخش مي شود اين هاله وسيع بوده و سلولهاي زيادي را در بر مي گيرد و عاري از باكتري بوده، در هواي رطوبتي توسعه بين سلولي باكتريها ادامه يافته و باعث از هم پاشي و مرگ سلولهاي پارانيشي شود.

مبارزه: استفاده از ارقام مقاوم ، استفاده از بذر سالم، ضد عفوني خاك خزانه اجتناب از مصرف طور اضافي خصوصا ازت.

سوختگي باكتريايي لوبيا

انتشار جهاني دارد، مردي برگها، غلافها ساقه ها و بذرها آسيب وارد مي شود.

علائم: لكه هاي كوچك آبسوخته در سطوح زيرين برگ، در بلايت ها براي ناحيه هاله مانند به رنگ سبز مايل به زرد در مي آيد برگها ظاهر زرد رنگي پيدا مي كنند.

علائم روي ساقه، به صورت لكه هاي آب سوخته و گاهي فرو رفته و قهوه اي رنگ و اغلب در سطح شكاف دار هستند. بيشتر در مجاورت  گروه اول ظاهر مي شوند زمستان گذراني به صورت قرار گرفتن در بذر آلوده و ساقه هاي آلوده لوبيا است.

بيمار گر: بلايت هاله اي لوبيا Pseudomonas syringae Pr.Phaseolicola بلايت معمولي X.campestris Pv.Phaseoli ، لكه قهوه اي باكتريايي P.syringae Pv.syringae

مبارزه :

1 از طريق مصرف بذر عاري از بيماري

2 تناوب زراعي سد ساله

3ـ سمپاشي با قارچ كشهاي مسي

لكه باكتريايي كوجه فرنگي و فلفل

پاتوژن : Xanthomonas campestris Pv.resicatoria

علائم:

روي برگها علائم به صورت لكه هاي كوچك نامنظم به رنگ خاكستري بنفش بر روي ميوه هاي سبز لكه هاي كوچك آبسوخته كه كمي برجسته بوده و داراي هاله هاي سفيد مايل سبز هستند.

ايجاد بيماري :

انتشار جهاني دارد. باكتريها بر روي بذري كه هنگام جداسازي از ميوه آلوده شده زمستان گذراني مي كنند و نيز در بقاياي گياهي آلوده در سطح خاك و روي علفهاي هرز و ساير ميزبانها به وسيله باد و باران و تماس منتشر مي شود.  و از طريق روزنه ها و زخمها به برگ و از طريق زخمها به ميوه رخنه ميكند.

مبارزه:

1ـ استفاده از بذرها و نشاء عاري از آلودگي ، ارقام مقاوم، تناوب زراعي و سمپاشي با تركيب از پيش مخلوط شده قارچكشهاي مانب مسي

لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار:

پاتوژن: X.campestris Pv.prauni

علائم: بر روي برگها به صورت لكه هاي كوچك مدور تا نامنظم آب خيس شده اي ظاهر مي شوند بيشتر لكه ها زاويه دار شده و بنفش تا قهوه اي مي گردند غالبا تركهايي در اطراف لكه ها به وجود مي آيد كه بخش آلوده را از نواحي سالم جدا كرده و بر برگها نماي غربالي مي دهد. برگهاي شديدا آسيب ديده زرد مي شوند.

نحوه ايجاد بيماري

در مناطقي كه درختان هسته داركشت مي شوند به وجود مي آيد. باكتريها در لكه هاي ساقه ها و در جوانه ها زمستانگذراني مي كنند  در بهار به صورت تراوشهايي خارج مي شوند و باقطرات باران و توسط حشرات به برگهاي جوان ميوه ها ساقه ها منتقل مي شوند و از طريق منافذ طبيعي ، محل قطع برگها، زخمها ايجاد آلوده مي كنند.

مبارزه: سمپاشي با مواد شيميايي اكنون ثمري نداشته اخيرا تزريق آنتي بيوتيكها به داخل درختان بعد از برداشت ميوه تاثيرات زيادي داشته.

گروه دوم: شانكرهاي باكتريايي

شامل 2 دسته بيماري هستند Pesudomonas syringae Pv.morsprahorum

1ـ شانكر باكتريايي درختان ميوه هسته دار

2ـ شانكر باكتريايي مركبات: Xanthomanas campestris Pr.citri

شانكر مركبات

يكي از وحشتناك ترين بيماريهاي مركبات بوده باعث بروز لكه هاي مرده روي ميوه، برگها و سرشاخه مي شود. بيماري بومي ژاپن و آسياب جنوب شرقي است. و از آنجا به ساير قاره ها انتشار يافته است.

بيمارگر: X.campestris Pr.citri

حداقل 3 نژاد از اين باكتري ايجاد بيماري مي كند نژاد A: بومي آسيا و به گريف فروت و ليموي عماني، پرتقال و ليمو حمله كرده نژاد B در آمريكاي جنوبي به ليمو عماني و ليمو حمله كرده نژاد C در برزيل فقط به ليمو عماني مي زند.

علائم: علائم بيماري شانكر به صورت مشابهي روي برگهاي جوان، سرشاخه ها و ميوه ظاهر مي شود لكه ها ابتدا كوچك، اندكي برجسته، و مدور و آب سوخته و تيره رنگتر از بافت سبز اطراف به نظر مي رسد. حاشيه لكه ها كاملا مشخص و اغلب با هالة مايل به زردي احاطه شده اند. آلودگي شديد باعث ضعيف شدن درختان و درميوه باعث بد نما شدن و تا حدودي نقص نرم ميوه مي شود.

ايجاد بيماري

زمستانگذراني در لكه هاي شانكري در حال رشد انجام مي گردد در هواي گرم، مرطوب و باراني باكتري از لكه ها بيرون تراوش كرده به وسيله باران به بافتهاي جوان مي رسد از طريق روزنه وارد مي شود رخنه و ايجاد آلودگي نيز از طريق زخم ها انجام مي شود.

مبارزه: 1ـ اقدامات قرنطينه اي 2ـ استفاده از شعله افكن براي سوزاندن درختان ضد عفوني تمام ابزار ، 6 يا 7 سم پاشي با تركيبات سمي، استفاده از بادشكنها هرس سرشاخه هاي تابستانه و بهاره

 

گروه سوم:

اسكابهاي باكتريائي

باكتريها به اندمهاي زير زميني گياهان خسارت وارد كرده و علائم آن به صورت لكه ها يا زخم هاي كم و بيش موضعي سياه و پوسته پوسته است.

اسكاب عادي سيب زميني Streptomyces scabies

پوسيدگي خاكي يا آبله سيب زميني شيرين S.ipomoeae

اسكاب عادي سيب زميني

انتشار جهاني دارد. بيشتر در خاكهاي خنثي تا كمي قليايي و با بافتي شني و سبك بروز نموده، بيماري با ايجاد زخم هايي عمدتا سطحي بر روي غده ها و ريشه ها بيشتر از ارزش محصول مي كاهد

پاتوژن : S.scabies

يك ساپروفيت سخت جان است. كه مي تواند به صورت ابدي به صورت نرم رويشي شبه ميلسيومي و يا به صورت اسپور در بيشتر خاكها به جز بعضي خاكهاي اسيدي زنده باقي بماند.

علائم: عمدتا روي غده ها ديده مي شود. ابتدا لكه هاي كوچك قهوهاي و اندكي برجسته هستند اما به تدريج چوب پنبه اي مي شوند گاهي لكه ها به صورت نواحي زنگاري ظاهر شده .

ايجاد بيماري:

بيمار گر از طريق آب خاك، خاك حمل شده با بار و روي غده هاي سيب زميني بذري منتشر مي شود رخنه پاتوژن به بافتها از طريق عدسكها، زخمها و روزنه ها صورت مي گيرد. بيمارگر بدين يا داخل چند لايه سلول رشد ميكند و ظاهرا ماده اي را ترشح مي كند كه باعث تحريك سلولهاي زنده اطراف زخم و تقسيم سريع شده و از بافت سالم جدا مي شود. شدت بيماري با افزايش PH 2/5 ـ 8 بيشتر شده و بالاتر از اين حدود كاهش مي يابد.

در دماي 20ـ 22 درجه سرعت افزايش بيماري به نهايت مي رسد.

كنترل و مبارزه: كاشت سيب زميني بذري عاري از آلودگي ، ضد عفوني بذر با پنتا كلرونيتروبنزن يا تركيب مانب، تناوب زراعي ، كاهش و حفظ PH  خاك تا حدود 3/5 با استفاده از گوگرد استفاده از ارقام مقاوم و آبياري حدود 6 هغته مراحل آغازين تشكيل غده ها.

 

گروه چهارم

بيماري هاي گياهي ناشي از باكتريهاي آوندي سخت رشد

باكتريهاي سخت كشت آوندي اغلب ميله اي شكل بوده به وسيله غشا سلولي و يك ديواره سلولي احاطه شده اند تاژك ندارند تقريبا تمامي اين باكتريها گرم منفي مي باشد

اين باكتريها به چندين آنتي بيوتيك از قبيل تتراسيكلينها و پني سيلين و همچنين گرماي زياد حساس مي باشند.

در بين مهم ترين بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريهاي گرم منفي سخت كشت محدود به آوندي چوبي بيماريهاي پيرس انگور، كوتولگي يونجه، بيماري فوني هلو، برگ سوختگي بادام و برگ سوختگي آلورا مي توان نام برد.

بيماري (پيرس) انگور

پاتوژن: Xylella fastidiosa  يك باكتري سخت كشت آوندي چوبي است و ديواره سلولي موجدار پپتيك دارد. بيمارگر ظاهرا يك يا چند زهر (فيتوتوكسين) توليد مي كند كه در ايجاد نكروز حاشيه برگ در ميزان نقشي داشته است.

علائم: در آغاز به صورت خشكيدن نابهنگام ظاهر مي گردد يعني بخشي يا تمامي حاشيه برگ مي سوزد در حالي كه برگ هنوز سبز است. اواخر فصل برگهاي آسيب ديده معمولا مي ريزند. در حالي كه رگبرگها به ساقه چسبيده اند لكه هاي قهوه اي پوست ساقه در وسط مناطقي از پوست كه سبز و نابالغ باقي مانده به وجود مي آيد. به دنبال زوال بالايي درخت سيستم ريشه نيز شروع به مردن ميكند در داخل آوندها صمغ توليد شده و تيلوز در آوندها تشكيل مي شود. صمغ و تيلوز هر دوانسداد آوندها را فراهم مي كنند.

ايجاد بيماري:

بيمار گر به وسيله پيوندهاي اسكنه اي و زنجره ها منتقل مي شود. زنجره هاي ناقل بعد از 2 ساعت تغذيه بر روي ميزبان آلوده بيمارگري را كسب مي كنند و ممكن است تا اواخر عمر به انتقال بيماري به گياهان ميزبان سالم ادامه دهند.

مبارزه و كنترل

هيچ گونه كنترل و مبارزه عملي بر عليه بيماري پيرس انگور و كوتولگي يونجه در مزرعه وجود ندارد كنترل حشره ناقل و كندن گياهان آلوده موثر نبوده و تمامي ارقام به بيماري حساس مي باشند ريختن 4 ليتر از محلول تتراسيكلين با غلظت 50 و 100 پي پي ام در خاك اطراف درخت به فاصله هاي هفته اي يك بار يا 2 بار از بروز علايم جلوگيري مي كند

ولي موثر ترين روش مقابله با بيماري دفاع با كشت گياه به دور از منبع طبيعي آلودگي بيمارگر حاصل مي شود.

منبع : سایت www.iran24h.com

 


پژمردگي آوندي ناشي از ورتيسيليوم Vascular Verticillium wilt



از لحاظ نوع علائم و نحوه ايجاد بيماري مثل بيماري ناشي از فوزاريوم است اما تفاوتهائي نيز با آن دارد .

علائم : ‌زردي برگها بويژه در يك سوم پائيني گياه كه اين زردي معمولاً كمتر از زردي ناشي از فوزاريوماست . زردي معمولاً يك طرفه است . اپي ناستي در برگها مشاهده مي شود كه در اثر رشد غير متعادل قسمتهاي مختلف برگ ايجاد مي‌شود . پژمردگي بوته و قهوه‌اي شدن اوند هم از ديگر علائم بيماري است . علاوه بر اين ، بيماري ناشي از ورتيسيليوم در هواي خنكتر ظاهر مي‌شود ( نسبت به فوزاريوم ) براي تشخيص قطعي ورتيسيليوم و فوزاريوم از يكديگر بايستي حتماً اقدام به كشت آنها نمود . لازم به ذكر است تشخيص قطعي اين دو پاتوژن از يكديگر در مزرعه ممكن نيست .

عامل بيماري دو گونه V.dahlia و V.albo – atrum مي‌باشد . قارچ ورتيسيليوم جزء قارچهاي ناقص است و داراي كنيديوم كنيديوفر و سلول اسپوزا (Phialide ) مي‌باشد . در V.albo – atrum ريسه سياه (Drak mycelium) و در V. dahlia ميكرواسكلرت بعنوان اندام مقاوم قارچ است .

عوامل مختلفي در رشد يا ضعف بيماري ناشي از قارچ فوق مؤثرند كه مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- ميزان تحمل يا مقاومت واريته هاي گياه ميزبان

2- نژاد قارچ

3- مقدار اوليه مايه بيماري (اينوكولوم اوليه )

4- دما

استفاده از ارقام مقاوم ، تناوب با گياهان غير ميزبان مانند غلات ، ضد عفوني خاك خزانه ، آفتابدهي (Solarization) ، استفاده از غده سالم .
__________________


لكه موجي ناشي از (Early Blight) Alternaria



در اين بيماري لكه‌هاي موجدار روي برگ گياه ايجاد مي‌شود اما تنها با اين فاكتور نمي‌توان بيماري را شناخت . اين قارچ به بادمجان ، سيب زميني ، گوجه فرنگي ، طالبي ، خيار چنبر و .... حمله مي‌كند .



ميزبان مهم در استان فارس گوجه فرنگي و در ايران سيب زميني مي باشد. در استان بوشهر روي كليه ميزبانان ذكر شده اين قارچ را داريم . گونه اي از قارچ كه به گوجه فرنگي حمله مي‌كند A.solani است و در خيار‌چمبر قارچ A.cucumerinum عامل بيماري مي‌باشد . البته در ايران حقيقتاً مشخص نيست چه گونه‌اي از قارچ عامل بيماري در اين محصولات است . در سيب زميني تغذيه‌ي زنجره از گياه نيز موجب ايجاد علائم لكه موجي مي‌شود كه با آلترناريا قابل اشتباه است . اما در گوجه فرنگي در اغلب موارد قارچ آلترناريا دخالت دارد به ويژه در مناطق مرطوب مانند هرمزگان و بوشهر كه گوجه فرنگي كاري در فصل زمستان است شاخه و برگ و ميوه به شدت خسارت مي بينند . آلترناريا سيب زميني عمدتاً در مناطق شمال كشور مسئله ساز است كه عمدتاً گونه A.alternata مي‌باشد. اسپورآلترناريا بسيار مشخص است . جدارهاي طولي و عرضي كه جنس را به ما معرفي مي‌كند .

آلتر ناريا درگوجه فرنگي بذر زاد و در سيب‌زميني غده زاد است ، اما در ساير محصولات مانند طالبي چنين وضعيتي ندارد . اين قارچ روي مواد عالي نپوسيده و بقاياي گياهي زنده مي ماند ( به شكل اسپورياريسه ) و تا زمانيكه بقاياي گياهي زنده است ، اين قارچ هم زنده است و مي‌تواند توليد اسپور كند . در گوجه فرنگي آلترناريا به شاخه حمله كرده كه يك طرف آن را مي خشكاند . ميوه گوجه فرنگي و نيز محل اتصال ميوه به ساقه هم مورد حمله قارچ قرار مي گيرد . در استان فارس و بسياري نقاط ايران آلترناريا موجب بوته ميري گياهان جوان گوجه و سيب زميني مي‌شود ، كه معمولاً اين امر در صورتي اتفاق مي‌افتد كه آلودگي بذر و يا آلودگي چشم سيب زميني را داشته باشيم .
__________________

مقدمه
سلامت و بهبود رشد گیاهان در درجه اول مورد توجه کسانی است که به کاشت گیاهان ، تهیه و توزیع فرآورده‌های گیاهی اشتغال دارند. میزان رشد و باروری گیاهان به فراهم بودن آب و مواد غذایی در خاک و تامین محدوده‌هایی از شرایط مناسب جوی مانند حرارت ، رطوبت و نور بستگی دارد. هر عاملی که سلامت گیاهان را به مخاطره اندازد، ممکن است در میزان رشد و باروری آنها تاثیر منفی داشته باشد و از ارزش آنها و فرآورده‌هایشان بکاهد. بیمارگرهای گیاهی ، شرایط جوی نامناسب ، علفهای هرز و آفات گوناگون عمده‌ترین عوامل تقلیل محصول و یا نابودی گیاهان به شمار می‌روند.
مفهوم بیماری در گیاهان
گیاه سالم یا طبیعی گیاهی است ک بتواند عوامل فیزیولوژیک مختلف خود را به بهترین وجهی که توانایی ژنتیکی آن اجازه می‌دهد، به انجام برساند. هرگاه بر اثر عوامل زنده بیماریزا یا شرایط زیست محیطی چنان اختلالاتی در عملیات فیزیولوژیک بروز کند که گیاه را بیش از حد مشخص از رشد متعارف باز دارد، گیاه بیمار می‌شود. سلولها و بافتهای گیاهان بیمار عموما توسط عوامل بیماریزا تعضعیف و یا تخریب می‌شوند.
تاریخچه آسیب شناسی گیاهی
انسان از زمانهای قدیم نسبت به بیماریهای گیاهی آگاهی یافته است. در کتب قدیم از سوختگیها و سفیدکها همراه با بیماریهای انسان و جنگ به عنوان عامل تنبیه انسان یاد شده است. تئو فراستوس فیلسوف بزرگ یونانی که در 370 - 286 قبل از میلاد می‌زیسته، اولین کسی است که در مورد بیماریهای درختان ، غلات و بقولات مطالعه کرده و مقالاتی نوشته است. رومیها چنان از اثرات دردناک و مخرب زنگهای غلات آگاه بودند که برای خود خدای ویژه‌ای به نام روبیگو خلق کرده بودند تا از آنان در مقابل زنگها حمایت کند. با اختراع میکروسکوپ در اواسط قرن 17 عصر جدیدی در علوم زیستی گشوده شد.
راههای ایجاد بیماری در گیاهان توسط عوامل بیماریزا

* تضعیف میزبان با جذب مداوم مواد غذایی از سلولهای آن و استفاده به نفع رشد خود.
* کشتن و یا ایجاد اختلال در متابولیسم سلولهای میزبان در اثر ترشح مواد سمی و آنزیمها و مواد تنظیم کننده رشد.
* انسداد راه انتقال مواد غذایی ، معدنی و آب.
* مصرف و جذب مواد داخل سلولهای میزبان از طریق تماس.

طبقه بندی بیماریهای گیاهی
دهها هزار بیماری وجود دارد که به گیاهان اهلی در سراسر جهان صدمه می‌زنند. بطور متوسط هر یک از گیاهان به حدود صد نوع بیماری مبتلا می‌شوند. روشهای زیادی برای طبقه بندی وجود دارد اما مفیدترین روش طبقه بندی بر اساس نوع بیمارگری است که بیماری را بوجود می‌آورد. بر اساس روش مزبور طبقه بندی بیماریها به شرح زیر است.
بیماریهای گیاهی واگیر

* بیماریهای که بوسیله قارچها تولید می‌شوند.
* بیماریهایی که بوسیله پروکاریوتها تولید می‌شوند.
* بیماریهایی که بوسیله گیاهان عالی پارازیت بوجود می‌آیند.
* بیماریهایی که توسط ویروسها تولید می‌شوند.
* بیماریهایی که بوسیله پروتوزوآها تولید می‌شوند.

بیماریهای غیر واگیر

* حرارت ناکافی یا بیش از اندازه آن
* کمبود یا زیادی رطوبت خاک
* نور ناکافی و یا بیش از حد بودن
* فقدان اکسیژن
* لودگی هوا
* کمبودهای مواد غذایی
* مسمویتها و ...

اهمیت بیماریهای گیاهی
اهمیت بیماریهای گیاهی برای انسان به علت خساراتی است که در نتیجه بیماری به گیاهان و فرآورده‌های آنها وارد می‌شود. بیماریهای گیاهی ممکن است عامل محدود کننده کاشت یک گیاه در یک منطقه و یا یک کشور بوده و تمام گیاهان یک گونه را که به بیماری بخصوصی حساس هستند، نابود کند. علی‌رغم تفاوتهای موجود از نظر میزان و نوع خسارتهای مالی ناشی از بیماریها ، زارع مطلع و آگاه می‌تواند با استفاده از بهترین رقم مقاوم موجود ، روشهای مبارزه زراعی ، بیولوژیکی و شیمیایی ، نه تنها مدیریت مناسبی برای محصول خود داشته باشد بلکه حتی در سالهایی که دیگر زارعات ضررهای زیادی متحمل شده‌اند، سود بیشتری بدست آورد.
مراحل مختلف ایجاد بیماری
در بیماریهای انگلی گیاهان برای اینکه انگل بتواند به داخل بافتهای گیاه میزبان نفوذ کند و ایجاد بیماری کند مراحل مختلی را طی می‌نماید. این مراحل عبارتند از:

* مرحله آغشتگی یا تلقیح
* نفوذ انگل به داخل بافتهای میزبان
* عفونت یا ابتلا به بیماری
* ظهور علایم
* رشد و نمو ، انتشار در گیاه
* زمستان گذرانی عامل بیماریزا

انواع بیماری در گیاهان
بیماریهای گیاهی را از نظر میزان پیشروی انگل در گیاه می‌توان به دو دسته تقسیم کرد.
بیماری موضعی
در این حالت پیشروی انگل محدود به اطراف منطقه نفوذ است. این وضعیت در اغلب بیماریهای گیاهی دیده می‌شود. برای مثال می‌توان از بیماری غربالی درختان میوه که عامل بیماری غربالی است نام برد و یا بیماری لکه گرد برگ کرفس.
بیماری عمومی
این بیماری در تمام اندامهای گیاه پخش می‌شود. این حالت در امراض ویروسی و بعضی قارچها که موجب پژمردگی نباتات می‌شود دیده می‌شود.
تشخیص بیماری
در بعضی از مواقع تشخیص بیماری فقط از روی علایم غیر ممکن است. این حالت مخصوص بیماریهایی است که ناشناخته بوده و برای اولین بار دیده می‌شوند. برای اثبات بیماریزایی اصول کخ باید اجرا شود که عبارت است از:

* کشت نسج بیمار و جدا کردن انگل یا انگلها.
* تشخیص انگل
* تلقیح انگل تشخیص داده شده به گیاه سالم و ایجاد بیماری و مقایسه علایم بیماری با آنچه که در طبیعت دیده شده است.

* جدا کردن مجدد انگل از گیاهی که مصنوعا بیمار شده.
* تشخیص و مقایسه آن با انگل اولی.

در این حالت چنانچه بیماری ایجاد شده درست شبیه آنچه که در طبیعت بود، باشد و انگل شناخته شده نیز شباهت داشت، بیماریزایی آن ثابت شده است.

منبع : http://daneshnameh.roshd.ir