زیبایی بهار
توت فرنگي گياهي است علفي و چند ساله كه بومي جنگلهاي اروپاست و از قرن چهاردهم نوع وحشي آن بواسطه خواص دارويي آن معرفي شده است. در قرن 18 بين دو واريته اروپايي و آمريكايي دو رگ گيري انجام شد و اجداد توت فرنگي هاي درشت ميوه امروزي بوجود آمدند و در زمان صدارت اتابك اعظم توت فرنگي اصلاح شده به ايران وارد شد و در نقاط مختلف كشور كشت شده است. (رقم اتابكي). اخيراً هم ارقام مختلف و متنوعي از آن وجود دارد كه برخي ارقام بهاره و برخي ارقام چهار فصله هستند. ارقام بهاره عبارتند از : اتابكي، آرمو، توري و تيوگا و ... كه مناسب كشت در مزرعه مي باشند. ارقام چهار فصله مناسب كشت هاي گلخانه اي عبارتند از : كاماروسو، گاويوتا، سيلوا و ...
سطح زير كشت آن در ايران حدود 2300 هكتار بوده كه عمده آن در استان كردستان مي باشد. در شهرستان خوانسار كشت مزرعه اي بسيار ناچيز و پراكنده است و كشت گلخانه اي آن حدود 1 هكتار است.
موارد مصرف و خواص دارويي توت فرنگي :
1- مصرف ميوه بصورت تازه خوري، پودر و يخ زده
2- مصارف دارويي از قبيل : رفع تنگي نفس و سرفه هاي خشك، درمان تصلب شرائين، درمان اختلالات كليوي، تقويت قلب، درمان درد مفاصل و روماتيسم، درمان اسهال، كاهش دهنده فشار خون و ...
قسمت هاي مصرفي : ميوه ، برگ ، ريشه
شرايط آب و هوا :
اين گياه در برابر سرما نيمه مقاوم است و نياز سرمايي آن حدود 200 تا 400 ساعت دماي كمتر از 7 درجه سانتيگراد مي باشد و در زمستان اگر روي آن پوشيده شود تا دماي 18- درجه سانتيگراد را تحمل خواهد كرد.
وضعيت آب و خاك :
Ec مناسب آن حدود 1 دسي زيمنز بر سانتيمتر است. از نظر ميزان آب مورد نياز جزء گياهان پر آب است. خاكهاي سبك شني با مواد غذايي فراوان و زهكشي خوب مناسب كاشت توت فرنگي مي باشد. PH مناسب خاك حدود 6 تا 7 را مي پسندد.
روش تكثير :
ازدياد توت فرنگي توسط استولون (رانر) مي باشد بــدين ترتيب كه در بهار يا پاييز بوته هاي جــديد را كه ريشه دار باشند به زمين اصلي انتقال ميدهند. فاصله كاشت بوته ها حدود 40 سانتيمتر مي باشد كه بصورت جوي و پشته اي انجام ميگيرد. تراكم كاشت آن حدود 31250 بوته در هكتار است. در كشت هاي گلخانه اي در مترمربع حدود 6 بوته كشت میشود.
برداشت :
برداشت توت فرنگي در مزرعه بايستي صبح يا عصر انجام شود و ميوه كاملاً قرمز شده باشد و بايستي بلافاصله پس از برداشت محصول را خنك بسته بندي نموده و به بازار مصرف ارسال كرد.
در ارقام گلخانه اي هم در طول سال بطور مرتب برداشت انجام مي شود.
عملكرد : ميزان توليد توت فرنگي در شرايط مزرعه اي در ايران حدود 5 تا 7 تن در هكتار است در حاليكه در كشت هاي گلخانه اي (ارقام هميشه بارور) حدود 80 تا 100 تن در هكتار مي باشد.
آفات مهم توت فرنگي :
شته، كنه، سرخرطومي جوانه، زنجره، سن، تريپس، طوقه بر و ...
بيماريهاي مهم توت فرنگي :
لكه برگي، بلايت برگ، سفيدك پودري، پوسيدگي سياه ريشه، پوسيدگي ناشي از بوتريستي، نماتود و ..
كاشت و پرورش نشاء توت فرنگي واريته كاماروسو (يكي از ارقام چهار فصله مناسب كشتهاي گلخانه اي)
كاماروسو يكي از ارقام چهار فصل و بسيار مهم توت فرنگي در جهان است. زود رس و داراي ميوه هاي درشت و سفت ميباشد. وزن متوسط هر ميوه حدود 30 تا 40 گرم است. عملكرد هر بوته 700 گرم در سال است. داراي برگهاي بزرگ و پهن مي باشد. اين رقم مناسب كشت هاي گلخانه اي است .
شرايط عمومي مناسب جهت كشت و پرورش
درجه حرارت مطلوب در شبانه روز 15 تا 25 درجه سانتيگراد
رطوبت نسبي بالاي 40 درصد
خاكهاي شني يا رسي شني با زهكشي مناسب
كيفيت آب در حد 800 ميكرو موز (حداكثر 1100 ميكروموز)
اسيديته يا PH خاك در حد 5/6 تا 5/7
فاصله بوته ها حدود 40 سانتيمتر بصورت جوي و پشته اي
تراكم بوته حدود 6 بوته در متر مربع
مقاوم به آفات و بيماريها مي باشد
استفاده ازمالچ (خاكپوش) روي بستر كشت جهت جلوگيري از توسعه آفات و بيماريها و علفهاي هرز
حذف دستكها (رانرها) جهت تقويت ميوه دهي بوته ها
استفاده از كودهاي كامل (عناصر ميكرووماكرو) در تغذيه گياه
انجام آبياري مناسب (آبياري قطره اي به منظور كاهش آلودگيها در گلخانه)
دارا بودن نياز نوري بالاتر نسبت به ساير محصولات سبزي و صيفي گلخانه اي
در روزهايي كه بيشتر از 13 ساعت نور به آن تابيده شود به جاي گلدهي، ساقه خزنده مي دهد و باردهي آن كاهش مي يابد.براي انجام عمل گرده افشاني و تلقيح بهتر گلهاي توت فرنگي در گلخانه مي توان براي هر 1000 متر مربع سطح زير کشت يک کندوي زنبور عسل در گلخانه قرار داد
آفات مهم گلخانه:
مگس سفيد گلخانه (GHWF) (Cgreen house whitefly)
سفيد گلخانه به تعداد زيادي ميزبان حمله ميكنند. ميزبانهاي اقتصادي و مهم آن عبارتند از: لوبيا، كدوي چيني، خيار، كدوي خوراكي، بادمجان، لوبياي سبز، فلفل سبز، كاهو، گياهان زينتي، بنت فنسول، سيبزميني، كدو تنبل، رز، توت فرنگي. سيبزميني شيرين، گوجه فرنگي، توتون، تنباكو، شاهي، هندوانه. همچنين بسياري از علفهاي هرز بعنوان ميزبان ثا نويه براي اين آفت عمل مينمايند.
به نام تک نوازنده ی گیتار عشق
فناوری اتم یا فناوری نانو؟


| تعریق بیش از حد که در اصطلاح علمی هیپرهیدروزیس نامیده میشود حالتی است که در آن میزان ترشح عرق که درحالت معمول برای دفع دمای بالای بدن به کار میرود، به حدی بالاتر از میزان قابل قبول میرسد. این افراد حتی در هوای سرد و بدون انجام فعالیتهای زیاد نیز عرق میکنند و همیشه از آن رنج میکشند. طبق برخی آمارها یک نفر از هر هزار نفر افراد جامعه دچار این مشکل هستند. |
| تابش پرتوها بر موجودات زنده دارای دو اثر است، آثار تصادفی و غیر تصادفی. آثار تصادفی آثاری هستند که برای آنها دوز (مقدار) آستانه معلومی وجود ندارد. یکی از این آثار تصادفی ، سرطانزایی پرتوها در بافتها و اندامهای مختلف است. |
| به کل ماده ژنتیکی موجود در داخل یک سلول ، ژنوم گفته میشود و اندازه ژنوم در موجودات مختلف متغیر است. ولی در هر گونه از موجودات اندازه ژنوم یکسان است. |
|
|
|
قارچBipolaris sorokiniana
قارچBipolaris sorokiniana كه تلئومورف آن Cochliobulus sativus میباشدعامل پوسیدگی معمولی ریشه، لكه قهوه ای برگ، سوختگی خوشه و سیاه شدن دانه های گندم و جو میباشد. این قارچ در مناطقی گرم و مرطوب از تهدیدات جدی گندم و جو است. قارچ با ترشح توكسین و آنزیم هایی باعث مرگ سلو لهای میربان بعد از تغذیه از آنها می شود زیرا یك قارچ نیمه زیوا پرور می باشد. میتوان از توكسین ها Prehelminthosporium و از آنزیم ها هیدرولیز كننده های گلوكز و سلولز را نام برد.
نژاد های مختلف قارچ قدرت بیماری زایی متفاوتی داشته و با توجه به ارقام گیاهان میربان و مقاومت آنها علائم یكسانی را با شدت وضعف نشان می دهند. لكه های بیضوی تا كشیده قهوه ای روشن تا تیره در سطح برگ ،پوسیدگی و قهوه ای شدن خوشه ، پوسیدگی ریشه ، زردی گیاهچه و كامل نشدن دانه از جمله علائم این قارچ بر روی گیاهان میزبان میباشند. ایجا د زخم ها روی برگ از علائم تیپیك بیماری است كه با توجه به رقم میزبان، اندازه آنها متفاوت بوده و از این طریق می توان رقم مقاوم تر را تشخیص داد.
این قارچ با تولید آپرسوریوم و میخ های نفوذی در سلول های گیاه نفوذ می كند و مواد غذایی خود را به دست می آورد. فرم جنسی قارچ به ندرت در طبیعت دیده شده و زمستان گذرانی اكثرا به صورت كنیدی ها و میسلیوم می باشد. لازم به ذكر می باشد بین آلودگی ریشه و آلودگی برگ ارتباطی وجود ندارد و مقاومت هر كدام به بیماری نیز با ژن های متفاوتی كنترل میشود.
عوامل بیرونی مانند حرارت و رطوبت هوا و خاك و عوامل درونی قارچ مانند میزان توكسین و آنزیم های تولید شده از فاكتورهای بیماری زایی می باشند كه در شدت و ضعف بیماری نقش دارند.
برای ایجا مقاومت به بیماری در گیاه ژن های 1sو5sدخالت دارند . اخیرا از ژن جهش یافته Mlo برای افزایش مقاومت استفاده شده و نتایج خوبی به دست آمده است ژن جهش یافته، باعث تجمع پر اكسید هیدروژن در سلول میزبان شده كه این تركیب با كشتن سلولهای میزبان مانع از گسترش قارچ در گیاه میشود. ژن Mlo را از جو های وحشی مقاوم به بیماری به دست آورده اند. این روش در كنار كنترل بیولوژیك میتواند یكی از را ه های كنترل بیولوژیك به حساب آید.استرین های بعضی باكتری ها و جدایه ها تعدادی از قارچ ها نیز در كنترل بیولوژیك استفاده میشود. از دیگر راه های كنترل می توان به كنترل زراعی ( ارقام مقاوم، از بین بردن بقایا ، مدیریت خاك و تناوب ) و كنترل شیمیایی ( ایپردیون ، مانكوزب، كلروتالونیل و ....... ) اشاره كرد.
قارچ عامل Blast
در مورد تاكسونومی و اسامی عامل بیماری به مطالعات وسیعی در مورد حل این مسئله نیاز است. دو نام برای جنس قارچ بكار رفته، به نامهای pyricularia و Dactylaria كه در 1880 بوسیله ساكار دو گونه p.grisea (cooke) Saccardo به جای چند گونه قارچ منتشر شد. نامهای pyricularia grisea و Dactylaria grisea و p. oryzae و D. oryzae در مواقع مختلف بوسیله محققین بكار رفته است.Asuyama در سال 1965 مشخص نمود كه قارچ عامل بلاست روی برنج و علفهای پنجه زن، مربوط به جنس pyricularia میباشد. Hughes در 1958 در منابع اولیه، نام قارچ را با تلفظ piricularia تغییر داده است. نامگذاری گونه p. oryzae در 1892 به Briosi & cavara نسبت داده شده ولی در اغلب منابع به cavara نسبت میدهند cavara گونههای جدید دیگری مانند p. grisea را روی علفهای رونده شرح داده است كه مولفین از لحاظ مرفولوژی، كنیدیها و كنیدیوفورها و میزبان، تفاوتهایی در مورد این دو گونه ملاحظه كردهاند.
شبه گونه p. oryzae از شبه رده قارچهای ناقص Adelomycetes و گروه Radulous porae میباشد. كنیدیوفورهای این قارچ، معمولا در سطح برگ بصورت منفرد یا مجتمع از هر روزنه برگ خارج میشود.
كنیدیوفورها استوانهای شكل و به طول 60 تا 120 میكرومتر هستند كه در قسمت قاعده كمی ضخیم میباشند. تعداد 2 تا 4 دیواره عرضی در طول آنها وجود دارد كه در قسمت قاعده به خوبی مشخص میشود ولی در قسمتهای بالایی نامشخص است.
كنیدیها گلابی شكل كشیده میباشند كه در قسمت نوك باریك هستند و در قاعده به یك پایه یا زایده كوتاهی ختم میشوند. كنیدیها سه حجرهای و نیمه شفاف و كمی تیرهاند و اندازه آنها بسته به شرایط محیط 12-10 × 22-20 میكرومتر میباشد تعداد 1 تا 20 كنیدی روی هر كنیدیوفور ایجاد میشود. كنیدیهای ثانوی در انتهای شاخههایی كه در زیر محل اتصال كنیدیهای قبلی روی كنیدیوفورها رشد كرده تولید میشود. به عقیدهYaegashi فرم جنسی قارچ p.oryzae شناخته نشده ولی فرم جنسی گونه p.grisea را Hebert روی گیاه Diyitaria sanguinalis crab grass (L. Scop) و محیط كشت sachs مخلوط با كاه برنج بصورت پریتسیومهایی مشاهده نمود و آن ceratos phaeria grisea Hebert این دو گونه قارچ از لحاظ مرفولوژیكی شبیه بوده، فقط از لحاظ بیماریزایی متفاوتاند. Kato, 1977 در اثر تلقیح بین قارچ از گیاه، finger millet (Eleusine coracona (L.) Gaernit یا Ragi و برنج موفق به تولید پریتسیومهایی شد كه شباهت زیادی به پریتسیومهای c.grisea داشت. آسكها یك لایه و آسكوسپورها، دوكی شكل چهار حجرهای هستند. نامبرده اظهار نمود، ایزولههای قارچ از روی برنج قدرت حمله به Ragi را ندارد و علیرغم این اختلاف در میزبان، هر نژاد باروری خود را با تركیب سایر نژادها حفظ كرده است. تفاوت بیماریزائی در میزبان هنوز مورد بحث است و بستر و گونل (Webster & Gunnell, 1992) این دو گونه را مترادف دانسته و نام p.grisea را جهت بلاست برنج صحیح دانستهاند و ادعا كردهاند كه فرم جنسی هر دو یكسان میباشد.
این فرم جنسی به نام (T.T.Hebert) Yaegastli & udagawa Magnapor the grisea بوده كه در طبیعت یافت نشده است. این قارچ یك Ascomycete از خانواده physosporelleaceae بوده كه آسكوسپورهای شفاف، دوكی شكل، سه حجرهای درآسكهای یك لایه تولیدمیكنند. و هتروتالیك میباشند. تقریبا كلیه جدا شده نمونه های قارچ در مزرعه روی برنج، گامت نر بوده و قدرت باروری یكدیگر را ندارد. در حالیكه بسیاری از جدا شدههای سایر علفها هرمافرودیت هستند استرینهای هرمافرودیت، قادر به تلقیح قارچ روی برنج میباشند.
●کنترل قارچ گونه های Penicillium spp و: Botrytis spp
برای کنترل گونه های مختلفی از قارچ های Penicillium و Botrytis که پوسیدگی نرم و پوسیدگی قهوه ای در مرکبات ایجاد می کنند از قارچ Candida Olephila به عنوان عامل کنترل بیولوژیک استفاده می گردد.
این قارچ با نام تجاری Aspire در آمریکا و کشورهای اروپایی به صورت پودر قابل تعلیق در آب موجود است. معمولا از این فرمولاسیون به صورت اسپری بعد از برداشت بر روی مرکبات استفاده می گردد تا بیماری های پوسیدگی ناشی از پنیسیلیوم و بوتری تیس کنترل شوند. طبیعتا توسعه استفاده از قارچهای کنترل بیولوژیک برای کنترل قارچهای فوق الذکر که بسیار گشترده بوده و خسارت عمده ای به خصوص به محصولات وارد می کنند بسیار ارزنده و مفید خواهد بود.
کنترل زنگ گندم Puccinia graminis: قارچ Aphanocladium album بر روی تاول های یوردیال بر روی گندم که توسط Puccinia graminis f.sp tritici بوجود می آید، کنترل می شود.
قارچ Sphaerellopsis filum به عنوان بیمارگر قارچ (مایکوپارازیت) روی قارچهای عامل زنگ مخصوصا قارچهای Puccinia spp, uromyces spp از جمله زنگ برگ گندم P.recondita فعالیت می کند.
بیماری پاخوره گندم Take-all Disease: این بیماری گسترش جهانی دارد و در اغلب مناطق در مورد کشت گندم در دنیا یافت می شود و خسارت عمده ای به گیاه گندم وارد می نماید.
پاخوره گندم یک بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه گیاه گندم و سایر خانواده غلات می باشد و توسط قارچی به نام Gaeumannomyces graminis که متعلق به رده آسکومایستها است، ایجاد می شود این بیماری به خصوص در کشتهای هر ساله و مداوم یک محصول شیوع بیشتری داشته و خسارت زیادی را در مزارع ایجاد می کند. در اثر این بیماری بوته آلوده می میرد(Take-all) و گیاه نابود می شود و محصول تولید نخواهد شد. در مراتع و چمن زارها نیز آلودگی به صورت منطقه ای یا کچلی (Patch) مشاهده می شود. این قارچ با افزایش قارچ Phialophora graminicola که یک بیمارگر ضعیف در خانواده غلات است تا حدودی کنترل می شود. در حقیقت افزایش قارچ Ph. graminicola موجب کاهش جمعیت G.graminis گشته و بیماری پاخوره به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. دلیل این امر یا افزایش مقاومت گیاه میزبان به بیماری پاخوره و یا رقابت Ph. graminicola با قارچ عامل بیماری می باشد که برای استقرار، رشد و گسترش آن ممانعت ایجاد می کند. پارازیت ضعیف دیگری در امر کنترل بیماری پاخوره در چمن زارها G.graminis var.graminis می باشد. استرالیا و سایر کشورها با آب و هوای معتدل دو قارچ و دو آنتی بیوتیک پایرون (Pyrone) به طور موثری پاخوره را کنترل می کنند. این قارچ عامل کنترل بیولژیک با نامهای Contans WG و Intercept WG در کشورهای مختلف خصوصا آلمان به صورت گرانول های قابل تعلیق در آب اسپری می شود.
تغذیه ی قارچها
با وجود تنوع در اندازه، شكل وساختمان، تمامی قارچها فاقد كلروفیل بوده ودر نتیجه قادر به ساختن مواد غذایی مورد نیاز خود نمیباشند و اجبارا" به مواد آلی ساخته شده توسط دیگر موجودات متكی هستند. بنابراین قارچها بر خلاف جلبكها یا گیاهان دیگر جزء موجودات هتروتروف Heterotroph میباشند. بسیاری از قارچها در آزمایشگاهها برروی محیطهای كشت مصنوعی و بطور خالص كشت داده میشوند، این محیطهای كشت معمولا" دارای عناصر معدنی و مواد غذایی لازم بوده و با این مواد مایسیلیم قارچ میتواند پروتئینهای مورد نیاز خود را بسازد. عناصر مورد نیاز قارچها عبارتند از مس CU، مولیبدون MO ، منگنز MN، منیزیم MG، آهن FE، روی ZN ، گوگرد S ، پتاسیم K، فسفر P، نیتروژن N، اكسیژن O، هیدروژن H، كربن C واحتمالا" كلسیم CA. این مواد بایستی بصورتی در محیط كشت باشند كه قارچ بتواند از آنها استفاده نماید. بطور كلی گلوكز بهترین منبع برای تامین كربن بوده و با وجود این مالتوز، ساكارزونشاسته ی قابل حل، توسط تعدادی از قارچها بعنوان منبع كربن مورد استفاده قرار میگیرند. بهترین منابع تولید نیتروژن تركیبات آمونیم یا آمینواسیدها هستند ولی ممكن است تعدادی از قارچها نیتراتها را تهیه و مورد استفاده قرار دهند، همچنین تعدادی از قارچها قادرند ویتامینهای مورد نیاز خودرا بسازند اما تعداد كمی از قارچها ممكن است به ویتامینهای تیامین یا بیوتین ویا هردو نیاز داشته باشند. قارچهای مختلف احتیاجات غذایی متفاوتی دارند، تعدادی از آنها مثل Penicillium یا Aspergillus میتوانند روی هرماده ای كه در ساختمان آن مواد آلی بكاررفته باشد رشد نمایند. ازسوی دیگر قارچهایی وجود دارند كه به مواد غذایی خاصی نیازدارند، مثلا" بعضی از قارچها میتوانند یك گونه، یك واریته ویا یك نژاد بخصوص ازیك میزبان را مورد حمله قرار داده واز این طریق مواد غذایی مورد نیازخودرا تامین كنند. قارچها انزایمهایی به داخل یا خارج سلولهای خود ترشح میكنند كه انزایمهای داخل یا خارج سلولی نامیده میشوند.انزایمهای خارج سلولی Extracellular مواد غذایی پیچیده Complex را به اشكال ساده تر تجزیه میكنند و این مواد معمولا" در نهایت توسط قارچ و از طریق سطح هیف جذب میگردند. انزایمهای درون سلولی Intracellular در داخل سلول عمل كرده و انرژی لازم جهت جذب مواد غذایی از سلول میزبان را تامین مینمایند.
براساس نوع تغذیه قارچها به سه گروه تقسیم میشوند:
Saprophytes .1
Parasite .2
Symbionts .3
منبع : http://tu-myco.mihanblog.com
مقدمه :
گندم عمده ترین محصول زراعی کشوراست. سطح زیرکشت گندم آبی ودیم کشوردرسال 1380 به ترتیب 2/27 و3/51 میلیون هکتارومتوسط عملکردآن درشرایط آبی ودیم تبه ترتیب 3 و0/7 تن درهکتاربوده است. نرخ خودکفایی گندم درسال های مختلف بین 60-80 درصدنوسان داشته است.
مهم ترین عوامل تاثیرگذاردرکاهش عملکردگندم کشوربه شرخ زیرمی باشند:
1- پایین بودن آگاهی ودانش علمی وعملی کشاورزان
2- نارسایی درتامین وتوزیع به موقع نهاده هایی کشاورزی ( بذر، کودوسم)
3- بالابودن میزان ضایعات درمراحل مختلف تولید
4- محدودبودن منابع آب ویاعدم وجودنظام صحیح آبیاری دراغلب مناطق کشور
5- خسارت آفات، بیماریهایی گیاهی، علف هرزوعدم مدیریت صحیح کنترل آن
6- عدم مصرف صحیح وبهینه کودهای شیمیایی ویاکمبودوعدم توزیع به موقع آنها
7- کاربردغیراصولی ونامنظم ماشین آلات وادوات کشاورزی
8- عدم توسعه مکانیزاسیون کشاروزی دربسیاری ازنظام های بهره برداری
9- کمبودوسایل، ابزارواعتباردرزمینه های مختلف تحقیق ، ترویج وآموزش کشاورزی
10- کمبودسرمایه گزاری درتولیدمحصولات کشاوزی
11- نارسایی سیاست هاوبرنامه های کشوربرای تولیدمحصولات کشاورزی
12- آفات گندم واهمیت اقتصادی آنها
دراکوسیستم های زارعی کشورکه گندم وجوبسترزیست راتشکیل می دهند، عوامل زنده وغیرزنده ای درتولیدمحصول تاثیرگذارهستندکه انسان برای بدست آوردن محصول بیشترمدام آنهاراتغییرمی دهد. شناخت این عوامل وروابط متقابل بین آنهادرحفظ تعادل کمی وکیفی وگونه های تشکیل دهنده یک اکوسیستم اهمیت بسیارزیادی دارد. درایران بیش از70 گونه حشره گیاره خوارشناسایی شده اندکه به عنوان مصرف کنندگان اولیه ازگندم وجوتغذیه می کنند. این حشرات گیاه خوار، خودموردتغذیه حشره خواران ( حشرات انگل، انگل های بالقوه وشکارگران) که مصرف کنندگان ثانویه هستند، قرارمی گیرند. اتلاق واژه آفت به گونه هایی که زیان اقتصادی ندارندجایزنیست وتلاش برای حذف این گونه ها، نابودی دشمنان طبیعی آنها، طغیان احتمالی آفات بالقوه وکاهش تنوع زیستی دراکوسیستم های زارعی رابه همراه خواهدداشت.
گشترش وطغیان سن گندم دراثرتخریب مراتع به عنوان زیستگاه های دائمی این حشره وتبدیل آنهابه اراضی دیم کرده وفراهم آوردن بسترزیست مناسب تربرای تغذیه وتولیدمثل آن، مثال خوبی برای نشان دادن چگونگی ایجادیک آفت دراثرتغییراکوسیستم توسط انسان است.
محدودبودن دامنه میزبانی آفات غلات ومکان زمستان گذرانی تعدادزیادی ارآنهاکه درخاک وبقایای محصول صورت می گیرد، موجب می شودکه جمعیت اکثراین آفات ، باتناوب زارعی وانجام عملیات زارعی پس ازبرداشت، به مقدارقابل توجهی کاهش یابند.
علیرغم این مسئله ، حدود15 گونه ازحشرات زیان آورگندم وجورامی توان نام بردکه به عنوان آفات درجه اول ودوم ، زیان اقتصادی قابل توجهی به این محصولات واردمی کنند.
خسارت ناشی ازآفات، بیماریهاوعلف های هرزدرکشورماحدود30-35 درصدبرآوردگردیده است که 10-12 درصدآن به حشرات زیان آوراختصاص دارد. بدین معنی که بامدیریت کنترل انی عوامل، می توان 10-12 درصدعملکردواقعی گندم راافزایش دادوآن رابه حداکثرعملکردقابل دسترس که درشرایط دیم وآبی به ترتیب 4 و14 تن درهکتارذکرشده استف نزدیک ترساخت راهکارهایی توصیه شده برای مدیریت منطقی کنترل آفات درمزارع گندم وجوکشور، مبتنی براستفاده ازروش های غیرشیمیایی است. کنترل شیمیایی سن گندم به عنوان مهم ترین حشره زیان آورمزارع گندم وجوکشورکه ب هتفصیل به آن درسطحی معادل 22-25 درصدکل اراضی گندم کشور، برای کنترل حشرات زیان آورمبارزه شیمیایی صورت می گیرد(1200000 هکتاربرای کنترل سن گندم وحدود75000 هکتاربرای کنترل حشرات زیان آورگندم). میانگین مصرف آفت کش هادراین محصول حدود0/4- 0/5 کیلوگرم درهکتاراست که 0/2-0/25 کیلوگرم آن به حشره کش هااختصاص داردواین میزان درمقایسه بامیانگین مصرف آفت کش هادردرختان میوه (9/5 لیتردرهکتار)، برنج (18/7 لیتردرهکتار)، پنبه (9 لیتردرهکتار) وچغندرقند(8/1 لیتردرهکتار) مقدارقابل توجهی نیست( سازمان حفظ نباتات 1378) .
علیرغم این مسئله سیاست جاری وزارت جهادکشاورزی ودیگرسیاست گزاران تولیدگندم کشور، رسیدن به کشاورزی پایدار( تولیدبهینه ومستمرمحصولات کشاورزی باحفظ ویاحداقل زیان وارده به محیط زیست) است وخودکفایی درتولیدگندم وکاهش سطوح مبارزه شیمیایی باآفات گندم، ازمهم ترین برنامه های بخش کشاورزی وزیربخش تابع آن ( سازمان حفظ نباتات وموسسه تحقیقات آفات وبیماریهای گیاهی) می باشد.
دراین مجموعه نکات مهم وکلیدی دررابطه بامناطق انتشار، خسارت ، زیست شناسی ومدیریت کنترل آفات مهم گندم وجوکشور، به اختصاربیان شده است :
راست بالان زیان آورگندم:
تاکنون چندین گونه ملخ که میزبان آنها گندم ذکرگردیده است، جمع آوری وشناسایی شده اند. دربین ملخ هاگون هایی زیرحائزاهمیت می باشند
ملخ مراکشی Dociostaurus maroccanus ( Thunb.)
(Acrididae,Orthoptera)
مناطق زیست این ملخ درایران، دامنه های کوه های البرزوزاگرس درشمال غربی ، شمال شرقی، غرب، جنوب وجنوب غربی کشورمی باشدودرمناطق مرکزی ایران دیده می شود. گیاهان زارعی مختلف خصوصاً غلات به عنوان میزبان آن ذکرشده است وبیشترازسایرملخ های بومی ایران که میزبان گندم وجوذکرشده است، خسارت زااست ( غزوی، 1379).
ملخ صحرائی Schistolerca gregaria :
کانون های دائمی این ملخ درافریقا، عربستان، هندوستان وپاکستان قرارداردوتحت شرایط خاصی ازفازانفرادی به فازگله ای تبدیل شده وبه مناطق دیگرازجمله ایران حمله می کنند. این ملخ دامنه میزبانی وسیعی داشته وگندم وجونیزازگیاهان میزبان آن به شمارمی آید.
این ملخ درسال هایی که حالت گله ای آن به ایران حمله کرده است تادونسل درسال ایجادکرده است. درسال های اخیرشاهدحمله دسته های مهاجراین ملخ به ایران نبوده ایم. فازانفرادی این آفت درسیستان وبلوچستان وحاشیه دریای عمان وخلیج فارس نیزوجودداردکه درصورت مساعدبودن شرایط محیطی افزایش جمعیت داده وبه زراعت های هم جوارمحل زیست خودخسارت واردمی سازند
ملخ آسیائی Locusta migratoria L. :
(Acrididae, Orthoptera)
فازانفرادی این ملخ دراکثرنقاط ایران وجودداردوگندم وجونیزبه عنوان میزبان های این ملخ چندمیزبانه ذکرشده است. اولین گزارش حمله آن به ایران درسال 1325 بوده که ازخاک روسیه به نواحی شمالی ایران حمله کرده است درسال های اخیراین ملخ خسارت های شدیدی به مزارع نیشکروبرنج خوزستان واردنموده است. زمستان گذرانی این ملخ به صورت تخم است ودرشرایط خوزستان تا3 نسل درسال ایجادمی کند.
برخی دیگرازملخ های بومی درایران وجوددارندکه گندم وجومیزبان آنهاذکرشده است ودربرخی سال هاخسارت هایی قابل توجهی به غلات واردمی کنند. اسامی علمی مهم ترین آنهابه شرح زیرمی باشد:
Dociostaurus crassiusculus (Pantel ) ( Acrididae, Orthoptera)
Dociostaurus hauensteini Bolivar ( Acrididae, Orthoptera)
Ramburiella turcomana (F.W.) ( Acrididae, Orthoptera)
Calliptamus barbarus Costa ( Acrididae, Orthoptera)
Calliptamus turanicus (L.) ( Acrididae, Orthoptera)
Oediapoda miniata (Pall) ( Acrididae, Orthoptera)
Ailopus talassinus ( Acrididae, Orthoptera)
Pyrgodera armata (F. W.) ( Acrididae, Orthoptera)
Tettigonia viridisssma (L. ) (Tettigonidae, Orthoptera)
Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)
شته های زیان آورگندم:
شته های زیان آورغلات ازآفات درجه دوم مزارع غلات به شمارمی آیند. دربعضی سال هاجمعیت وخسارت برخی ازگونه ها( خصوصاً شته روسی گندم) افزایش یافته وخسارات قابل توجهی به مزارع گندم وجوواردمی کنند. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطح مبارزه شیمیای باشته های غلات درسال 1379 حدود17000 هکتاربوده است که عمدتاً برای کنترل شته روسی گندم صورت گرفته است).
شته های زیان آورغلات راازنظرمحل فعالیت برروی گیاه به دوگروه تقسیم می شوند: الف) شته هایی که روی ریشه گندم وجوفعاغلیت می کنندواهمیت اقتصادی ندارند. ) ب ) شته هایی که روی اندام های هوای گیاه فعالیت می کنند واهمیت اقتصادی آنهابیشترازگروه اول است . این شته هاعلاوه برخسارت مستقیمی که دارند، ناقل برخی ازبیماریهای ویروسی گندم وجونیزبه شمارمی آیند. ازگروه اول 2 است . گونه کم اهیمت وازگروه دوم 6 گونه که دارای اهمیت بیشتری هستند، به شرح زیرمعرفی می شوند.
شته برگ آل Anoecie corni
(Anoecidae,Homoptera)
این شته بیشتردرشمال ایران، اطراف کرج وقزوین جمع آوری شده است وفاقداهمیت اقتصادی است. میزبان اصلی آن درخت ال (Cornus) است وروی برگ آن ایجادگال کرده وسپس به طرف ریشه گندمیان مهاجرت می کند. این شته درمناطقی که این درخت ( وجودنداشته باشدبه صورت پارتنوژنزدائم روی ریشه گندمیان زندگی وتولیدمثل میکنند).
شته گالی نارون Tetraneura ulmi
(Pemphigidae, Homoptera)
شته گالی نارون ازبیشترنقاط کشوربه ویژه مناطق شمالی جمع آوری شده است واهمیت اقتصادی ندارد. این شته روی میزبان اصلی آن که نارون است ایجادگال می کندوسپس روی شته گندمیان ازجمله گندم وجومی رود.
شته روسی گندمDiuraphis noxia (Mordvilko )
(Aphididae, homoptera)
این شته نیزدراکثرمناطق کشورازروی گندمیان جمع آوری شده است وگندم، جوویولاف ازمیزبان های مهم آن به شمارمی آیند. درمناطق شمالی کشورمغان جمعیت آن همیشه چشمگیراست. این شته معمولاً بادیگرگونه های مهم شته های غلات به غیرازشته روسی گندم همراه است واهمیت اقتصادی زیادی دارد. برخلاف شته روسی گندم بارندگی ورطوبت برای تکثیروافزایش جمعیت آ ن مناسب است.
شته سبزیولاف: abenae sitobiom
) homoptera (Aphididae,
این شته نیزدراکثرمناطق کشورازروی گندمیان جمع آوری شده است وگندم ، جوویولاف ازمیزبان های مهم آن بشمارمی آیددرمناطق شمالی کشورومغان جمعیت آن همیشه چشم گیراست. این شته معمولابادیگرگونه های مهم شته های غلات به غیرازشته روسی گندم همراه است واهمیت اقتصادی زیادی دارد. برخلاف شته روسی گندم بارندگی ورطوبت برای تکثیروافزایش جمعیت آن مناسب است.
شته گل سرخ Metopolophium diehodum (Walker)
(Aphididae, homoptera)
این شته دراکثرمناطق کشوروجوددارد. درشمال کشور، مغان واطراف تهران جمعیت آن بیشتراست . میزبان اصلی آن گلسرخ است وزمستان به صورت تخم روی آنهااست. دربهارپس ازگذراندن یک نسل به طرف گندمیان مختلف مهاجرت می نمایندودراوخرپائیزبه سمت گل سرخ بازمی گردند.
شته سبزگندم، شته سمی گند Schizaphis graminum (Rondani)
(Aphididae, homoptera)
این شته ازروی غلات ودیگرگندمیان دراکثرنقاط کشورجمع آوری گردیده است این شته پرجمعیت ترین گونه درمنطقه سیستان بوده است. درسال های اخیراین شته درمقایسه بادیگرشته های غلات ازاهمیت کمتری برخورداربوده است.
بال ریشک داران زیان آورگندم:
چندین گونه تربپس ازمزارع گندم وجوکشورگزارش شده اند. نام علمی برخی ازاین گونه ها به شرح زیراست :
Haplothrips tritici (Kurdjumov) (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips aculeatus (Fabricius) (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips reuteri Karny (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips flavitibia Williams (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips niger Osborn(Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips subtilissimus Haliday (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Haplothrips tolerabilis Prisner (Phlaeothripidae, Thysanoptera)
Frankliniella intonsa (Trybom) (Thripidae, Thysanoptera)
فراوان ترین گونه هاروی غلات هستند. گونه اول اهمیت اقتصادی بیشتری دارد.
تریپس گندم(Haplothrips tritici (Kurdjumov)
(Phlaeothripidae, Thysanoptera)
تریپس گندم دراکثرمناطق کشورانتشاردارد. گندم، جو، چاودار، ذرت، برنج وبرخی گیاهان دیگربه عنوان میزبان آن ذکرشده اند. تغذیه این آفت باعث کوتاه ماندن وپیچیدگی سنبله اوکج ومعوج شدن ریشک هامی شود. خسارت تریپس گندم کاهش وزن دانه هارابه همراه داشته وکاهش محصول دراثرخسارت آن تا24 درصدنیزگزارش شده است. چنانچه تراکم پوره های آن 10 عدددرهرسنبله باشددرگندم آبی 0/8 درصدودرگندم دیم تا1 درصدوزن محصول دراثرخسارت این آفت کاهش می یابد. معمولاً تراکم این آفت درمزارع آبی بیشترازمزارع دیم است .
سخت بالپوشان زیان آورگندم:
بیش از10 گونه سوسک زیان آورازمزارع گندم وجوکشورجمع آوری وشناسایی شده اندکه درمرحله لاروی ، حشره کامل ویادرهردرومرحله خسارت زامی باشند. مهم ترین گونه های خسارت زابه شرح زیراند:
سوسک سیاه گندم Zabrus tenebrioides Goeze :
(Carabidae, Coleoptera)
سوسک سیاه گندم از بیشتر مناطق کشور گزارش گردیده است، اما آلودگی آن دراستان های گلستان، خراسان، فارس، کرمانشاه، خوزستان وایلام بیشتراست. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطوح مبارزه شیمیایی بااین آفت درسال 79-1378 حدود45000 هکتاربوده است. این آفت علاوه برگندم روی جو وچاودارنیزخسارت زااست وخسارت اصلی مربوط به لاورآن می باشدکه درپائیز وزمستان به بوته های گندم حمله کرده وباجویدن برگ هاوباقی گذاشتن رگبرگ های اصل خسارت می زند. لاروهابه هنگام فعالیت سوراخ هایی درخاک ایجادمی کنندوبرگ ها رابه داخل این سوراخ هابرده وموردتغذیه قرارمی دهند. هرلاروطی دوران زندگی خود20-30 بوته راازبین می برد. درمنطقه گنبدآلودگی به این آفت شدیدبوده ودربعضی ازسال هاتراکم لاروها50-100 عدددرمترمربع وخسارت آن تا70 درصدهم گزارش شده است. حشرات کامل آن ازاوایل تااواخرخرداد خارج می شوند وروی سنبله هاازدانه های خمیری شده تغذیه می کنند، اماخسارت آنهاچندان قابل توجه نیست.
سوسکهای قهوه ای گندم ( کرم های سفیدریشه غلات):
سوسک قهوه ای گندم به چندگونه سوسک زیان آوراتلاق می شود. لاروهای این آفت به ریشه گندم های پائیزه خسارت می زنندوحشره کامل آنهادرخرداد ازسنبله های گندم درمراحل خمیری شدن تغذیه می کنند. درسال اخیرگونه زیان آوری گزارش گردیده است که بیشترین خسارت وارده به گندم وجودرکرمانشاه مربوط به این گونه بوده است. چون حشرات کامل این گونه خسارتی مشابه سوسک های قهوه ای گندم ندارند، بنابراین اتلاق نام سوسک قهوه ای گندم به تمام گونه های فوق منطقی به نظرنمی رسدوکرم های سفیدریشه غلات عنوان بهتری برای معرفی آنهااست. نام گونه های مهم این سوسک هابه شرح زیرند:
Anisoplia Austria
Anisoplia Leucaspis
Anisoplia Lata Er.
Amphimallon caulasicus
بال پولکداران زیان آورغلات:
بیش از10 گونه بال پولک داران جمع آوری وشناسایی شده اندکه درمرحله لاروی به گندم وجوخسارت می زنند. مهم ترین این گونه هابه شرح زیرمی باشند:
مینوز برگ غلات Syringopais temperatella (Led.)
(Scythrididae, Lepidopotera)
این آفت بانام برگ خوارغلات معرفی شده است اماتوجه به نحوه خسارت لاروآن، نام مینوز برگ غلات برای آن مناسب تراست. این آفت تاکنون ازاستان های خوزستان ، فارس، بوشهر، ایلام، لرستان، چهارمحال وبختیاری، کرمانشاه، خراسان، گلستان ، گیلان، ومازندران گزارش شده است. تراکم وشدت خسارت این آفت درمناطق گرمسیری بیشترازمناطق سردومعتدل است ودرمناطق آلوده ای که مزارع دیم جایگزین مراتع تخریب شده گردیده اند، شدت آلودگی بسیارزیاداست ومی توان گفت که تخریب مراتع درافزایش جمعیت این آفت موثربوده است. گندم، جو، یولاف، بسیاری ازعلف های هرزخانواده گندمیان ولگومینوزوبسیاری دیگرازودیگرخانواده های گیاهی به عنوان میزبان آن معرفی شده اند.
کرم ساقه خوارگندم Ochsenheimeria vacculella
(Ochsenheimeridae, Lepidoptera)
کرم ساقه خوارگندم یابیدساقه خوارگندم نامیده شده است این آفت نخستین باردرسال 1346 ازاصفهان گزارش شده است وپس ازآن درکرج وبرخی دیگرازمناطق کشوردیده شده است.
لاروهای این آفت ساقه خواراست وعلاوه برگندم وجوبه چاودارودیگرگندمیان نیزخسارت می زند. خسارت آن روی گندم باعث سفیدشدن وخشک شدن سنبله هامی شود.
کرم ساقه خواراروپائی ذرت Ostrinia nubilalis (Hub.)
(Pyralidae, Lepidoptera)
گندم وجووگندمیان دیگربه عنوان میزبان های کرم ساقه خواراروپایی نیزمعرفی شده اند.این کرم ساقه خواردرگرگان ، مازندران ، گیلان وآذربایجان شرقی به گندم وجونیزخسارت واردمی کند.
کرم ساقه خوارذرت Sesamia cratica (Led.)
(Noctuidae, Lepidoptera)
گندم وجونیزبه عنوان میزبان کرم ساقه خوارذرت ذکرشده اند. خسارت این آفت روی گندم اهیمت اقتصادی ندارد.
کرم ساقه خوارنیشکر:spsamia nonagrioides
(Noctuidae, Lepidoptera)
ازآفات مهم نیشکروذرت درخوزستان وفارس است وگندم وجونیزبه عنوان میزبان های آن ذکرگردیده است.
کرم طوقه بر( اگروتیس) Scotia spp. .
(Noctuidae, Lepidoptera)
اگروتیس یاکرم طوقه برگونه های مختلفی داردواین گونه هادراکثرنقاط کشورماوجوددارند. گندم وجونیزازمیزبان های این گونه های چندمیزبانه به شمارمی آیند.
پروانه خوشه خوارگندم Hadena basilinea
(Noctuidae, Lepidoptera)
این آفت ازآذربایجان شرقی وغربی وچهارمحال بختیاری وبعضی دیگراز مناطق غرب کشورگزارش شده است. لارونه آن ازدانه های نارس ورسیده سنبله های گندم تغذیه می کندوازمیزان خسارت آن اطلاعی دردست نیست.
پروانه خوشه خوارگندم Cnephasia pascuana Hb.
(Tortricidae, Lepidoptera)
لاوراین آفت تاسن پنجم ازبرگ های غلات تغذیه نموده ودرسنین بعدی به ساقه وسنبله گندم حمله می کند. این آفت شش سن لاروی داشته ویک نسلی است وزیان آن اقتصادی نیست.
دوبالان زیان آورگندم:
بیش از10 گونه ازدوبالان زیان آور( مگس هاوپشه ها) به عنوان آفت گندم وجودرکشورشناخته شده اند، امامناطق انتشار، میزان خسارت وزیست شناسی آنهادرکشوردقیقاً مطالعه نشده است. این گونه های زیان آوربه شرح می باشند:
مگس های گندم 1-Oscinella frit L.
(Chloropidae, Diptera)
ازورامین جمع آوری شده واحتمالاً درسایرمناطق کشوروجوددارد. میزبان های آن گندم، جو، یولاف، ذرت وچاودارذکرگردیده است. لاروهای آن ازجونه های مرکزی تغذیه می کندوباعث خشکیدگی وفسادجوانه مرکزی می شود.
2-Oscinella pusilla Mg.
(Chloropidae,Diptera)
ازساوه، گرگان، زنجان ومراغه جمع آوری شده است. لاوراین مگس ابتدا درداخل جوانه مرکزی وبعددرداخل ساقه های گیاه فعالیت دارد. حشرات کامل آن دردودوره زمانی درطول دوره رشدگندم ظاهرمی شوند.
3-Oscinella nitidissima (Meg.)
(Chloropidae,Diptera)
لاروهای آن اززنجان روی گندم دیم وازقروه کردستان روی ساقۀ جوجمع آوری شده است. دانه های جوحاصل ازگیاهان موردحمله چروکیده شده بودند.
مگس های ساقه گندم 1- Meromyza saltatrix
(Chloropidae,Diptera)
ازمناطق انتشاراین گونه وزیست شناسی آن اطلاع زیادی دردست نیست. لارو آن ازجوانه مرکزی واحتمالا درنسل های بعدازدانه های نرم سنبله هاتغذیه می کند.
2- Meromyza facialis Fedossva
(Chloropidae,Diptera)
ازکرج جمع آوری شده است.
مگس زردساقه گندم Chlorops pumilionis Bjerk.
(Chloropidae,Diptera)
ازمنطقه کرج وورامین جمع آوری شده است وخسارت آن شبیه گونه های قبلی است.
اسامی علمی سایردوبالان زیان آوری که ازمزارع گندم وجوجمع آوری شده اندبه شرح زیرمی باشند:
Contarinia tritici Kirby (Cecidomyiidae, Diptera)
Lasiosina cinctipes Meg. (Chloropidae, , Diptera)
Thaumatomya notata Meg. (Chloropidae, , Diptera)
Lasiosina cinctipes Meg. (Chloropidae, , Diptera)
Opomyza florum L. (Opomyzidae, Diptera)
Domomyza ambigua Fall. (Agromyzidae, Diptera)
Cerodontha denticorivis (Panzer) (Agromyzidae, Diptera)
Phobia penicilifera Jermy (Anthomyiidae, Diptera)
بال غشائیان زیان آورغلات :
زنبورساقه خوارگندم: Lephus pygmaeus
(Cephidae,Hymenoptera)
زنبورساقه خوارگندم ابتدادراستان های تهران ومرکزی دیده شدواکنون درتمام مناطق کشوروجوددارد. این آفت علاوه برگندم وجوبه چاودارنیزحمله می کندوازآفات درجه دوم غلات محسوب می شود. خسارت این زنبورمربوط به لاروهای آن است که بافت داخلی ساقه رابه سمت پائین موردتغذیه قرارمی دهد. ساقه های آلوده سنبله های سفیدودانه های لاغری راتولیدمی کنندبه طوری که درصدکاهش وزن دانه هادرساقه های آلوده تا15 درصدهم می رسد. ساقه های آلوده باوزش بامی شکنند. درصدآلودگی مزارع به لاروهای این زنبوربین 5تا20 درصدگزارش شده است.
Trachelus tabidus (Fabr.)
(Cephidae,Hymenoptera)
تاکنون ازاستانهای تهران ومرکزی جمع آوری شده است. لارواین زنبورنیزساقه خواربوده وبه گندم، جووچاودارخسارت می زندخسارت وزیست شناسی آن مشابه C.pygmaeus است.
زنبوربرگ خوارغلات Dolerus near puncticollis Thoms.
(Tenthredinidae, Hymenoptera)
لاروهای آن ازبرگ هاتغذیه می کنند وخسارت آنهااقتصادی نیست.
کنه های زیان آورگندم:
درخصوص کنه های زیان آورگندم وجوخصوصاً کنه هایی که درمزرعه به غلات خسارت وارد می کنند، تحقیقات چندانی درکشورصورت نگرفته است وتنها خسارت کنه قهوای گندم دربرخی نقاط کشورگزارش شده است.
کنه قهوه ای گندم Petrobia lateens (Muller)
(Tetranychidae,Acari)
این کنه به طورپراکنده ازبسیاری مناطق کشورگزارش شده است. مطالعاتی درخصوص بیولوژی وتغییرات جمعیت این کنه درچهارمحال وبختیاری صورت گرفته است. زمستان گذرانی این به صورت تخم است ودرمنطقه چهارمحال وبختیاری 5 نسل درسال دارد. خاک های سنگین رسی، بارش باران، وزش بادشدیدوتناوب زارعی ازعوامل موثردرکاهش جمعیت این کنه ذکرشده است.
مدیریت تلفیقی آفات گندم:
یک سیستم تصمیم گیری برای کنترل آفات است که بادرنظرداشتن اصول ( Integrated Pest Management) مدیریت تلفیقی آفات اکولوژیک، اصول اقتصادی وعلایق تولیدکنندگان، تلفیقی ازروش های مختلف کنترل ( بیولوژیکی، زراعی، مکانیکی، فیزیکی، رفتاری، شیمیایی و...) رابه گونه ای به کارمی بردکه سوددهی اقتصادی حداکثروزیان وارده به محیط زیست به حداقل ممکن برسد. مدیریت تلفیقی آفات متکی به عوامل طبیعی کننرل کننده است وسموم شیمیایی رابه عنوان آخرین راه حل توصیه می کند. برنامه اجرایی مدیریت تلفیقی آفات گندم وجودارای مراحل زیراست:
الف) بررسی های اکولوژیکی:
- شناسایی آفات ودشمنان طبیعی آنها، مناطق انتشاروتهیه بانک اطلاعتی برای آنها
- مشخص نمودن آفات کلیدی وآفات درجه دوم وسوم
- تعیین روش هاوتکنیک های مناسب برای نمونه برداری ازجمعیت آفات
- مطالعه بیواکولوژی آفات کلیدی وآفات درجه دوم وتهیه جدول زندگی آنها
- توسعه سیستم های پیش آگاهی ومراقبت برای آفات کلیدی
ب) بررسی های اقتصادی
- ارزیابی میزان خسارت آفات کلیدی وآفات درجه دوم
- تعیین سلح زیان اقتصادی آفات کلیدی ودرجه دوم
- بررسی های اقتصادی واجتماعی مدیریت کنترل آفات
(ج) مدیریت تلفیقی ( تلفیق روش ها)
- توسعه روش های به زراعی وبه کارگیری عوامل مختلف برای تولیدمحصول بهتر
- اتخاذ شیوه های مناسب برای افزایش تاثیرعوامل زنده وغیره زنده کنترل کننده جمعیت آفات
- تلفیق روش های کنترل ( بیولوژیکی، زارعی، شیمیایی و...) برای کاهش جمعیت آفات کلیدی وآفات درجه دوم براساس زیست شناسی ومراحل حساس زندگی آنها
د) اجرا، ارزیابی ، ترویج وتوسعه
- اجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات درمزارع نمونه وارزیابی آن
- آموزش وجلب مشارکت کشاوزان واجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات به کمک آنان
- ترویج وتوسعه روش هاوارزیابی نتایج آنها
نیزقابل اجرااست واساساً بخشی ازآن به (ICM) درقالب برنامه مدیریت محصول (IPM) توسعه واجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات شمارمی آید. لازمه اجرای یک برنامه گسترده برای مدیریت محصول درگندم زارهای کشور، همدلی، همراهی وهماهنگی بهره برداران، مصرف کنندگان ومتخصصان کشاورزی ( آب وخاک، زراعت واصلاح نبات، ماشین آلات، گیاه پزشکی، اقتصاد، ترویج وآموزش، مدیریت وتعاون و...) درتمام مراحل تولیدومصرف است. چنین برنامه هایی می بایست براساس شیوه های مشارکتی اجراشوند. درشیوه های مشارکتی ،پروژه هاوطرح هابرمبناهای نیازهای واقعی بهره برداران شکل می گیردومسئولیت اجرای برنامه نیزبه عهده آنان است ودولت تنهانقش تسهیل گر، حمایت کننده وپشتیبان رابه عهده خواهدداشت.
سن گندم خطرناکترین آفت گندم:
پای سوابق تاریخی ونیزازمنظراهمیت اقتصادی دوآفت ملخ وسن گندم درمملکت ماهمیشه مطرح بوده وقدیمی ترین نوشته هاازخسارت های جدی این دوکه گاه درمناطقی درحدقحطی میرسیده دردست است.
خشکیده بادبال وپرسن که هیچگاه درملک فارس کس نشنیدی گدای کاه
این شعرکه منسوب به محمدرفیع مرودشتی درحدودیکصدسال پیش می باشدنشان ازخسارت سن درمزارع گندم می دهدبه نحوی که حتی کاه نیزبرداشت نشده است.
بدیهی است که قبل ازرواج سمپاشی برعلیه سن گندم خسارت افت غالبادرمناطق اصلی فعالیت آفت به صورت طغیانهای دوره ای وتقریبامنظم صورت می گرفته که دراین رابطه به نظرمی رسدعامل غذانقش اصلی تری بازی می کرده است.
رادرایران میتوان مثال خوبی برای گشترش وطغیان سن گندم Eurygaster integriceps گسترش وطغیان حشرات دراثردخالت انسان درمحیط طبیعی ذکرکرد. درگذشته های دورمحیط اصلی ومحل دائمی زندگی سن گندم های نواحی کوهستانی بوده وپوشش گیاهی این مناطق راگرامینه های وحشی تشکیل می داده که میزبان اصلی این حشره به شمارمی رفته است.
علاوه براین گیاهان چندساله مثل گون Astragalus ودرمنه Artemisia وبرگهای خزان کرده درختانی مثل بلوط پناهگاههای زمستانه این آفت راتشکیل می دهند.
درسالهای اخیردخالت های انسان درمحیط طبیعی نظیره چرای بی رویه دام ومصرف گیاهان چندساله ومصرف درختان ودرختچه های جنگلی به عنوان سوخت وتخریب مراتع وکشت گندم دراین مناطق باعث به هم خوردن تعادل زیستی محیط وگسترش مناطق انتشاروافزایش جمعیت این آفت گردیده است.
حشره کامل 8/12-8 وعرض آن 8-5 میلیمتراست وعلت اصلی دامنه نسبتاوسیع تغییرات دراندازه حشره کامل شیوه زندکی آفت است که براساس بررسیهاومشاهدات درسراسرمناطق سن خیزکشوراین حشره 2 شیوه زندگی دارد که این خودمنجربه تغییراتی دراندازه آفت شده است.
جمعیتی ازاین حشره که درزیستگاههای طبیعی واقع درارتفاعات زندگی می کنند وضمن تغذیه ازگیاهان غیره زارعی به خصوص گندمیان وبدون آنکه پروازهای قابل توجهی انجام دهند، به زادولدمی پردازند، افراداین گروه کوچک وطول وعرض آنهابه ترتیب 5/10-8 و 8/6-5 میلیمتراست درحالی که گروه دوم ازاین حشره که ازگندم وجوتغذیه می کنندبه خصوص آنهایی که به مزارع آبی حمله ورمی شوندجثه ای بزرگترداردوطول وعرض آنهابه ترتیب 8/12-8/9 و6/8-2/6 میلیمترمی باشد.
رنگ حشره کامل بسیارمتغیربوده ورنگ عمومی آنهاقهوه ای وزرد خاکی که این نیزازروش تاتیره تغییرمی کند. به علاوه نمونه هایی به رنگ سیاه، قرمز، مسی وزردکهربایی نیزدیده می شود.
سطح پشتی حشره کامل ممکن است عاری ازهرگونه لکه مشخص ویادارای لکه های تیره باابعادوشکلهای مختلف به خصوص روی سپردیده می شود. درروی سپرودرحدفاصل آن باپیش گرده 2لکه روشن کوچک به چشم می خورد. سرحشره مثلثی است ونوک آن به جلوامتداددارد. نزدیک خط فاصل بین سروسینه دوچشم ساده ودرگوشه جانبی سردوچشم مرکب دیده می شود.
شاخک 5 بندی است که بندپنجم آن بلندترین بندمی باشدوپس ازآن بنددوم بلندترازبقیه است وبندسوم کوچکترین وبنداول وچهارم مساوی می باشد. پیش گرده شش ضلعی است وپاهارنگ کلی بدن رادارند. وهرپنجه 3 بنددارد. سپربسیاربزرگ ورشدکرده است وبه استثنای قسمت کوچکی ازکوریوم ، بالهای رویی ودوحاشیه جانبی شکم، وهمه پشت حشره رامی پوشاند. درحاشیه جانبی شکم که اززیرسپربیرون می ماند5 لکه تیره رنگ دیده میشود که مشخص کننده موقعیت 5 بندشکمی است.
تنهااختلاف درشکل ظاهری حشرات کامل نروماده مربوط به قطعات بیرونی دستگاه تناسل آنهاست که درانتهای قسمت زیرین شکم واقع است. این قطعه درحشرات نرساده است وهیچ گونه تقسیم بندی درآن دیده نمی شوددرحالی که درحشرات ماده به 6 قسمت بزرگ ودو(2 ) قسمت کوچک تقسیم می شود.
تخم حشره کروی قطرآن یک میلیمتراست. زنگ تخم تازه سبزروشن است وروی تخم سوراخهای تنفسی واقع است. رنگ پوره های اول بلافاصله بعدازخروج ازتخم سبزبسیارروشن است که (Micropyle) واقع است. پس ازچندساعت متمایل به سیاه می شود.
ازسن دوم به بعدرنگ اصلی پوره هانمایان می شود. وجه تمایز پوره به خصوص پوره های سنین 4و5 بسیاربارزاست بدین معنی که بال ازسن چهارم پورگی جوانه می زندودرسن پنجم مشخصترمی شود.
مناطق انتشارسن گندم درحال حاضرازطرف باختربه مرزهای ایران باعراق وترکیه وازطرف خاوربه مرزهای کشورباافغانستان وپاکستان می رسد، به عبارت دریگرازمرزهای غربی تاشرقی بجزکویرهای مرکزی فلات ایران زیرپوشش این حشره قراردارد. درشمال کشوراین حشره به جزدرنوارساحلی دریای خزر دربقیه مناطق فعالیت خودراگسترش داده است وتامرزهای ترکمنستان ، آذربایجان وارمنستان پیش رفته است درجنوب کشورنیزفقط نوارساحلی دریای عمان وخلیج فارس وقسمتی ازجلگه خوزستان ازحملات این آفت مصون مانده است.
انتشارسن گندم درایران به 3 عامل اصلی زیربستگی دارد:
1- وجودمنابع غذایی
2- وجوداماکن مناسب جهت دوره طولانی دیاپوز
3- وجودشرایط اقلیمی مناسب جهت فعالیت آفت
گیاهان میزبان سن گندم
سن گندم عمدتاازگرامینه هاتغذیه می کنند، بخصوص ازگندم وجووچاوداروذرت ونازک برگان وگیاهان وحشی دیگرمثل شاهدانه وعلف های پهن برگ به عنوان میزبان دوم که عمدتاشامل شترمی باشدونیزبعضی درختان خزان کننده مثل درخت بلوط.
درطول دوره زیستی سن گندم فقط 1 تا5/2 ماه رابه عنوان یک حشره کامل برروی گیاه سبزبه سرمی بردوبقیه سال رابه حالت استراحت درزیرپوشش گیاهی دامنه تپه هامی گذرانند. این دوره استراحت شامل 2 فازاست
1-تابستان گذرانی درطول ماههای گرم وخشک آخرتابستان وپائیز
2- زمستان گذرانی درطول ماههای خیلی سردوزمستان
جمعیت آفت درمحلهای استراحت یازمستانگذرانی اغلب خیلی کپه ای ومجتمع هستند، باتراکم 10 تا60 سن درهرمترمربع کوهستانی مخصوص زمستانگذرانی آفت معمولادرحدود10 تا20 کیلومترازمزارع گندم فاصله دارند. اگرچه حشره می تواندتامسافت 150 کیلومتری دورترنیزپروازکندودربهارسن های بالغ زمستانگذران به پایین به سمت مزارع مهاجرت می کنند.
مهاجرت می تواندمتناوب صورت گیردوحداکثردرطول یک ماه کامل شود. بعدازتغذیه جفت گیری صورت می گیردوسپس تخمریزی انجام می شود، باتکمیل سن پورگی ودرنهایت ظهورحشره کامل نسل جدید یک نسل کامل تشکیل می شود
قابل ذکراست که اولین پیشتازهادراولین فرودهامعمولاً حشرات نرهستند.طبق مشاهدات درمزارع حومه شیرازحمله به مزارع از15 اسفندماه ( درمناطق گرمتر) تا20 فرودین ماه (درمناطق سردتر) ادامه یابد.
سیکل زندگی:
تخم هادردسته های کوچک، معمولاً 14 تایی روی برگهای گیاه درمناطق آلوده گذاشته می شود. که باتوجه به شرایط محیطی درمزارع حومه شیرازتا5 بارتخم گذاری مشاهده شده است.
دوره رشدونمووتخم دردمای 20 درجه سانتی گرادحدودا9 تا10 روزطول می کشد. بعدازتفرخ تخمهاپوره هاقبل ازآنکه به سمت خوشه هاپراکنده شوندبه صورت دسته جمعی دراطراف پوسته های تخمشان باقی می مانند. قبل ازتبدیل شدن به حشرع کامل پوره ها5 بارپوست اندازی می کنندو 4 سن پورگی هرکدام حدود4 روزطول می کشدودرحالیکه آخرین مرحله رشدطولانی تربوده ودرحدود10 تا11 روزبه طول می انجامد. مراحل رشدونموازتخم تاحشره کامل حداقل 35 تا37 روزوحداکثر50 تا60 روزبوده که بستگی به 2 فاکتوردارد:
1- دسترسی به غذا
2- شرایط آب وهوایی
درسال زارعی جاری ( فروردین 87) اولین تخم ریزی درتاریخ 15 فروردین ظهوراولین پوره هادرتاریخ 22 فروردین مشاهده شد.
تغذیه حشره:
پوره هابیشترعمرشان راروی ساقه وخوشه غلات سپری می کنند ودرصورت گرمی هواقادرندتغذیه خودرادرطول شب انجام دهند. بااین وجوددرطول گرمای روزبیشترپوره هادرجستجوی پناهگاهی دربرگهای پایین ویادرخاک هستند. 5 مرحله پورگی وجودداردوسن های بالغ نسل جدید به بیشترین وزن نیازدارندکه بقای آنهادرآینده بستگی به ذخایرچربی داردکه انباشته اند.
دسنین آخرپوره هاتحرک کمتری دارنداغلب به مدت چندساعت بی حرکت باقی می ماننددراین مرحله اگرگندم هازودبرداشت شده باشند، این حشرات قادرنخواهندبودکه به میزان کافی ذخیره چربی دربدنشان بسازندواین مسئله دربقاء آنهادرآینده تاثیرزیادی دارد.
تغییرات جمعیت:
جمعیت سن گندم بوسیله :
الف) عوامل زنده: شامل شکارچی هاوپارازیتها
ب) عوامل غیرزنده : شامل عوامل اقلیمی ، عملیات کشاورزی، وکاربردآفتکش هاتنظیم می شود.
عوامل زنده:
سن های غلات اگرچه موردحمله تعدادکثیری قرارمی گیرندولی دراین میان شکارچیان بندپامانندعنکبوتهاکلیدی ترهستند.
حشرات شکارچی دیگری مثل مگسهای tachinidae وسوسکهای carabidae ، بالتوری ها، زنبورها وسن های شکارگرمی توانندتحت شرایط خاصی مهم باشند. سن های گندم همچنین موردحمله پارازیتهای اختصاصی ترقرارمی گیرندکه مهمترین آنهااززنبورها( Hymenoptera) بوده وتخم سن راپارازیته می کنندوعوامل دیگری شامل نماته ها ومیکروارگانیسم هاکه درموردآنهامطالعات وشواهدکمتری وجوددارد.
عوامل غیرزنده درکنترل جمعیت سن گندم:
به عوامل مختلفی مثل دردست بودن یانبودن غذا، شرایط اقلیمی ، کاربرد حشره کش هاوغیره به عنوان عوامل غیره زنده موثربردینامیسم جمعیت افت اشاره کرده اند.
الف- غذا:
ناکافی بودن غذااغلب می تواندعامل اصلی مرگ ومیرباشد. این رخداد درطول طغیانهای بزرگ ویابعدازآن روی می دهد. یعنی وقتی که سن های مادرمزارع گندم راقبل ازآن که گندم به خوشه بنشیندازبین می برند. بنابراین پوره هاقبل ازبلوغ به دلیل عدم وجودغذاویاعدم توانایی درذخیره کردن چربی کامل درمراحل زمستانگذرانی می میرند.
ب- شرایط اقلیمی :
دربهارشرایط اقلیمی بسیارمهم است چراکه اگرهواسردومرطوب باشدمانعی جدی برای تولیدمثل وبقای پوره های جوان محسوب می شود.
اگرغذای فراوان وجودداشته باشدوهوامطلوب باشداین حشرات می توانندذخایرچربی موردنیازخودرادرطول 10روزیاکمی بیشترانباشته نمایند، بااین وجودبارانهای سنگین می تواندتغذیه راکم کندیامانع آن شود.این ذخایرچربی است که تعیین می کندچه مسافتی راحشره می تواندبه نواحی زمستانگزرانی مناسبتری مهاجرت کندویاچه مدت می توانددراماکن تابستان گذران زنده بماند. گفتنی است که سن گندم یک حشره گرماوآفتاب دوست است وتمام مراحل زیستی ازقبیل مهاجرت بهاره ، بلوغ جنسی، تغذیه، تخمریزی، تفرخ تخمهاورشدونموپورگی و ... اگرهوای گرم ومرطوب وبادهای شدیدوجودنداشته باشدباموفقیت بیشتری روی می دهد. هوای نمناک وبادهای شدید اثرنامطلوب بررشدونموجمعیت ودرنتیجه بقای آنهادارد.
ج) دما: مطالعات درموردواکنش سن گندم به درجه حرارت نشان داده است که بسته به حالت فیزیولوژیکی حشره ازدرجه حرارت 6 تا25 درجه سیلیسیوس بصورت افزایشی فعال می شوندوبین 25 تا37 درجه فعالیتشان کاهش می یابدواین درحالی است که درفاصله 37 تا48 درجه افزایش فعالیت مجدد وجودداردکه به این مقطع فعالیت بیماریزایی یا(pathologic activity) گویند.
بعدازاین مرحله ودردرجه حرارت حدود58/49 درجه سیلیسوس حشره می میرد. درنواحی ایران سن گندم حداکثردمای 30 درجه وحداقل دمای 5/2- تا3- درجه سانتی گراد رامی تواندتحمل کند.
د- آب ، باران ورطوبت نسبی:
حشره کامل نسل جدید می تواندبرروی گندم خشک تغذیه کرده وآب موردنیازخودرابه صورت آب آزادیاازطریق شیره گیاهی تامین کند. درصورت وجودغذاوعدم وجودآب حشره 9تا10 روزبعدمی میرد.گفتنی است که بارانهای سنگین مرگ ومیرتخم ها وپوره هاراافزایش می دهد.
ه – باد:
وقتی سن های بالغ برای پروازآماده شدندودرعین حال شرایط درمزارع مناسب باشدآنهاشروع به پرواز مهاجرتی می کنند باید توجه کرد که اکثریت سن ها شروع به پرواز در جهت باد می کنند و اگر این جهت آنها را به نواحی مساعد ببرد کوهستانها در مهاجرت تایستانی و دشت های زیر کشت در بهار پرواز موفقیت آمیز خواهد بود. در غیر این صورت مرگ و میر زیادی در نتیجه این پروازها حادث می شود که دلیلی است بر ضرورت مهاجرت آفت .
پیشگیری و کنترل:
به منظور پیشگیری و کنترل سن گندم از کاربرد مدام آفت ها در بلند مدت می بایست خودداری کرد. در اغلب آفت مثل حشرلات کنه ها نماتتدها و بیماری ها و علفهای هرز ثابت شده است که یک مدیریت تلفیقی شامل بکارگیری عملیات زراعی و کنترل بیولوزیکی می باشد. آفت کش ها فقط زمانی به کار گرفته می شوند که سایر روشهای کنترل نتواند جمعیت آفت را به زیر سطح زیان اقتصادی پایین بیاورید. بهترین روش برای کنترل آفت روشی است که بتواند بر مبنای محاسبات اقتصادی قابل دوام و بی خطر برای محیط زیست باشد.
کنترل زراعی:
این روش ها شامل مجموعه اقداماتی است که می تواند از طغیانهای جدی سن گندم بودن نیاز به کاربرد آفت کش جلوگیری کند و غالبا نقش پیشگیری دارند.
الف- برداشت زود هنگام
ب- زود کاشتن و یا کاشت واریته های مقاومتر
ج- وجین کردن کامل علفهای هرز در تمام طول فصل
د- تناسب کشت با محصولاتی غیر از غلات
ه- به زراعی در کشت غلات که باعث می شود گیاه بهترین رشد و نمو را داشته و در نتیجه زودتر برداشت شود.
ح- کنترل بیولوژیکی
به دلیل اثرات فوری و آشکار بسیاری از آفت کش های در دسترس استراژی مبارزه بیولوزیک در مقاسیه با مزایای روش های شیمیایی مورد غفلت قرار گرفته است.
در شرایط آب و هوائی و محیطی شیراز زنبورهای جنسهای تریکوگر اما و تلنموس که پارازیتوئید تخم سن می باشند برای مبارزه با سن گندم مناسب تشخیص داده شده که هنوز به بررسی ها و اقدامات فراوانی دیگری نیاز است. از پرندگان نیز کپک تا حدودی می تواند در کنترل آفت نقش داشته باشد که تغذیه آن از حشره کامل سن مشاهده گردید.
3- کنترل شیمیایی:
به صورت کلی همه آفت کش ها اثر مرگ و میر لازم روی سن گندم را دارند ولی کاربرد آفت کشها همیشه باعث کاهش جمعیت سن گندم نمی شود. از سم هایی که برای کنترل این آفت استفاده می شود پیرتروئیدهای مصنوعی مانند دلتامترین دسیس- دلتامترذین و دلتارین به دلیل سمیت کم برای پستانداران به کار گرفته می شود و نیز آفت کش های متداول دیگر می توان هیدروکربنهای کلره و ارگانوفسفاتها مرگ و میر بالا برای سن گندم دارند.
باید دقت شود که اگر کاربرد سموم در زمان مناسب از نظر شرایط آب و هوایی صورت نگیرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشی باید تکرار شود.
به طور کلی حشرات کوچکتر خیلی راحتر توسط یک حشره کش کشته می شوند بهترین زمان سم پاشی در سن های غلات به خصوص سن گندم وقتی است که پوره های جوان شروع به تفرخ می کنند باید توجه کرد که سن های بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراکم بالا باید قبل از جفت گیری کنترل شوند.
منبع : http://pest-wheat.blogspot.com/